سفرنوشت اربعین ۱۴۴۷ قمری؛
قسمت سوم: مشایه و حرکت مستمر
به اصرار بچهها مسیر باید همان طریقالعلماء باشد. این مسیر مخصوصا برای این فصل گرم مناسبتر است؛ اگرچه موکبهای پذیرایی کمتر و تُنُکتر از مسیر اصلی (طریق الحسین) هستند اما همه موکبهای استراحت ساختمان میباشند که سبب کاهش دمای هوا نسبت به موکبهای چادری است. همجواری بیشتر مسیر با فرات و نخلستانها و خلوتیاش مضاف بر اینکه سبب کاهش اندکی از دمای هوا میشود بر زیبایی مسیر افزوده است و ایضا این مسیر را برای ساعاتی فکر کردن به گذشته تاریخ اسلام و اکنون و نقشهی راه آیندهاش آماده و محیا کرده است. تفکر در نسبت وضعیت خودمان با این مسیر و وظایفی که داریم. زیارت اربعین، پیادهرویاش، محرم و صفر و هيئت مخدر شیعه نیست! باید عامل حرکت باشد و مصمممان کند در ادامه مسیر، نمیتواند به معنای سکون، توقف زمان یا خلسهای رهبانی باشد که او را از واقعیتهای جهان مادی دور کند. ساعات غروب بساط انواع اشربه و خوراکیهای کودکانه جور است، یاد کودکان غزه میافتم که باید در این گرمای سخت مسافتها راهپیمایی کنند برای لقمه نانی؛ برای بقاء. غزه جزئی از پیکره جهان اسلام است؛ حداقلش این است که در این مسیر با سایر هموطنان و سایر همکیشان غیرهموطن گفتوگو کنیم برای تبیین مقاومت. باید تبیین کرد که اگر ایمان و مقاومت و ارادهی در مسیر حق و ولایت بودن باشد، آنگاه عصای موسی و ید بیضاء در اختیار ما خواهد بود! باید قرآن را تاویل کرد، سرتاسر تاریخ انبیاء برای پر کردن دست ما و سلاح ایمانی ما در عصر ظهور است؛ ملت غزه با همین دستهای خالی ولی با اراده متعالی، قریب دو سال است پیشرفتهترین ارتش دنیا با آن همه ادعا را به چالش کشیده است. آنجا تکنولوژی و ایمان آشکارا با هم مقابله میکنند. ما که اینجا و در جنگ اخیر نشان دادیم که به أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ عینیت بخشیدیم و به پشتوانهی خون شهداء مصممتر از قبل، در این مسیر تلاش و حرکت خواهیم کرد. لکن اگرچه پیشرفت کشور در محیا کردن اسباب مادیاش را باید به جد دنبال کنیم اما رکن اساسی ایمان است و اراده و مقاومت. همین ایمان و اراده است که ما را برای فراهم کردن امکانات مادی لازمهی مقاومت به حرکت وامیدارد. در جواب آن موکب عراقی که بنر زده است "سمائنا لصواریخکم و ارضنا لزوارکم؛ آسمان ما برای موشکهایتان و زمین ما برای زائرانتان" میگوییم موشکهای ما برای امت اسلام است و "احناء ابنا علی ابن ابیطالب"؛ همه با هم. مردم این منطقه همسرنوشت هستند و تا زمانی که به این باور همسرنوشتی نرسند هیچ یک به سعادت مستمر نخواهند رسید؛ مادی باشد یا معنوی. از ایران که در مسیر مرز بودیم، مردمان از شهرهای مختلفی در حال رساندن خودشان به کربلاء بودند. اینجا نیز مردمان از نقاط مختلف عراق و ایران هم مسیر هستند. برخی از مسیرهای دیگر میروند؛ مسیر حله، مسیر کاظمین، مسیر طریقالحسین و ... . از اطراف و اکناف و در مسیرهای مختلف همه به سمت یک نقطه واحد در حال حرکت هستند. این حرکت داشتن خیلی مهم است. اینجا به عینه کثرت راهها و سبیلها به عدد خلائق را در مسیر وصول به محبوب و