eitaa logo
دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
184 دنبال‌کننده
140 عکس
132 ویدیو
2 فایل
بنام خداوند خرد و اندیشه "برای اعلای کلمه اسلام باید پیشرفت کنیم" رویای من پیشرفت است و بر اساس آن دیدگاه‌هایم درباره مسائل عمومی دین، علم و تمدن‌ را منتشر می‌نمایم. دکتر تقی میرزایی Email: @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">tmirzaye@gmail.com Tel: 09156253967 @dr_miirzaei
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ امروز شانزدهم آذر، منتسب به روز دانشجو است. من اولین پیام تبریک روز دانشجو را که سال‌ها قبل و در دوران دانشجویی توسط یکی از آشناهایم برایم ارسال شد، به خاطر می‌آورم و عینا آن را برای‌ دانشجویانِ همراهِ این کانال تکرار می‌کنم: "شانزدهم آذر، روز آرمان استکبارستیزی شهیدان مصطفی بزرگ‌نیا و احمد قندچی و مهدی شریعت‌رضوی بر شما دانشجوی عزیز مبارک‌باد." در چنین روزی در سال ۱۳۳۲ سه دانشجوی دانشکده فنی تهران، توسط سربازان دسته جانباز لشکرزرهی شاهنشاهی، پیش پای نیکسون معاون رئیس جمهور وقت امریکا قربانی شدند. شهید مهدی شریعت رضوی (آذر)، برادر خانم دکتر علی شریعتی بود که ایشان در کتاب کویر -قصه خروس بی‌محل- از او می‌گوید: "اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی که بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته‌اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته‌اند، نخواستند - همچون دیگران - کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می‌آید، بیاموزند، هرکه را می‌رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمی‌روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی می‌توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شده‌ام بپوشانم، تا در این سموم که می‌وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم." ..................... 👉 @daevat دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
20 دسامبر؛ 29 آذرماه مصادف با روز فیزیک بود. من قصد داشتم به مناسبت این روز و متناسب با هویت ملی‌مان، معلمان و دانشجومعلمان فیزیک را مورد خطاب قرار دهم و مطالبی را نگارش کنم که به دلیل گرفتاری با حدود 10 روزی تاخیر به سمع و نظرتان می‌رسانم. ✍ روش علمی: از تکنیک تا تربیت شروع بحث را با این پرسش محوری آغاز می‌کنم که آیا روش علمی صرفاً یک مجموعه تکنیک خالص و خنثی و جهان‌شمول است یا می‌تواند در بستر فرهنگی تربیتی هر جامعه معنا گردد؟ این عنوان بیشتر ناظر به این است که ما در علوم طبیعی و مخصوصا فیزیک توجه و تمرکز زیادی به ماهیت علم داریم و بر روی روش علمی تاکید می‌کنیم. همچنین تلاش داریم تا متعلمین خود را با این رویکرد آشنا کرده و آن را به یک فرهنگ مبدل نماییم. از سوی دیگر وابسته به اهمیتی که روش علمی در ماهیت علوم تجربی دارد ممکن است سیاست‌گزاران آموزشی در نگاه کلان نیز برنامه‌هایی را در این حوزه مخصوصا با هدف فرهنگ‌سازی آن مدنظر داشته باشند. مبتنی بر سند تحول، یکی از رسالت‌های دانشگاه فرهنگیان، تربیت معلمانی است که زمینه‌ساز حیات طیبه باشند و البته فقط یکی از ارکان این زمینه‌سازی، دانشجو معلمان خواهند بود. بنابراین بایستی بتوانیم بین روش علمی و رسالتی که در این دانشگاه مأموریت‌محور بر عهده داریم به طریقی ارتباط برقرار کنیم. البته در این یادداشت قصدی بر تفصیل روش علمی نیست، با این حال گریزی از وصف اجمالی آن نمی‌باشد. روش علمی از اواسط قرن