🔴گناه مانع طول عمر می شود:
✍اگر چه مرگ در اختیار انسان نیست، لیکن اعمال ما در طولانی شدن یا کوتاه شدن عمر ما دخالت دارند؛ یعنی اعمال و رفتار ما در زندگی ما تأثیر می گذارند. حضرت علی (ع) می فرماید: «اعوذ باللّه من الذنوب الّتی تعجّل الفناء؛ از گناهانی که در نابودی شتاب می کنند به خدا پناه می برم».
📚:اصول کافی، ج ۲،ص۳۴۷
بعضی کارها از قبیل: قطع رحم، قسم دروغ، سخنان دروغ، آزردن پدر و مادر و… عمر را کوتاه . و کارهایی از قبیل: صدقه پنهانی، نیکی به پدر و مادر و صله رحم و… عمر را طولانی می کند
🍃🍃⚡️⚡️⚡️🍃
👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
💠🔅💠🔅💠 ❣ #رمان_از_سوریه_تا_منا 💠 #قسمت_41 سلما نامزد کرده بود و در تدارک خرید جهیزیه اش بود. زیاد
💠🔅💠🔅💠
❣ #رمان_از_سوریه_تا_منا
💠 #قسمت_42
صالح آرام و قرار نداشت. آنقدر طول و عرض حیاط را قدم زده بود که کلافه شده بودم.😩
سلما و علیرضا بازگشته بودند و حال سلما هم تعریف چندانی نداشت. علیرضا مدام دلداری اش می داد و سعی می کرد مانع از این شود که پدر جون اشک ها و ناراحتی سلما را ببیند. دکتر گفته بود قلب پدر جون ضعیف و کم توان شده بود و افتادنش بابت حمله ی قلبی بوده که به خیر گذشته اما امکان این را دارد که دوباره این حملات ادامه داشته باشد چه بسا در ابعاد بزرگتر😔 زهرا بانو و بابا هم آمده بودند و کنار رختخواب پدر جون نشسته بودند.
پدر جون اصرار داشت روی مبل بنشیند اما پزشک، استراحت تجویز کرده بود.☝️🏻 قرار بود صالح فردا در اولین فرصت، پدر جون را به پزشک متخصص ببرد که تحت نظر باشد.
ــ صالح جان... عزیزم بیا بشین یه چیزی بخور. ناهارمون که هنوز دست نخورده. بیا که پدرجون هم اذیت نشه.😘
ــ نمی تونم. چیزی از گلوم پایین نمیره.
ــ بچه شدی؟ پس توکلت چی شده؟ من همیشه به ایمان محکم تو غبطه می خوردم. حالا باید اینجوری رفتار کنی؟ خودتو نباز. خدا رو شکر که هنوز اتفاقی نیفتاده.😒
ــ بهم حق بده مهدیه. نمی خوام ناشکری کنم. اول که دستم... ای خدا منتی نیست... من خودم خواستم و به نیت شهادت رفتم ولی جانباز شدن خیلی سخت تره😔 بعدش که بچه😭 اگه بود یه ماه دیگه دنیا می اومد. حالا هم پدر جون😔 بخدا مهدیه بعد از فوت مامان دلم به پدر جون خوش بود. اگه بلایی سرش بیاد من دق می کنم.
😢 سلمای بیچاره رو بگو که تو این شرایط سردرگمه. می دونی به من چی می گفت؟
اشکش سرازیر شد و ادامه داد:
ــ می گفت نامزدیشو بهم بزنم که بتونه از بابا مراقبت کنه. می گفت چطور می تونم برم سر خونه زندگیم؟ اصلا پاک قاطی کرده. خودت می دونی که چقدر علیرضا رو دوست داره😔
ــ نگران نباش. اونم الان مثل تو ناراحته و سردرگم. تازه، سلما دختره و عاطفی تر از تو... قبول داشته باش خیلی تحملش براش سخته. پدر جون هم که چیزیش نیست... شما از همین حالا خودتونو باختید😒 تو اگه محکم باشی مثل همیشه، دل سلما هم گرم و امیدوار میشه. ان شاء الله این بحران هم رفع میشه. حالا بیا یه لقمه شام بخور پدر جون همش میگه صالح کجاست. بیا قربونت برم.😘
دستم را دور کمرش حلقه کردم و باهم به بقیه پیوستیم. چشمان سلما همچنان خیس و متورم بود و خودش را در کنار علیرضا پنهان کرده بود.