یک مقصد میبینی؛ کثرت را و وحدت را. این سبیلها همه در مسیر یک صراط هستند و آن صراط امامت و ولایت است. ولایت اگر به معنای پیوستگی بین مومنان باشد، از مسیر اخوت امکانپذیر است و لازمه این برادری شناخت است. چه جایی برای آشنا شدن و شناخت متقابل از یکدیگر پیدا کردن بهتر از اربعین. دردهای امروز امت اسلام ناشی از عدم اتحاد و پیوستگی حقیقی بین مسلمانان است. اینجا حتی برای انسجام ملی کشور نیز ظرفیت خوبی دارد. نظام امامت و ولایت ظرفیت بالایی دارد. اینجا یک بستر تبلیغی آماده است برای آنانکه اهل اندیشهاند. برنامه حرکت ما به سبب فرار از گرمای طاقتفرسای هوا محدود به سه ساعتی بعد از نماز صبح و همچنین ساعاتی مانده به غروب تا حوالی نیمه شب است. بقیه شبانهروز در داخل موکبها به استراحت و شستوشو مشغول هستیم. برای نماز صبح که بیدار میشوی مقارنه زیبای دو سیاره زهره و مشتری چشمت را میگیرد. تقریبا در چند شبانهروزی که ما میهمان این مسیر بودیم قرص کامل ماه بدر با غروب خورشید طلوع و با طلوعش غروب میکرد و سرخی زیبایش در ساعات طلوع و غروب چشمها را نوازش میکرد. سعی میکنیم چند عکس از این ماه محصور شده بین نخلها بگیریم، اما این کیفیت دوربین نمیتواند زیبایی این صحنه را نمایش دهد. این مسیر برایمان ایضا یادآور مصیبت آلالله است؛ اسیری حرم رسولالله (ص) و غربت زینب کبری (س) و تنهایی سیدالساجدین (ع) و جاماندن رقیه (س) ...
مشایه تمام میشود اما حرکت ادامه خواهد داشت.
....................
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
کربلایی محسن محمدیپناه11)sorood payani-moharam1404-shab2-14040406.mp3
زمان:
حجم:
13.3M
سفرنوشت اربعین ۱۴۴۷ قمری؛
قسمت چهارم: وصول یار
بالاخره به سرمنزل مقصود رسیدیم. امروز یا فردا اربعین است. وارد حرم سیدالشهداء میشوم. زیارتنامه اربعین میخوانم، چه فرازهای زیبایی دارد:
... اَلسَّلاَمُ عَلَي الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ ...
(وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَيْرَهِ الضَّلاَلَهِ؛ و جانش را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از سرگردانی و گمراهی و جهالت برهاند.)
اربعین پایان انحرافات، کجرویها، کجفهمیها و ظلمها در طول تاریخ و آغازی برای تمدن عظیم اسلامی است.
(أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَهِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَهِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلاَدَهِ؛
او را به شهادت گرامي داشتي، و به خوشبختی اختصاصش دادي، و به پاكی ولادت برگزيدی)
خدایا ما را نیز پاکیزه بپذیر و اینگونه گرامی بدار و سعیدمان کن.
بالاخره رسیدیم به لحظههای پایانی و منی که در تمام لحظههای این سفر، نگران پایانش بودم. خداحافظ آقای اباعبدالله. از هم اکنون دلتنگ حرمت هستم:
ای صبا، ای پیک دور افتادگان
اشک ما بر خاک پاکشان رسان
باید رفت و محکمتر از قبل حرکت کرد و ادامه داد. به آرزوی ظهور و بلوغ انسان فکر میکنم؛ به مهدی (عج) و عصر ظهور و به رویای انقلاب اسلامی میاندیشم که باید بکوشیم برای تحققاش.