شانزدهم میلادی با کارها و بحث‌های آقای بیکن و تأکیدش بر تجربه‌گرایی انسجام یافت و تدوین گردید. البته قبل از او هم استقراء تجربی مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما کار بیکن تدوین و ترویج بود به طوری که پس از آن بسیاری از دانشمندان حوزه علوم طبیعی برای آزمایش و استنتاج وارد طبیعت شدند. روش علمی فرآیندی است که از مشاهده شروع می‌شود و به مشاهده ختم می‌گردد و البته می‌توان جزئیات این فرآیند از مشاهده تا مشاهده را در یک دسته‌بندی خیلی ساده مشاهده/اندازه‌گیری/فرضیه‌سازی/آزمایش و نهایتاً استنتاج و نتیجه‌گیری تفصیل داد. اما وابسته به رسالت این دانشگاه، به نظر می‌رسد که وقتی از روش علمی صحبت می‌کنیم، باید به لایه‌های دیگری متناسب با مأموریت‌های دانشگاه توجه کرد. یکی از آن‌ها توجه به لایه‌های فلسفی و جهان‌بینی پشت سر روش علمی است، که اصولاً روش علمی در تمدن غربی بر چه مبانی معرفت‌شناختی استوار می‌باشد؟ آیا عقلانیت ابزاری در آن دخیل نیست؟ اگر هست چه میزان؟ آن چه نقاط قوتی دارد و محدودیت‌های آن کدام است؟ در سنت حکمی و علمی اسلامی و ایرانی چقدر میتوان، آن را با نگاه اندیشمندانی همانند ابوریحان و ابن هیثم و خیام بازخوانی و غنی‌سازی‌ کرد؟ لایه دیگر توجه به غایت‌شناسی تربیتی می‌باشد. ما باید به این امر توجه داشته باشیم که هدف ما از آموزش روش علمی چیست؟ آیا هدف صرفا توجه دادن به تولید دانش است و می‌خواهیم دانشمند فن‌محور تولید کنیم؟ یا اینکه مثلا می‌خواهیم معلمی روشمند تربیت کنیم که بتواند این روشمندی را در خدمت تفکر، حقیقت‌جویی، مسئولیت‌پذیری، عدالت‌طلبی و همچنین خلقت‌شناسی قرار دهد و متناسب با ساحت‌های تربیتی سند تحول گام برداریم. بایستی توجه داشته باشیم که معلم فیزیک تنها انتقال‌دهنده فرمول‌ها نیست، بلکه الگوی منش علمی متعهد است؛ یعنی باید بتواند به عنوان مثال شگفتی و نظم حاکم بر جهان را به دانش‌آموزان انتقال دهد و ایضا از آن‌ها نشانه‌هایی از حکمت آفریدگار را متناسب با ساحت‌های تربیتی و اعتقادی خلق کند. از همین منظر، در آزمایشگاه فیزیک، چه آن زمانی که دانشجوها در آزمایشگاه حضور دارند و چه وقتی با دانش‌آموزان‌شان در آزمایشگاه هستند، باید آزمایشگاه فیزیک به کارگاهی برای آموزش نظم، آموزش صداقت در گزارش‌دهی، آموزش همکاری و آموزش صبر در مواجهه با ناشناخته‌ها تبدیل گردد. در این صورت است که آزمایشگاه نیز مضاف بر کارکردهای صرفا علمی‌اش، به میدانی برای پرورش ساحت‌های اخلاقی و اجتماعی متعلمین تبدیل می‌گردد. بدیهی است موارد فوق‌الذکر تنها پیشنهادات و ایده‌هایی اولیه از حرکت در این چارچوب است. بنابراین، سخن از روش علمی و توجه دادن نسبت به آن مفید است و اهمیت دارد، اما هنگامی که این ابزار را با حکمت عملی و بینش تربیتی آمیخته کنیم و روش علمی را از یک تکنیک صرف به مسیری برای رسیدن به حیات طیبه علمی ارتقا دهیم مرتبط با مأموریت‌های دانشگاه فرهنگیان قدم برداشته‌ایم. در پایان یادداشت را با این جمله خاتمه می‌دهم که فیزیک را به مثابه یک فرهنگ و روش زندگی و عبادت معرفت‌ورزانه و متناسب با هویت‌مان انتقال دهیم. والسلام .......................... 👉 @daevat درباره دین، علم و تمدن
مطمئن‌ترین تکیه‌گاه تاریخ معاصر ایران؛ در رکاب ایشان مراقب تمامیت ارضی ایران و امنیت ملی و سرنوشت خودمان باشیم. پیاده‌نظام طراحی‌های اخیر نشوید و مراقب خودتان باشید❤؛ فراموش نکنید ما وسط یک جنگ هستیم و این جنگ، جنگ همه است. روزهای سرنوشت‌سازی در پیش است ...
