فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 هرگاه فقیر شدید، این گونه با خدا تجارت کنید!
🎙 حجت الاسلام فرحزاد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 سیره پیامبر(ص) در برخورد با کودکان
🎙حجت الاسلام مرویان حسینی
📎 #تربیت_فرزند
📎 #سبک_زندگی
کانال ܢܚܝ̇ߺܭَــܝ ܫܦ̇ـــߊܦ̇ߺܙ و حـܥܼــߊܥ̣ߺ
#یادت_باشد #قسمتصدوبیستششم 🌿﷽🌿 🌺گروهی که اسمشان در قرعه کشی برای اعزام به سوریه در آمده بود پ
#یادت_باشد
#قسمتصدوبیستهفتم
🌿﷽🌿
🌹به واسطه دوستم کتاب «دختر شینا» به دستم رسید.
روایت زندگی زن و شوهری را می خواندم که شبیه زندگی خودمان بود.
عشقی که بینشان بود، خاطرات اول زندگی که همسر شهید از حاج ستار خجالت می کشید یا مأموریت های همیشگی شهید، نبودنها و فاصله ها، همه این ها را در زندگی مشترکمان هم می توانستم ببینم.
🌸صفحه به صفحه می خواندم و مثل ابر بهار اشک می ریختم و با صدای بلند گریه می کردم، هر چه به آخر کتاب نزدیک میشدم ترسم بیشتر می شد، می ترسیدم شباهت زندگی ما با این کتاب در آخر قصه هم تکرار بشود.
به حدی در حال و هوای کتاب و زندگی «قدم خير» قهرمان کتاب دختر شینا غرق بودم که متوجه حضور حمید نشدم.
بالای سر من ایستاده بود و چهره اشک آلودم را نگاه می کرد، وقتی دید تا این حد متأثر شده ام کتاب را از دستم گرفت و پنهان کرد.
گفت: «حق نداری بقیه کتاب رو بخونی، تا همین جا خوندی کافیه».
با همان بغض و گریه به حمید گفتم: «داستان این کتاب خیلی شبیه زندگی ماست، می ترسم آخر قصه عشق ما هم به جدایی ختم بشه».
انقدر بغض گلویم سنگین بود که تا چند ساعت هیچ صحبتی نمی کردم، حمید مشغول سر و کله زدن با آبمیوه گیری بود که درست کار نمی کرد.
چون توی مخابرات مشغول بود دست به کار فنی خوبی داشت، هر چیزی که خراب می شد سعی می کرد خودش درست کند، از کلید و پریز گرفته تا لولای در و شیر آب.
خیلی کم پیش می آمد که بخواهیم چیزی را بدهیم بیرون درست کنند.
🌺 داخل آشپزخانه خودم را مشغول کرده بودم، با مرور خاطرات دختر شینا به اولین روزهای عقدمان رفته بودم که با حمید خیلی رسمی صحبت می کردم، اسمش را هم نمی توانستم بگویم.
ولی حالا حمید برای من همه چیز شده بود و لحظه ای تاب دوریش را نداشتم.
با شنیدن صدای تلفن از عالم خاطراتم بیرون آمدم، مسئول بسیج دانشگاه بود، اصرار داشت برای اردوی دانشجویان جدیدالورود دانشگاه همراهش باشم.
دلم پیش حمید بود، نمی خواستم تنهایش بگذارم ولی دوستان دیگرم شرایط همراهی کاروان را نداشتند، بعد از موافقت حمید
هشتم آبان همراه با دانشجویان به سمت رامسر راه افتادیم.
ادامه دارد...
کانال ܢܚܝ̇ߺܭَــܝ ܫܦ̇ـــߊܦ̇ߺܙ و حـܥܼــߊܥ̣ߺ
#یادت_باشد #قسمتصدوبیستهفتم 🌿﷽🌿 🌹به واسطه دوستم کتاب «دختر شینا» به دستم رسید. روایت زندگی زن
#یادت_باشد
#قسمتصدبیستوهشتم
🌿﷽🌿
🌻 قبل از اردو برایش آش و شله زرد پختم.
معمولا قبل از اردوهایی که می رفتم برایش دو سه وعده غذا می پختم و داخل یخچال می گذاشتم تا خودش گرم کند و بی غذا نماند.