ادامه دارد...
👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
💠🔅💠🔅💠 ❣ #رمان_از_سوریه_تا_منا 💠 #قسمت_42 صالح آرام و قرار نداشت. آنقدر طول و عرض حیاط را قدم زد
💠🔅💠🔅💠
❣ #رمان_از_سوریه_تا_منا
💠 #قسمت_43
صالح، پدر جون را به دکتر متخصص برده بود. دکتر هشدار داده بود که قلب پدر جون در خطر است و هر نوع هیجانی برای او مضر و آسیب رسان می شد. خیلی باید مراقب باشیم و محیط را برای پدر جون آرام و بی استرس فراهم می کردیم. خودم حواسم به همه چیز بود و غذا ها را با وسواس بیشتری درست می کردم.
قرص ها را سر ساعت به پدر جون می دادم و گاهی اوقات که صالح نبود باهم به پارک و پیاده روی می رفتیم. صالح هم در طول روز چند بار به منزل می آمد و سری به پدر جون می زد. به خواست پدر جون، سلما و علیرضا در اولین فرصت به زندگی مشترکشان رسیدند و مراسم کوچک و زیبایی برایشان برگزار کردیم. لحظه ای که سلما می خواست منزل پدرش را ترک کند خیلی گریه کرد و دلتنگی اش همه ی ما را بی تاب و گریان کرد. دستش را دور گردن پدر جون حلقه کرده بود و از او جدا نمی شد.
ــ سلما جان... هیجان برا پدر جون خوب نیست. قربونت برم علیرضا گناه داره ببین چه دستپاچه ای شده😔
صالح هم دست سلما را گرفت و توی دست علیرضا گذاشت. اشکشان سرازیر شده بود. صالح سلما را بوسید و او را راهی کرد. بعد از سلما خانه خیلی خلاء داشت. حس دلتنگی از در و دیوار خانه سرازیر شده و خفه کننده بود. صالح و پدر جون هم در سکوت گوشه ای کِز کرده بودند و بی صدا نشسته بودند. مثل دو بچه که مادرشان تنهایشان گذاشته باشد. خانه بهم ریخته بود و من هم خسته. کمی میوه شستم و آوردم. با خنده کنارشان نشستم و گفتم:
ــ چه خبره جفتتون رفتین تو لاک خودتون؟ دلم گرفت به خدا.
صالح لبخندی زد و پدر جون گفت:
ــ الهی شکرت... حالا دیگه راحت می تونم سرمو زمین بذارم و برم پیش مادر بچه ها.
صالح بغض داشت و نتوانست چیزی بگوید. من ابروهایم را هلال کردم و گفتم:
ــ خدا نکنه پدر جون. الهی عمرتون دراز باشه و در سلامت و عزت زندگی کنید. حالاهم میوه تونو بخورید که صالح ببردمون بیرون یه دوری بزنیم. صالح جان...
ــ جانم.
ــ فردا نری آژانس. باید صبحانه برای سلما ببریم. در ضمن نگران نباشید😂 سلما و علیرضا از فردا اعضای ثابت اینجا هستن. خودم دختر خانواده م بهتر می دونم حال و هواشو😂
فردا که صبحانه را با زهرا بانو برای سلما بردیم، سلما و علیرضا هم با ما به منزل پدرجون آمدند. سلما دوباره در آغوش پدر جون جای گرفت و دل سیر اشک ریخت.😔
ادامه دارد...
6.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷🇵🇸
﷽
🎥 چرا روزه میگیری؟!
🎙 شهید بهشتی جواب میدهد...