پ.ن: این اربعین به دلیل اختلاف فقهی در معیار مرتبط با رویتپذیری هلال اول ماه صفر یا پنجشنبه هست یا جمعه؛ بر اساس ملاک رویت با ابزار، پنجشنبه و بر اساس ملاک رویت با چشم، جمعه؛ بیستم ماه صفر و اربعین است.
............
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
✍ در فقدان رحمة للعالمین 🖤
این ایام سالروز فقدان پیامبری است که سایهای از رحمت الهی بر سر مردمان بود؛ پیامبری که چنین توصیفش میکند فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ و همین کافی است برای اینکه از درد فراقش و انقطاع دسترسی به او بباریم. او که آمده بود تا ذیل پرچمش کار همه پیامبران را به سرانجام برساند؛ پرچم اسلام. سرانجامی برای گردآمدن و وحدت ابناء آدم ابوالبشر حول کلمه توحید و سرانجامی که مبدا تشکیل امت معصوم و نهایتا تحقق عبودیت -فلسفه خلقت- باشد و سرانجامی که به وصل برساند احباب را به محبوب، عشاق را به معشوق و مخلوقات را به خالق. درد فراق پیامبر (ص) درد طلب آرزوی بلوغ انسان است. درد فراق پیامبر درد گسستن یکپارچگی امت اسلام است؛ درد فریادهای کودکان و مادران غزه و استیصال ما از پاسخ. آنان که بیاندیشند و خوب ببینند بهتر درک میکنند و فریاد میزنند درد فقدان پیامبر را که اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْكَ فَقْدَ نَبِیِّنَا. اما در این روز و این فقدان یک انقطاع دیگر نیز نهفته است و آن انقطاع از حضرت ربوبیت است و چه دردی از این بزرگتر که از امروز وحی آن یگانه راه محسوس بین انسان و خالقش قطع شد و چه دردی سختتر از درد فراق احباب و محبوب...
این امید اما برای ما باقی است که اگرچه مثل امروزی به فقدان پیامبرش دچار شدیم اما امید به ظهور ولیاش داریم و وصال را از مسیر او جستوجو میکنیم که اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْكَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا...
......................
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
شمس الشموس_۲۰۲۵_۰۵_۲۱_۲۱_۴۸_۳۸_۶۰۰.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی علیهالسلام 🖤
....................
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
22.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علامه حسن زاده آملي1_20643086895.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
سال تحصیلی جدید را با سفارشهای علامه حسنزاده آملی مبنی بر همت در تحصیل علم در کنار همت بر طهارت و ضرورت حرکت گام به گام و پیوسته آغاز میکنیم.
.........................
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
🔹️ مصاحبه جواد موگویی با دکتر آقامیری عزیز؛ رئیس دانشگاه شهید بهشتی و دانشمند هستهای
همهاش جالبه اما اگر فرصت نکردید از دقیقه ۴۰ به بعدش مهمتر و قابل تاملتر است.
➡️ https://www.aparat.com/v/toedkbv
روایتی از تلاشهای رژیم صهیونیستی برای ترور دانشمندان، پشتوانه نابود نشدنی صنعت هستهای، ضرورت دانش هستهای، بازدارندگی دانش هستهای و امکان دستیابی ایران به بمب هستهای...
............................
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
"کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته"
ایده اسلام برای انسان،
ایده #انسان_فعال و #انسان_مسئول است؛
این انسان در هر جمعیتی که هست؛ خواه مدرسه (دانشآموز و معلم)، خواه دانشگاه (دانشجو، استاد و کارمند)، خواه خانواده (مرد و زن و فرزندان)، هیئت (خادم و مخاطب) و ... مسئولیت دارد و نباید در سیستم موجود ذوب شود.