هوای رامسر ابری بود و باران شدیدی می آمد، بعد از یک روز برگزاری کلاس های آموزشی روز دوم دانشجویان را کنار ساحل بردیم.
دریا طوفانی بود، با دانشجوها کلی عکس گرفتیم و بعد هم به سمت «کاخ موزه پهلوی» حرکت کردیم.
🌺فصل پرتقال و نارنگی بود، بعضی از دانشجوها شیطنت می کردند و از میوه های درختان باغ جلوی موزه می چیدند.
با حمید که تماس گرفتم متوجه شدم برای مراسم اولین شهید مدافع حرم استان قزوین شهید «رسول پورمراد» به شهرک قلعه هاشم خان زادگاه این شهید رفته است.
زیاد نمی توانست صحبت کند، وقتی گفتم بچه ها از باغ پهلوی حسابی میوه چیدند گفت:
«عزیزم به اون میوه ها لب نزن، بیت الماله، معلوم نیست شاه اون زمون با مال کدوم رعیت این باغها رو مال خودش کرده، اومدی قزوین خودم کلی برات پرتقال و نارنگی می خرم».
چون کلوچه دوست داشت موقع برگشت برایش کلوچه خریدم.
خانه که رسیدم حمید رفته بود باشگاه، لباس هایش را شسته بود و روی طناب پهن کرده بود، اجازه نمی داد من لباس هایش را بشورم، از لباس مهمانی گرفته تا لباس باشگاه و لباس نظامی، همه را خودش می شست.
🌹 سال اول که طبقه پایین بودیم آشپزخانه جایی برای شیر تخلیه ماشین لباسشویی نداشت، وقتی هم که به طبقه بالا آمدیم آشپزخانه آنقدر کوچک بود که درب ماشین لباسشویی باز نمی شد.
برای همین هیچ وقت نتوانستیم از ماشین لباسشویی جهازم استفاده کنیم، مجبور بودیم با این شرایط کنار بیاییم و لباس ها را با دست بشوییم.
دوست داشتم بعد از دو روز دوری برایش یک پیتزای خوشمزه درست کنم، سریع وسایلم را جابجا کردم و مشغول آشپزی شدم.
🌷حمید به جز کله پاچه و سیرابی غذایی نبود که خوشش نیاید، البته طبق تعریفی که خودش داشت در دوران مجردی از پیتزا هم فراری بود.
مثل اینکه با یکی از دوستانش پیتزا خورده بودند ولی چون خوب درست نشده بود، از همان موقع از پیتزا بدش آمده بود.
با یادآوری اولین پیتزایی که برایش درست کردم لبهایم به خنده کش آمد، وقتی برای اولین بار پیتزاهایی که خودم پخته بودم را دید اولین لقمه را با چشم های بسته خورد.
خوب که مزه مزه کرد خوشش آمد و لقمه های بعدی را با اشتها خورد.
بعد از آن هم نظرش کامل برگشت، جوری شده بود که خودش می گفت:
💐«فرزانه امشب پیتزا درست کن، اون چیزی که ما بیرون خوردیم با این چیزی که تو درست می کنی زمین تا آسمون فرق داره، مطمئنی این هم پیتزاست؟!»
مشغول آماده کردن بساط پیتزا بودم که متوجه شدم داخل سبد نان
انگار دو سه کیلو خمیر گذاشته شده است!
خوب که دقت کردم کاشف به عمل آمد که حمید می خواسته نانهای خیلی ترد را آب بزند تا از خشکی در بیاید.
اما به جای پاچیدن چند قطره آب، انگار نان ها را به کل شسته بود، بعد هم تا کرده و داخل جا نونی گذاشته بود!
ادامه دارد....
- .mp3
2.45M
#والدین_بدانند🌹
🔴 باید فرزندانمان را با مفاهیم دینی بیشتر آشنا کنیم
🎙حجت الاسلام پناهیان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 هر رگِ توی بدنت یه شهری تو بهشت میشه!
🔻 کسی که در خانه در خدمت زنش باشد؛
جارو کند، رخت بشورد، کار کند، اسم این آدم در دیوان شهدا نوشته میشود.