بسم الله الرحمن الرحیم
هدایت شده از تقی میرزائی
یادداشت جدید در پایگاه تحلیلی خبری "ملت قرآن"؛ تحلیلی بر وقایع روزهای اخیر 👇👇👇 🌐 598.ir/002J6k 👆👆👆 ......................... 👉 @daevat دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
روزهای آخر اسرائیل؛ قسمت هفتم: اعتراض و اغتشاش هفته‌ی آخر ترم، معمولا کلاس‌ها رو به اتمام است و فراغتی حاصل می‌شود تا اندکی به مطالعات مورد علاقه‌‌ام بپردازم! چند روزی بود در هوای مطالعه سفرنامه‌‌ی حج جلال آل‌احمد به این فکر می‌کردم که خسی هستم در میقات یا شخصی‌ام در میعاد! همچنین آن روزها به مناسبت سالگرد شهادت حاج قاسم، بار دیگر تأملا سخنان اعجاب برانگیز او را در کنگره هشت هزار شهید گیلان دیده بودم و به سه گانه هجرت، جهاد و شهادت او در تبیین دفاع مقدس و به اینکه "جمهوری اسلامی حرم است" و "ما ملت شهادت‌ایم‌"اش فکر می‌کردم؛ خلاصه که در عالم لاهوت بودم و به این فکر می‌کردم که چگونه حاج قاسم آسمانی بود ولی در زمین و با زمینی‌ها زندگی می‌کرد؟! حوالی ساعت ۲۱ پنج‌شنبه ۱۸ دی ماه بود که با شنیدن مکالمه‌ای اضطراب‌‌آلود که همراه با توصیه به "مراقب خودت باش" بود به عالم زمین فرود آمدم. یادم آمد که ربع پهلوی فراخوان شورش در ساعت ۲۰ پنج‌شنبه و جمعه را داده بود. به بالکن رفتم تا اوضاع خیابان را رصد کنم؛ رفت و آمد اتومبیل‌ها و سرعتشان طبیعی نیست! سروصداهایی نیز می‌آید. حالا معنی جمله مراقب خودت باشِ زن همسایه خطاب به آن نوجوان همسایه دیگر را درک میکنم. مرز بین اغتشاش و اعتراض هنوز برای مردم وضوح نیافته است؛ احتمالا هر دو جزء معترضین هستند. سراغ فضای مجازی می‌روم؛ آن بیگانه در شبکه‌ مجازی اختصاصی‌اش پُست گذاشته به این مضمون که "پشت شما هستیم و اگر آشوب‌گران کشته شوند پاسخ خواهیم داد"، آن بیگانه‌ی دیگر نیز در ایکس پیام گذاشته که "در کف خیابان در کنار شما هستیم." هر دو پیام یک چیز را مخابره می‌کنند؛ پیداست ترامپ و نتانیاهو با هم هماهنگ هستند و البته که سگ زرد برادر شغال است. جالب‌تر توئیت ایلان ماکس است که مجبور شده در پاسخ توئیت انگلیسی صفحه رهبری، از ضرب‌المثلی ایرانی و آن هم به زبان فارسی استفاده کند. برداشت من از پاسخش، قدرت و اصالتِ ایران و ترس بیگانه از ایران است؛ هم به لحاظ استفاده از ضرب‌المثل ایرانی و هم اینکه مجبور باشی به زبان فارسی -که حدودا فقط اندکی بیش از یک‌صد میلیون نفر مخاطب در دنیا دارد- توییت بزنی و پاسخ دهی! من چنین می‌خوانمش: رویافروش امریکائی از رویای ایرانیِ جمهوری اسلامی واهمه به دل دارد؛ رویای ایران مساله مهمی است که باید بیشتر از آن روایت شود، مخصوصا برای نسل جوان و مخصوصا در فضای غبارآلود امروز! اما قصه چیست؟ در ظاهر همه چیز از رشد سرسام‌آور دلار شروع شد و التهاب بازار؛ طبیعی بود که همه شاکی باشند، مخصوصا جوان‌هایی که رویاهاشان هر روز دست‌نیافتنی‌تر می‌شد. به سرعت شاهد کسادی بازار شدیم و شاهد جامعه مأیوس و معترض و در انتظارِ مسئولانی که هیچ اقدامی جهت تنویر افکار عمومی انجام نمی‌دادند و نه حتی کوچکترین وعده‌ای برای اصلاح می‌دادند. این شد که اعتراض بازار شروع شد؛ حق داشتند، نفروختن سودش بیشتر از فروش بود و زندگی‌ای که خرج داشت. در پشت پرده اما طرح دیگری در جریان بود. بیگانگان دقیقا از روزهای جنگ دوازده روزه به انتظار هرج و مرج داخلی ایران بودند. رهبری معظم این هشدار را در آن ایام داده بودند که هدف بعدی التهاب داخلی ایران است. عوامل صهیونیست مدت‌ها قبل مترصد این فرصت بودند که جامعه ما را ملتهب کنند و حالا می‌شد علت رشد سرسام‌آور دلار و غافل‌گیری دولت را دانست. بدون شک مطالبه مردمی و اعتراض راهی برای پیشرفت کشور است که در قانون اساسی ما نیز به رسمیت شناخته شده است‌. اما بیچاره مردم مظلوم ایران که بیگانگان فرصت‌طلب آن اعتراض به حق را، به اغتشاش آلوده کردند و از مسیرش منحرف نمودند. البته طبیعی است که بیگانه و مزدورانش بخواهند مانع پیشرفت کشور باشند اما دولت و مجلس نیز وظیفه دارند زمینه اعتراض سالم و ملزوماتش را فراهم و راهبری کنند و ای کاش این یکی از پروژه‌های آینده باشد. ........................ 👉 @daevat دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
روزهای آخر اسرائیل؛ قسمت هشتم: ملت قرآن تا آخر شب پنج‌شنبه ۱۸‌ام دی‌ماه همچنان فضای مجازی را رصد می‌کنم. اخبار و تصاویر حاکی از خشونت‌های سرسام‌آور است. سربازان بدون یونیفرم امریکائی و صهیونیستی بین مردم نفوذ کرده‌اند و اعتراض به اغتشاش تبدیل شده است. در این بین خبر به آتش‌کشاندن بقعه امام‌زاده سبزه‌قبا در دزفول که زیارتش از آرزوی‌های دیرینه من است بیشتر ناراحتم می‌کند، به مرقد شهید رشید آن عارف مجاهد جنگ دوازده‌ روزه نیز که در جوار ایشان مدفون شده‌اند، بی‌حرمتی شده است. اخبار شهادت در روزهای بعد حجت را تمام می‌کند؛ نیروهای انتظامی، امنیت، بسیج، سپاه و مردم و برخی کودکان. اخبار برخی دلاوری‌ها براستی نشان می‌دهد که شهداء آسمانیانی هستند که در زمین زندگی می‌کنند. ملینای سه‌ساله در کرمانشاه، آنیلای هشت ساله در اصفهان، بهار دو ساله در نیشابور، شهدای دانش‌آموز واقعه سوزاندن مسجد سیدالشهداء پاکدشت، شهید علی‌آبادیِ نوجوان دانش‌آموز نیشابوری، حادثه فاجعه‌بار شهادت هادی یزدانیِ دانشجو، شهادت غریبانه فرج‌الله، روایت دردناک لحظه به شهادت رسیدن یک استاد دانشگاه، آن معلم مظلوم شهید حسین بابری، مسلح بودن اغتشاش‌گران، قتل‌های صبرقرآن‌سوزی‌ها، مسجدسوزی‌ها و ... هیچ چیزش به اعتراض نمی‌ماند! تصور اینکه وارد خانه‌ای در مشهد بشوند و بگویند "همه را سر بِبُرید!" واقعا نگران‌کننده است.این رفتارها فقط و فقط تداعی کننده داعش است. حالا دیگر صحنه خیلی واضح شده است و مردم صف خود را از اغتشاش‌گران جدا کرده‌اند. سید حسن خمینی چقدر خوب گفته است که "فردای جمهوری اسلامی، نه آزادی دارید، نه امنیت و نه رفاه!" تاویلش این می‌شود که رفتار امروز اغتشاش‌گران، به خوبی تصویر آینده‌شان برای ایران و ایرانی را نشان می‌دهد. اینکه قرآن‌ها را وسط مسجد جمع کنی و آتش بزنی یعنی مردم ایران و پیوند ناگسستنی آن‌ها با قرآن را درک نمی‌کنی. به قول رئیس‌جمهور فقید؛ شهید رئیسی عزیز: مفاهیم وحدت‌بخش، انسان‌ساز، جامعه‌ساز و تمدن‌ساز قرآن کریم، هرگز نمی‌سوزد، این مفاهیم ابدی است و آتش توهین و تحریف، حریف حقیقت نخواهد شد. ملت ایران اما دوشنبه ۲۲‌ام دی‌ماه مشت محکم خود را بر دهان اغتشاشگران مزدورِ تروریست و اربابان صهیونیستی و امریکائی‌‌شان کوبیدند که ما ملت رسول الله (ص)، وفادار به طرح خدا برای آینده بشریت هستیم، محال است که قرآن این پیوندگاه زمین و آسمان را بر زمین بگذاریم. ما در برابر جامعه بازار و جامعه استیلا ایستاده‌ایم و طرح خود را برای سعادت بشر فریاد می‌زنیم، ما جامعه ولایت هستیم، ما ملت قرآن‌ایم. ........................ 