حال مهمترین سوالِ قابل تامل این است که
"اساسا انسان فعال کیست و این مسئوليت چیست؟"
پ.ن۱: برای پاسخ به سوال فوق باید طرح الهی را فهمید و ایضا سایر طرحها را هم مشاهده کرد (ثبوتا و سلبا)، تا دیگرانی طرح خود را به نام خدا بر ما غالب و قالب نکنند.
پ.ن۲: فعلا معمولِ عزل و نصبها به این مسئولیت مرتبط نیست؛ بیراهه نروید! پیام فاطمیه آن مسئولیت است.
پ.ن۳: جمله منتسب به شهید حاج حسن تهرانیمقدم را بر اساس ایدهی انسان فعال و مسئول باید خوانش کرد؛ "فقط انسانهای ضعیف به اندازه امکاناتشان تلاش میکنند."
#جریان_انبیاء #تمدن #فاطمیه
.........................
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
هدایت شده از تقی میرزائی
💠 ضرورت احیاء فلسفهی اسلامی
✍ شهید محسن فخریزاده
🔖 یادداشت وبلاگی بهتاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۹۲
🔺 عنوانی که در بالا ذکر شد، شاید شگفتآور باشد. شاید سؤال شود که مگر فلسفهی اسلامی مرده است که نیاز به احیاء داشته باشد؟ و نیز، چه نیازی به احیاء این فلسفه داریم؟
🔹 ابتدا به این سؤال میپردازیم که "حیات" چیست: از دید این حقیر حیات یعنی «قدرت ایجاد تعامل با محیط پیرامون و تأثیرگذاری بر آن و تأثیرپذیری از آن» و #حیات_متعالی وقتی است که این تعامل منجر به رشد دو طرفِ تأثیرگذار و تأثیرپذیر شود.
🔸 حال قضاوت را به اهل فلسفه میسپارم که پاسخ دهند که آیا فلسفهی اسلامی در دوران حاضر با محیط پیرامون خود تعامل دارد؟ در حلّ کدام مسئلهی علمی تلاش کرده است (هر علمی اعم از علوم انسانی و علوم تجربی)؟ اساساً فیلسوفان این عصر تن به رویارویی جدی با مسائل سنگین علمی میدهند؟ چند مقاله داریم که به نقد تفسیرهای فلسفیِ ناشی از علوم بر اساس مبانی فلسفهی اسلامی پرداخته باشد؟ این فلسفه چقدر تأثیر پذیرفته است؟
🔸 روایت فلسفه امروز با روایت ملاصدرا تفاوتی کرده است؟ هنوز مقولات عشر با همان شکل و ترتیب و عناوین نقل میشود. هنوز از عبارات سدههای قبل استفاده میشود. فلسفه اکنون همان است که ملای شیرازی میفرمود. [حداکثر] شاید بعضی از مثالهای آن تغییر یافته باشد.
🔹 مقایسه کنیم با فلسفه در مغربزمین. چه تعامل جدّیای با علوم دارد! چالش ایجاد میکند و چالش میپذیرد. در پی این چالشها نحلههای مختلف به وجود آمده است؛ و مدام در حال رشد است. تأثیر جدّی بر علوم دارد. و اساساً علاوه بر تأثیر بر روند پیشرفت علوم نقش انطباق یافتههای این علوم را با نحوهی زندگی مردم بر عهده گرفته است. در رشد علوم هم وضعیت روشن و واضح است؛ میگویند اینشتین بعد از مدتی گفته بود که این نسبیت آنقدر پیشرفت کرده است که من دیگر قادر به فهم آن نیستم!
@Nafahat_PHST
..........................
پ.ن۱: وقتی به بیش از پیش پرداختن به فلسفه صدرایی انتقاد میکنیم منظورمان انتقاد به عالم صالح خدا ملاصدرا نیست بلکه به رویکردی است که در عصر حاضر همچنان میخواهد با امثال برهان صدیقین به مصاف برداشتهای امتداد یافته از احتمالات کوانتومی و ... برود؛ آن نگاهی که به تحولات روی زمین بیتفاوت است نتیجهای جز انسداد ندارد...