ایت الله مجتهدی (ره)
#ڪانالمارابہاشتراڪبگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
💠حد پوشش گردی صورت
💬آیاخانمها باید زیر چونهشون رو در نماز بپوشونن؟
#احکام
#ڪانالمارابہاشتراڪبگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
🔹پیامبر خدا صلى الله عليه و آله:
💠 هر که دختر داشته باشد، خداوند در پی یاری كمك بركت و آمرزش اوست.
📚 مستدرك الوسائل، ج ۱۵ ص ۱۱۵
#ڪانالمارابہاشتراڪبگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 نوبت جهاد به شما خانمها هم رسید، بسمالله
درود خدا بر زنانی که لحظه لحظه در عبادتند
🗣استاد عالی
#ڪانالمارابہاشتراڪبگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
کانال ܢܚܝ̇ߺܭَــܝ ܫܦ̇ـــߊܦ̇ߺܙ و حـܥܼــߊܥ̣ߺ
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ اَعْدائُهُمْ اَجْمَعینْ
🔴 تحقیق یا تقلید؟ (۴)
❌ اولین بار روشنفکری به دنبال فلسفه دکارت در دنیا به وجود آمد، رنه دکارت یک فیلسوف فرانسوی بود که در سال ۱۵۹۶ میلادی در فرانسه متولد شد و در سن ۵۴ سالگی در سال ۱۶۵۰ میلادی در سوئد از دنیا رفت.
رنه دکارت، عقل اومانیستی (انسان گرایی) را معیار کشف حقیقت اعلام میکرد و بشر را بینیاز از هدایت الهی و آسمانی میدانست، اصلاً برای خداوند جایگاهی قائل نبود.
❌ منشأ تفکر اومانیسم (مکتب انسان گرائی) فلسفه رنه دکارت و اروپاست که خواسته یا ناخواسته به کشور ما هم سرایت کرده، اساس این تفکر بر برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی شکل گرفته است، اومانیسم حالت و کیفیتى از تفکر منحط غربی است که بر اساس منافع مادی بشرى، به جاى اصول مذهبى استوار شده، بر این اساس انسانگرایى (Humanism) در برابر خداگرایى (Theism) قرار مىگیرد و خواست و هواهاى بشرى جانشین اصول و ارزش هاى دینى مىشود.
این مکتب شیطانی در اروپا همزمان با رنسانس در فرهنگ غربی شکل گرفت، در این مکتب محور همه هستی انسان است، یعنی انسان بدون هیچ قید و بندی زندگی کند، شهوترانی کند، از هر چیزی لذت ببرد، و هیچ مانعی هم نباید سر راه آزادی او باشد، یعنی یک زندگی حیوانی به تمام معنا...
این مکتب میگوید که انسان همه تن است و این تن باید غرق لذت و خودنمائی باشد...
این مکتب بیشترین تأثیر را بر زنان گذاشت، یعنی زن باید تن خود را به نمایش بگذارد، در غیر اینصورت انسان آزادی نیست، سینمای هالیوود تمام قد در خدمت این مکتب قرار گرفت، کمتر فیلمی را در سینمای هالیوود پیدا میکنید که از زن استفاده ابزاری نکرده باشد، هالیوود شرم آورترین صحنهها را از زن به نمایش گذاشت، قبح زدائی کرد، زن موجودی شد در خدمت مردان هرزه و شهوتران...
در کشور خودمان ایران تا قبل از انقلاب سینما و تلویزیون در خدمت این مکتب بودند، فیلم فارسیهای مبتذل کاباره محور شاهد این مدعا هستند، بعد از انقلاب این تفکر مبتذل به قهقرا رفت و خداباوری پُر رنگ شد، وضعیت نسبتاً مطلوب بود تا اینکه دیشهای ماهواره وارد عمل شدند، آرام آرام چادر تبدیل به مانتوهای گشاد شد، بعد مانتوهای گشاد تنگتر و تنگتر شد، کوتاهتر و کوتاهتر شد، مقنعه جای خودش را به روسری داد و روسری به شال تبدیل شد، و ساپورت جای شلوار را پر کرد، خودنمائی زنان شروع شد، هر چه بیشتر جلوه کنی آزادتری، مقبولتری...
