داداش کوچیکه
یزید هم آخرش گردن نگرفت! ترامپ: من به این باور نرسیدهام که میناب کار ما بوده، من گزارشی رسمی دربار
دیشب به مدرسه شجرهطیبه رفتم
عاشورای واقعی بود!
😭شیخ موسی میگفت:
پیکر معلمی رو درحالیکه کودکی را در آغوش خود پناه داده بود، بیرون کشیدند!
میگفت و میخواست بزنه زیر گریه که من بحثو عوض میکردم..
حالا نمیدونم این جملهم نقض بندِ فلانِ تفاهماسلامآباد میشه یا نه اما
لعنت بهت ترامپ!
لعنت به پدر و مادرت!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣
هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت
آمد به انتقام... بماند بقیّهاش
از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام... بماند بقیّهاش
شمشیرها تمام شد و نیزهها تمام
شد سنگ ها تمام... بماند بقیّهاش
گویا هنوز باور زینب نمیشود
بر سینۀ امام...؟ بماند بقیّهاش
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته
در بین ازدحام... بماند بقیّهاش
راحت شد از حسین همین که خیالشان
شد نوبت خیام....بماند بقیّهاش
بر خاک خفتهای و مرا می برد عدو
من می روم به شام... بماند بقیّهاش
دلواپسم برای سرت روی نیزهها
از سنگ پشت بام... بماند بقیّهاش
دلواپسی برای من و بهر دخترت
در مجلس حرام... بماند بقیّهاش
قصه به "سر" رسید و تازه شروع شد
شعرم نشد تمام ... بماند بقیه اش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣
🌹 موکب شهدای ناجا
تهران تقاطع شریعتی مطهری
دوستان ما اینجا به بدهی خوردن
عزیزان لطف کرده و محبت کنن👇
شماره کارت:
6037997770626001سید مصطفی حسینی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🇮🇷کانال داداش کوچیکه ❣@dada69❣
داداش کوچیکه
دیشب به مدرسه شجرهطیبه رفتم عاشورای واقعی بود! 😭شیخ موسی میگفت: پیکر معلمی رو درحالیکه کودکی را در
🌹 دیشب یه زن و شوهر
که ظاهر خیلی مذهبی هم نداشتن
از تهران با پرواز اومده بودن شیراز
تا از اونجا با سواری خودشونو
شبعاشورا به گلزار میناب برسونن
و سر مزار شهدای دانش آموز
شربت بدن و برگردن!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣
داداش کوچیکه
این سمت یه روستا هست که عملا پایگاه فرهنگی شده یه مسجد داره که هم محل اسکان رزمنده هاست هم روی گام د
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجب مسجدی دیروز رفتیم!
ظاهراً اولین سند پیشرفت منطقهای در کشوره اونم در یه روستای دورافتاده!
نیمساعت توضیحاتش طول کشید
#مسجد_خانهپیشرفت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣
وزیر گردشگری
تو سفارت ایران
داره انقلاب رو صادر میکنه😔
پرچم ایران و قاب امامین
رو هم برمیداشتید دیگه!
‼️این عکس از جنگ ۱۲روزه هم خطرناکتره و نشون میده انقلاب در خاک ایران هم غریبه!
#انقلابِ_غریب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣
داداش کوچیکه
🌹 دیشب یه زن و شوهر که ظاهر خیلی مذهبی هم نداشتن از تهران با پرواز اومده بودن شیراز تا از اونجا با س
دیشب خانه شهید خدیجه درویشی رفتیم که پدرش از چندماه قبل در اثر تصادف به کُما رفته و مادرِ خانه در منزل از او پرستاری میکند تا به هوش بیاید و خبر شهادت دخترش را بشنود.
مادرش برای ما شیرینی آورد و گفت:
از کلاس دوم روزه میگرفت
و امسال ۱۰ روز آخر شعبان را نیز کامل روزه گرفته بود و روز شهادت بدون سحری..😭
خدیجه در روز وفات حضرت، شهید شد و در ۱۰۰ قدمی خانه کنار سه تن از دوستانش دفن شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣
یکی از پدرها میگفت صبح به من زنگ زدند که جنگ شده و بیا بچه را ببر
با عجله تا مدرسه رفتم ولی دیدم قیامت شده و پیکر تکه شده فرزندم جلوی مدرسه افتاده!
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این سند جنایت آمریکاست
😭هنوز ۶۰ قطعه از شهدای مدرسه میناب تعیین هویت نشده و قرار است بزودی جداگانه تشییع و دفن شوند!
#داغ_میناب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣
دیوار مدرسه شجرهطیبه میناب
با چشمهای معصوم شهادت میدهد
ما نه ظلم کردیم
و نه ظلم را میپذیریم..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣
🌹 صبح جمعه میهمان
شهید محمد جنگیچی شدیم. این خانواده اصرار داشتند دانشآموزشان در خانه دفن شود اما قانون اجازه نمیداد لذا در پارک جلوی خانه و محل بازیش آرام گرفت.
عصرها مادر بر سر مزار مینشیند و از زائران بخصوص کودکان و همبازیهای فرزندش، خیلی ویژه پذیرایی میکند.
پدرش خیلی بیتابی میکرد و لا به لای روایتش پشت هم به گریه می افتاد!
این تنها فرزندشان بود که البته از نوزادی او را به سرپرستی گرفته بودند.
میگفت با همسرم نان پزی داشتیم
چندماه قبل فرزندش را به کربلا برده بود و تصویر این سفر را بر سر مزارش گذاشته بود.
تعریف میکرد که محمد حافظ جزء ۳۰ بود، خیلی مؤدب و مسجد دوست، دو انگشتر داشت که یکی را در ضریح حضرت عباس و دیگری را در صریح امام حسین انداخته بود.
چند روز پیش که همه خانوادههای شهدا را به کربلا برده بودند، یک دور زیارت اختصاصی ترتیب داده و فرصت حضور در داخل ضریح برایشان فراهم شده بود.
میگفت داخل ضریح یاد انگشتر پسرم افتاد و با امام حسین بازگو کردم که وقتی خدام متوجه میشوند، منقلب شده و او را در آغوش میگیرند.
خیلی از سفرش به کربلا و قم تعریف میکرد و میگفت از مردم این دو شهر راضی هستیم و سنگ تمام گذاشتند.
میگفت: محمدم خیلی دوست داشت که برای اولین بار به مشهد مشرف شود که.. 😭
از مسئولین خیلی گله داشت
اما میگفت خیلی خوشحالم فرزندم با آقا شهید شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷کانال داداش کوچیکه
❣@dada69❣