پ.ن۲: به مناسبت سالروز شهادت شهید فخریزاده صلواتی تقدیم ایشان کنیم.
..............................
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
✍ امروز شانزدهم آذر، منتسب به روز دانشجو است.
من اولین پیام تبریک روز دانشجو را که سالها قبل و در دوران دانشجویی توسط یکی از آشناهایم برایم ارسال شد، به خاطر میآورم و عینا آن را برای دانشجویانِ همراهِ این کانال تکرار میکنم:
"شانزدهم آذر، روز آرمان استکبارستیزی شهیدان مصطفی بزرگنیا و احمد قندچی و مهدی شریعترضوی بر شما دانشجوی عزیز مبارکباد."
در چنین روزی در سال ۱۳۳۲ سه دانشجوی دانشکده فنی تهران، توسط سربازان دسته جانباز لشکرزرهی شاهنشاهی، پیش پای نیکسون معاون رئیس جمهور وقت امریکا قربانی شدند.
شهید مهدی شریعت رضوی (آذر)، برادر خانم دکتر علی شریعتی بود که ایشان در کتاب کویر -قصه خروس بیمحل- از او میگوید:
"اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی که بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفتهاند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافتهاند، نخواستند - همچون دیگران - کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را میآید، بیاموزند، هرکه را میرود، سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی میتوانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شدهام بپوشانم، تا در این سموم که میوزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم."
.....................
👉 @daevat
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
20 دسامبر؛ 29 آذرماه مصادف با روز فیزیک بود. من قصد داشتم به مناسبت این روز و متناسب با هویت ملیمان، معلمان و دانشجومعلمان فیزیک را مورد خطاب قرار دهم و مطالبی را نگارش کنم که به دلیل گرفتاری با حدود 10 روزی تاخیر به سمع و نظرتان میرسانم.
✍ روش علمی: از تکنیک تا تربیت
شروع بحث را با این پرسش محوری آغاز میکنم که آیا روش علمی صرفاً یک مجموعه تکنیک خالص و خنثی و جهانشمول است یا میتواند در بستر فرهنگی تربیتی هر جامعه معنا گردد؟ این عنوان بیشتر ناظر به این است که ما در علوم طبیعی و مخصوصا فیزیک توجه و تمرکز زیادی به ماهیت علم داریم و بر روی روش علمی تاکید میکنیم. همچنین تلاش داریم تا متعلمین خود را با این رویکرد آشنا کرده و آن را به یک فرهنگ مبدل نماییم. از سوی دیگر وابسته به اهمیتی که روش علمی در ماهیت علوم تجربی دارد ممکن است سیاستگزاران آموزشی در نگاه کلان نیز برنامههایی را در این حوزه مخصوصا با هدف فرهنگسازی آن مدنظر داشته باشند. مبتنی بر سند تحول، یکی از رسالتهای دانشگاه فرهنگیان، تربیت معلمانی است که زمینهساز حیات طیبه باشند و البته فقط یکی از ارکان این زمینهسازی، دانشجو معلمان خواهند بود. بنابراین بایستی بتوانیم بین روش علمی و رسالتی که در این دانشگاه مأموریتمحور بر عهده داریم به طریقی ارتباط برقرار کنیم. البته در این یادداشت قصدی بر تفصیل روش علمی نیست، با این حال گریزی از وصف اجمالی آن نمیباشد. روش علمی از اواسط قرن شانزدهم میلادی با