و این همان مکتب اومانیسم است، انسان محوری، انسان همه تن است، پس تن را به نمایش بگذار... از زندگی لذت ببر...
میرزا ملکمخان ناظمالدوله که از پیشگامان روشنفکری در ایران است میگفت باید «دقیقا مثل اروپا عمل کرد».
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
🔸ادامه دارد انشاءالله
✍️ حبیبالله یوسفی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حسین جــــــان!
مصلحت نیست
قیاس رخ تو با خورشید
شمس اگر اذن طلــــــوع
از تـــــو بگیرد ادب است...
صَباحاً اَتَنَفَسُ.. بِحُبِ الحُسَین💚
🍃رو به شش گوشهترین
قبلهی عالم
هر صبح بردن نام
حسیـــن بن علی میچسبد:
چِــقَدَر نـام تــو زیبـاست
اَبــاعَبـــــدالله...
هرکسی داد سَلامی به تو
و اَشکَش ریخت ،،،
او نَظـَرکَــردهی زَهــراست...
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ
وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ
وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
وعَلی العباس الحسُیْن...
ارباب بيکفن ســــــــلام...
#صبحم_بنامتان_اربابم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃 روزهای خوب پیروزی
🇮🇷 تصاویری از حال و هوای کشور در روز ۱۱ بهمن ماه ۱۳۵۷
دهه فجر
💠 احکام دانش آموزی: زمین پاک
🔻کدوم پاک کننده س که اگه حرف اولش رو برداریم، اسم یه وسیله جنگی میشه؟
🔹 کفشنگ
🔸 زمین
🔹 کتوپ
🔸 شتفنگ
✅ آفرین بچه های گل. زمین رو اگه حرف اولش رو برداریم میشه مین. مین یه وسیله جنگیه.
🔰 همون جوری که آب بعضی چیزهای نجس مثل خون رو پاک میکنه، زمین هم با یه شرایطی، بعضی چیزها رو پاک می کنه. اگه پاى انسان یا ته کفش اون به خاطر راه رفتن روى زمینِ نجس، نجس بشه، با راه رفتن روى زمینِ پاک، یا کشیدن بر زمین، پاک میشه. به شرط اینکه زمین پاک و خشک باشه و اون چیزی که نجسه، از بین رفته باشه.
💥فرشته های مهربون باید زمین از جنس خاک، یا سنگ، یا آجر فرش، یا سیمان و یا مثل این ها باشه. امّا با راه رفتن روى فرش و حصیر و سبزه، کف پا و ته کفش نجس، پاک نمیشه.
📎 #احکام_دانش_آموزی
📎 #کودکانه
📎 #پاک_کننده_ها
📎 #احکام_معمایی
#ڪانالمارابہاشتراڪبگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
💢 آیا حجاب اجباری جواب می دهد؟
🟢 برخی در انتقاد به حجاب اجباری، با استناد به عملکرد قهری رضاخان، می گویند: همان گونه که رضاخان از برخورد قهری با حجاب نتیجه نگرفت، جمهوری اسلامی هم از برخورد قهری با بی حجابی، نتیجه نخواهد گرفت.
🔻 در پاسخ به این افراد باید گفت:
1️⃣ اگر این مسئله که برخورد قهری جواب نمی دهد صحیح باشد، باید بگوییم در هیچ کجای دنیا هیچ قانونی وضع نشود و با هیچ متخلفی که قانون را زیر پا می گذارد نیز برخورد نشود؛ زیرا برخورد قهری جواب گو نیست.
2️⃣ در خصوصِ حجاب و پوشش، برخورد قهری در غالب کشورهای دنیا بابت آن وجود دارد و فقط در اندازه و مقدارش تفاوت هست. می بینیم که در تمام دنیا این برخورد قهری نتیجه داده است و مردم ملزم به رعایت پوششِ قانونی می باشند و با متخلفین نیز بر اساسِ قانون، برخورد صورت می گیرد و عموماً مشکلی هم به وجود نمی آید.
