فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سوزشچشـمِمن
ازلذتزیباییِضریحشماست ؛
خیرهبرتوشـدموپلکزدنیادمرفـت( :
صَباحاً اَتَنَفَسُ.. بِحُبِ الحُسَین💚
🍃رو به شش گوشهترین
قبلهی عالم
هر صبح بردن نام
حسیـــن بن علی میچسبد:
چِــقَدَر نـام تــو زیبـاست
اَبــاعَبـــــدالله...
هرکسی داد سَلامی به تو
و اَشکَش ریخت ،،،
او نَظـَرکَــردهی زَهــراست...
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ
وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ
وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
وعَلی العباس الحسُیْن...
ارباب بيکفن ســــــــلام...
#صبحم_بنامتان_اربابم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💐 انگار دوبارہ روزِ دلخواہ رسید✨
نور از پسِ تارے شبانگاہ رسید🌝
برخیز و بخند و زندگے ڪن با عشق🌼
صبح دگرے دوبارہ از راہ رسید💛
🌺 سلام صبح اول هفته اتون قشنگ
🟩🟩🌻🟩
💢 دستانی ترک خورده!!
🔰وارد داروخانه شدم و در صف انتظار ایستادم تا نسخهام را تحویل بگیرم. لابهلای همهمه مشتریان صدای خشدار مردی روستایی توجهم را جلب کرد، با صدای بلند گفت: کرم ضد سیمان دارین؟
🔸متصدی داروخانه که انگار چیزی بامزه شنیده باشد، پوزخندی زد و با لحنی تمسخرآمیز گفت: کرم ضد سیمان؟ بله که داریم! کرم ضد تیرآهن و ضدآجر هم داریم.
🔹متصدی قیافه حق به جانب گرفت و گفت: ایرانی میخوای یا خارجی؟ ولی گفته باشم، خارجیش گرونهها!
🔸مرد روستایی چیزی نگفت. فقط دستهایش را بالا آورد و به آنها خیره شد. زبر، ترکخورده و پوشیده از شیارهای عمیق بودند، انگار که سیمان و آجر، پوستش را بلعیده باشند.
🔹بعد نگاهش را به چهره متصدی دوخت و آرام گفت: از وقتی کارگر ساختمون شدم، دستام زبر شده، نمیتونم صورت دخترمو ناز کنم، اگه خارجیش بهتره، خارجی بده.
🔸لبخند تمسخرآمیز متصدی، آرام آرام روی لبهایش یخ زد. انگار برای اولین بار، چیزی فراتر از یک مشتری معمولی را میدید. دستانی که تمام روز آجرها را جابهجا کرده بودند، حالا تنها آرزویشان نوازش گونههای لطیف یک کودک بود.
📎 #کودک_نوجوان
📎 #داستانک
📎 #حکایت
📎 #پند_قند
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
👈 اولین جملهای که ما در اول دبستان می آموزیم چیست؟
🍀بابا آب داد...
👈 میدانید اولین جملهای که انگلیسیها در دبستان یاد میگیرند چیست؟
🍀من میتوانم بخوانم و بنویسم...
👈 اولین جملهای که ژاپنیها یاد میگیرند:
🍀من باید بدانم...
👈 و این است که ما همیشه چشممان به دست پدر است و پدر را ضامن تامین همه ملزومات زندگی میدانیم و در بزرگسالی نیز حتی زندگی تجملی را انتظار داریم که ارث پدری باشد...
👈 کار از ریشه خراب است و این یعنی:
" فقر فرهنگی...
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
🌸 «الهی طَیِّبْ بِقَضائِکَ نَفْسی»
پروردگارا! 🌸
مرا به قضایت دلخوش کن...🌿
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
5.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه گناهی که مجازاتش در همین دنیا داده می شود...
اَللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
💢عفاف و حجاب در سبک زندگی اسلامی
💠حيا و عزّت؛ آميزهى ظريف لطافت و برّندگى ايمان
💠عظمت زن در حفظ حجب، حيا و عفاف است. این خصوصیات زنانه شامل لطافت و برندگی ایمان میشود، که نمونههای آن در قرآن: زن فرعون و حضرت مریم آمده است.
📚عفاف وحجاب درسبک زندگی اسلامی،دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنهای، ص۲۳
📎 #عفاف
📎 #حجاب
📎 #سبک_زندگی_اسلامی
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
💢عفاف و حجاب در سبک زندگی اسلامی
💠عفاف؛ ركن اصلى دفاع از زن
💠عفاف زن، مهمترین عنصر برای شخصیت اوست و باید در هر حرکتی برای دفاع از زن، رعایت شود. عفّت زن، وسیلهای برای تعالی و تکریم شخصیت او در چشم دیگران است و نباید مورد بیاعتنایی قرار گیرد.
📚عفاف و حجاب درسبک زندگی اسلامی، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنهای، ص۲۳
📎 #عفاف
📎 #حجاب
📎 #سبک_زندگی_اسلامی
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
💢عفاف و حجاب در سبک زندگی اسلامی
💠حفظ عفّت؛ بيش از يك مسألهى شخصى
💠پاکی و حفظ طهارت برای مرد و زن، بسیار مهم است و به سرنوشت بشریت و تمدنها اثر میگذارد و فراتر از یک مسئلهی شخصی است.
📚عفاف و حجاب در سبک زندگی اسلامی، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنهای،ص۲۳
📎 #عفاف
📎 #حجاب
📎 #سبک_زندگی_اسلامی
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯
#پندانه
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد.
کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.
برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.
مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.
روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در مقابل حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد .
نتیجه اینکه ؛
مشکلات مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند
و ما همواره دو انتخاب داریم:
اول اینکه:
اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند،
و دوم اینکه:
از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!
ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢ̣ܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢ̣ܭَܥ̇ߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀•❀🪴🌤👨👩👧👦❀•❀⊱━━╮
@dadhbcx
╰━━⊰❀•❀👨👩👧👦🌤🪴❀•❀⊱━━╯