کارها و بحثهای آقای بیکن و تأکیدش بر تجربهگرایی انسجام یافت و تدوین گردید. البته قبل از او هم استقراء تجربی مورد استفاده قرار میگرفت، اما کار بیکن تدوین و ترویج بود به طوری که پس از آن بسیاری از دانشمندان حوزه علوم طبیعی برای آزمایش و استنتاج وارد طبیعت شدند. روش علمی فرآیندی است که از مشاهده شروع میشود و به مشاهده ختم میگردد و البته میتوان جزئیات این فرآیند از مشاهده تا مشاهده را در یک دستهبندی خیلی ساده مشاهده/اندازهگیری/فرضیهسازی/آزمایش و نهایتاً استنتاج و نتیجهگیری تفصیل داد. اما وابسته به رسالت این دانشگاه، به نظر میرسد که وقتی از روش علمی صحبت میکنیم، باید به لایههای دیگری متناسب با مأموریتهای دانشگاه توجه کرد. یکی از آنها توجه به لایههای فلسفی و جهانبینی پشت سر روش علمی است، که اصولاً روش علمی در تمدن غربی بر چه مبانی معرفتشناختی استوار میباشد؟ آیا عقلانیت ابزاری در آن دخیل نیست؟ اگر هست چه میزان؟ آن چه نقاط قوتی دارد و محدودیتهای آن کدام است؟ در سنت حکمی و علمی اسلامی و ایرانی چقدر میتوان، آن را با نگاه اندیشمندانی همانند ابوریحان و ابن هیثم و خیام بازخوانی و غنیسازی کرد؟ لایه دیگر توجه به غایتشناسی تربیتی میباشد. ما باید به این امر توجه داشته باشیم که هدف ما از آموزش روش علمی چیست؟ آیا هدف صرفا توجه دادن به تولید دانش است و میخواهیم دانشمند فنمحور تولید کنیم؟ یا اینکه مثلا میخواهیم معلمی روشمند تربیت کنیم که بتواند این روشمندی را در خدمت تفکر، حقیقتجویی، مسئولیتپذیری، عدالتطلبی و همچنین خلقتشناسی قرار دهد و متناسب با ساحتهای تربیتی سند تحول گام برداریم. بایستی توجه داشته باشیم که معلم فیزیک تنها انتقالدهنده فرمولها نیست، بلکه الگوی منش علمی متعهد است؛ یعنی باید بتواند به عنوان مثال شگفتی و نظم حاکم بر جهان را به دانشآموزان انتقال دهد و ایضا از آنها نشانههایی از حکمت آفریدگار را متناسب با ساحتهای تربیتی و اعتقادی خلق کند. از همین منظر، در آزمایشگاه فیزیک، چه آن زمانی که دانشجوها در آزمایشگاه حضور دارند و چه وقتی با دانشآموزانشان در آزمایشگاه هستند، باید آزمایشگاه فیزیک به کارگاهی برای آموزش نظم، آموزش صداقت در گزارشدهی، آموزش همکاری و آموزش صبر در مواجهه با ناشناختهها تبدیل گردد. در این صورت است که آزمایشگاه نیز مضاف بر کارکردهای صرفا علمیاش، به میدانی برای پرورش ساحتهای اخلاقی و اجتماعی متعلمین تبدیل میگردد. بدیهی است موارد فوقالذکر تنها پیشنهادات و ایدههایی اولیه از حرکت در این چارچوب است. بنابراین، سخن از روش علمی و توجه دادن نسبت به آن مفید است و اهمیت دارد، اما هنگامی که این ابزار را با حکمت عملی و بینش تربیتی آمیخته کنیم و روش علمی را از یک تکنیک صرف به مسیری برای رسیدن به حیات طیبه علمی ارتقا دهیم مرتبط با مأموریتهای دانشگاه فرهنگیان قدم برداشتهایم.
در پایان یادداشت را با این جمله خاتمه میدهم که فیزیک را به مثابه یک فرهنگ و روش زندگی و عبادت معرفتورزانه و متناسب با هویتمان انتقال دهیم.
والسلام
..........................
👉 @daevat
درباره دین، علم و تمدن