3️⃣ علتِ آنکه قانونِ حجاب در کشور ما تابه حال جوابِ کاملی نگرفته است، اجباری بودنِ آن نیست؛ بلکه بر اثر عواملی همچون هجمه شدید فرهنگی، عدم فرهنگ سازی، عدم اقناعِ عمومی و عدم پیگیری صحیحِ مجری قانون، چنین وضعی به وجود آمده است.
📎 #حجاب
📎 #عفاف
#ڪانالمارابہاشتراڪبگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♨️دختر جوانی دارم که ذاتا دختر خوبیه اما چند وقتیه که پنهانی سیگار میکشه
دیگر نماز نمی خواند و دچار آسیب های فضای مجازی شده است؛ چند وقت پیش نیز با او دعوایم شد که متاسفانه منجر به فاصله گرفتن او از خانواده گشت. چگونه رفتار کنم که موثر واقع شود؟
👌پاسخ از آیت الله مصباح یزدی
🔹️ در آستانه دهه فجر، رهبر انقلاب در حرم مطهر امام راحل و گلزار شهدای بهشت زهرا(س) حضور یافتند
📣 در آستانه ایامالله دههفجر و چهلوپنجمن سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای در نخستین ساعات صبح امروز چهارشنبه یازدهم بهمنماه، در مرقد بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی رضواناللهعلیه حاضر شدند و با قرائت نماز و قرآن، یاد و خاطره امام عظیمالشأن ملت ایران را گرامی داشتند.
🔹️رهبر انقلاب اسلامی همچنین با حضور بر مزار شهیدان عالیمقام بهشتی، رجایی، باهنر و شهدای حادثه هفتم تیر ۱۳۶۰، علوّ درجات آنان را از خداوند متعال مسألت کردند.
🌷 حضرت آیتالله خامنهای سپس در گلزار شهیدان سرافراز حضور یافتند و به ارواح مطهر مدافعان اسلام و ایران ادای احترام کردند.
💢 باطن چه کسانی حیوان است⁉️
🟢 شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا همه این خلائق را شما انسان می بینید؟ حضرت فرمودند: هشت دسته را جدا کن [بقیه انسانند].
1️⃣ کسی که اهل مسواک زدن نیست. (در مجموع انسانی که به نظافتش مثل حیوانات اهمیتی نمی دهد)
2️⃣ کسی که در جای تنگ چهار زانو می نشیند. (مثل حیوانات برایش دیگران اهمیتی ندارند و فقط به فکر راحتی خودش است)
3️⃣ آنکه در اموری که به او مربوط نمی شود دخالت می کند.(مثل کسی که در زندگی و امور دیگران سرک می کشد).
4️⃣ آنکه در پیرامون آن چیزی که به آن علم ندارد، با دیگران به بحث و جدل می پردازد.
5️⃣ آنکه بدون مریضی، خود را به مریضی می زند [و در مقابل دیگران بدون آنکه واقعاً کسالت جدی داشته باشد، ابراز کسالت و درد می کند).
6️⃣ آنکه بدون هیچ مصیبتی ابراز مصیبت [و بدبختی و گرفتاری] کند.
7️⃣ آنکه [همیشه] با دوستانش در حالی که توافق بر انجام کار حقی کرده اند، ساز مخالف می زند.
8️⃣ آنکه به پداران [و آباء و اجداد] خود افتخار می کند، درحالی که از عمل صالح ایشان خالی است.
📚 خصال، جامعه مدرسین، ج2، ص409.
📎 #باطن_برزخی
📎 #اعتقادات
یاد خدا ۲۱.mp3
10.42M
مجموعه #یاد_خدا ۲۱
#استاد_شجاعی | #دکتر_رفیعی
مکانیسم تأثیر «ذکر حقیقی» و اُنس با خدا، در کنترل انواع
۱ـ #غم ها
۲ـ #مکر دیگران و شیطان
۳ـ #فقر دنیا و آخرت
با تحلیل قصههای قرآن!
لیام نیسون، ستاره محبوب هالیوود: #اذان زیبا ترین صدای دنیاست
کانال ܢܚܝ̇ߺܭَــܝ ܫܦ̇ـــߊܦ̇ߺܙ و حـܥܼــߊܥ̣ߺ
#یادت_باشد #قسمتصدبیستوهشتم 🌿﷽🌿 🌻 قبل از اردو برایش آش و شله زرد پختم. معمولا قبل از اردو
#یادت_باشد
#قسمتصدوبیستنهم
🌿﷽🌿
🌻چهل روزی می شد که سری اول اعزام شده بودند.