#رمضان | #ماه_رمضان
🔴 آش ماش
✍ یکی از آشهای مفید در ماه مبارک رمضان است که مقوی #مغز و #قلب میباشد، #ضدسرفه است و جهت کاهش ترشحات #سینوس و کاهش #تب و #ورم_حلق مفید است.
🔹 #ماش بر خلاف عدس با اینکه طبع سردی دارد ولی تحریک #خلط_سودا نمیکند، رفیق #کبد و داروی #جذام است.
سردمزاجان این آش را با ادویهجات گرم مثل زردچوبه، زیره، گلپر، فلفل سیاه، دارچین و زنجبیل مصرف کنند.
🔹 برای تهیه این آش پوست ماشها را جدا کنید چرا که باعث لطافت آش میشود زیرا هضم پوست ماش برای معده سنگین است. برای این کار ماشها را در آب بپزید همین که نیم پز شد آبش را خالی و آب سرد بریزید تا پوست هایش جدا شده و روی سطح آب آید و جدا کنید.
🔹 طرز تهیه:
یک لیوان ماش بدون پوست را با برنج به قوام آورید و با ادویهجات پیشنهادی و کمی روغن بادام شیرین مصرف کنید.
🔴 مهار حیوانیت
♻️ انسان به صورت موجودی مُمتد آفریده شده است. وجود انسان بخشهای حیوانی، گیاهی و ملائکهگونه تا بُعد انسانی و الهی را در خود جای داده است و در ماه رمضان، همین بُعد انسانی است که به میهمانی دعوت شده است. خدای متعال یازده ماه ما را در استفاده از نعمتها مختار قرار داده است، اما در ماه رمضان درِ بهرهمندی را بر سایر قوای نفس ما بسته و راه را برای بهرهبرداری بُعد انسانیِ وجود باز کرده است. در حقیقت ماه مبارک #تمرین اراده است، تا بر اثر این تمرین و تکرارِ یک ماهه برقراری تعادل بین قوای مختلف وجود خود را بیاموزیم. زیرا تا بُعد حیوانی ضعیف نشود، خودِ حقیقی انسان قوی نخواهد شد. در #ماه_رمضان استفاده از لذتهای وهمی و خیالی و لذتهایی که به حواس پنجگانه مربوط میشوند، محدود میشود. #انسان در این یک ماه میفهمد که توان #خویشتنداری در برابر نعمتهای حلال را دارد، در نتیجه پس از این در برابر حرام راحتتر خود را کنترل میکند. اگر #بُعد_حیوانیمان تحت کنترل #بُعد_عقلانی و انسانیمان قرار بگیرد، یاد میگیریم که چهطور از خوراک انسانی استفاده کنیم.
♻️ این #دهان بستی دهانی باز شد
تا خورندهی #لقمههای_راز شد
19.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 تلاوت سوره جمعه توسط حضرت آیتالله خامنهای
🔹️در ماه مبارک رمضان، روزانه بخشی از تلاوت قرآن توسط رهبر انقلاب منتشر خواهد شد.
🌙 #بهار_معنویت
💻 Farsi.Khamenei.ir
فایل چاپی نوروز.png
13.79M
چاپ، برش و تا زده شود🔖
چه بهتر که بهمراه ۴تا شیرینی تو پلاستیک کوچیک اهدا بشه(عمومی بانوان)
پیشنهاد؛ چاپ رنگی، روی ورقA4 رنگی✓🎨
هر ورق، ۵برگه میشه
حجاب عمومی۱۴۰۳.png
6.45M
قابل استفاده برای درب فروشگاهها، اماکن عمومی، پیادهروی، پارک، مسجد و...📜
پیشنهاد؛ چاپ رنگی، روی ورقA4 رنگی✓🎨
هر ورق، ۲برگه میشه راهنمایی بیشتر
منکهبیمارغمِهجرتواممیدانم
جزوصالِتومرانیستمداوایِدگر♥️
#اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج🌱
#شبتونبخیر✨