شنبه این حرف را به من زد، اعزامشان روز دوشنبه بود، یعنی فقط دو روز بعد!
هر چقدر من دلم آشوب بود و حال خوبی نداشتم ولی حمید پر از آرامش و اطمینان بود، جلوی آینه محاسنش را شانه کرد و گفت:
«باید با لباس نظامی عکس داشته باشم، ميرم عکاسی سر کوچه عکس بگیرم زود بر می گردم».
از خانه که بیرون رفت تازه از بهت این خبر بیرون آمدم، شروع کردم به گریه کردن.
🌺 هر چه کردم حریف دلم نشدم، نبودن حمید کابوسی بود که حتی نمی توانستم لحظه ای به آن فکر کنم.
یک سر ایمانم بود یک سر احساسم.
🌸 دم به دقيقه احساسم بغض سنگینی میشد روی گلویم که انذار برها باهاش قهر کن، جلوش وایسا، لج بازی کن، چه معنی میده تو همچین شرایطی اول زندگی شوهرت بره شهید بشه.
این فکرها مثل خوره به جانم افتاده بود، بغضم را می خوردم، جلوی چشمم صحنه قیامت را می دیدم که با دست خالی جلوی امیرالمؤمنین(ع) هستم، در حالی که در این دنیا هیچ کاری نکردم از طرفی حتی مانع رفتن همسرم شده ام.
بین زمین و آسمان بودم، بی اختیار اشک می ریختم، حال و روزمان دیدنی بود، یکی سرشار از بغض و گریه یکی مملو از شوق و شعف.
به چند نفر از دوستان و آشناها زنگ زدم شاید آنها بتوانند آرامم کنند ولی نشد.
🌷حتی بعضی ها با حرف هایشان نمک روی زخمم گذاشتند، فهمشان این بود که چون حمید من را دوست ندارد برای همین راضی شده برود سوریه!
می گفتند: «جای تو باشیم نمیذاریم بره، اگر تو رو دوست داشته باشه میمونه!»
نمی دانستند من و حمید واقعا عاشق هم هستیم، درست است که بی قرار بودم و نمی توانستم دلم را راضی کنم، با این حال نمی خواستم جزء زنهای نفرین شده تاریخ باشم که نگذاشتند شوهرشان به پاری حق برود.
نمی خواستم شرمنده حضرت زینب (س)
باشم.
نیم ساعث نشد که حمید برگشت.
عکس هایش را با خوشحالی نشانم داد، آخرین عکسی بود که داخل آتلیه گرفت.
💐 سه در چهار با لباس نظامی، عکس را که دیدم به سختی جلوی خودم را گرفتم، دوست نداشتم اشکم را ببیند، نمی خواستم دم رفتن دلش را خون کنم.
سعی کردم با کشیدن نفس های عمیق جلوی این همه بغض و اشکی که به پشت چشم هایم هجوم آورده بود را بگیرم.
برای حمید و خوشحالیش از خودم گذشته بودم ولی حفظ ظاهر در حالی که می دانی دلت خون و حالت واژگون است خیلی عذاب آور بود.
حمید صورتم را که دید متوجه شد گریه کرده ام، با دست مهربانش چانه ام را بالا آورد و پرسید:
❤️ عزیزم گریه کردی؟ قرار ما این بود که تو همه جا من رو همراهی کنی، این گریه ها کار منو سخت می کنه.
گفتم:
چیز خاصی نیست، تلویزیون مستند شهدا رو نشون میداد، با دیدن اون صحنه ها اشکم در اومده.
بعد هم لبخندی زدم و گفتم: په انتخاب تو راضیم حمید، برو از پدر و مادرت خداحافظی کن، چون دو ماه نیستی نمیشه بهشون نگیما.
دستم را گرفت و گفت: قول میدی آروم باشی و گریه نکنی؟ من سعی می کنم نیم ساعته برگردم.
جواب دادم:
نیازی نیست زود برگردی، چند ساعتی پیش پدر و مادرت بمون».
ادامه دارد....