👉 @daevat دعوت (درباره دین، علم و تمدن)
🌙 ساعات پایانی ماه مبارک رجب است؛ یکی از ویژگی‌های مکتب اسلام زنده بودن و روح داشتن "زمان" در آن است. برخی زمان‌ها بر برخی دیگر فضلیت دارند و بیشتر مورد توجه هستند. اگرچه برای آن انسانِ عارفِ واصل همه حال میقات است و لحظه حضور و ملاقات با پروردگار اما برخی از ایام سال جزء میقات‌های خاص و ویژه است. آنچه در روایات داریم، ماه رجب شهر الله اکبر است؛ ماه بزرگ خداوند است. پیغمبراکرم(ص) می‌فرمایند: رجب، شهرالله است و شعبان ماه من است و رمضان ماه امّت من است. در نظرم آمد در این ساعات پایانی ماه رجب با یکدیگر، در محضر سخنان آقامجتبی تهرانی باشیم: "در این ماه رحمت خداوند بر امّت بسیار می‌بارد. مغفرت الهی در این ماه است. خصوصیّت ماه رجب در این است. در بین ماه‌ها، ماه رجب، ماه برآورده شدن حاجات است. نکته جالب اینکه این معنا تنها مختص دین اسلام نیز نبوده است؛ بلکه در جاهلیّت هم معتقد بودند که ماه رجب، ماه برآورده شدن حاجات است - وقتی می‌گویند خدا کریم است یعنی این-. ماه رجب ماهی است که در تمام اعصار و قرون این قدر ارزشمند و باعظمت بوده است. در این ماه اولیای خدا پیوندشان را با خدا قوی کردند. امّا ما چه کردیم؟ باید بگوییم: خدایا! ما را ذیل عنایت اولیائت -یعنی آن کسانی که به تو رسیدند- مشمول لطف خاصّ خودت کن. ما را از رحمت‌ها و مغفرت‌هایی که در این ماه نصیب اولیائت کردی، محروم نکن! از خدا مغفرت، هدایت و همۀ حاجات‌مان را بخواهیم." پیوندمان با خدا را در این لحظات پایانی قوی‌تر و مستحکم‌تر کنیم ولو به لحظه‌ای توجه/ التماس دعا ...................
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️فقط ۲۸ روز رئیس جمهور ایران بود! 🔹️ رهبران، مبارزان و متفکران انقلاب اسلامی اکثرا معلم بودند! 🌅 ولله ولله ولله با همین معلمان، ایرانِ اسلامیِ آباد و مورد رضایت پروردگار و مردم را می‌سازیم؛ إنَّما بُعِثتُ مُعَلِّما.🌄
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای خورشید عدالت، نیمه شعبان تمام شد و صدای جشن‌ها و شورها آرام شد، اما آقای من! ما بدون اینکه خسته شده باشیم، باز هم منتظرت می‌مانیم و تلاش می‌کنیم برای تربیت عدالت‌پرورِ عدالت‌خواه و عدالت‌ساز. مرا هزار امید است و هر هزار تویی... "وَ مَا اَخَذَ اللهُ‌ عَلَى العُلَماءِ اَلّا یُقارّوا عَلىٰ کِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظلوم..."
انقلابی که می‌گفتند نوروز ۱۳۵۸ و برف ۱۳۵۹ را نخواهد دید به یاری خدا و مردم ۴۷ ساله شد. جای شهید حاج قاسم، شهید رئیسی، شهید سلامی، شهید طهرانچی، شهید علی‌محمدی، شهید فخرایی، شهید باقری، شهید رشید، شهید حاجی زاده، شهید طهرانی‌مقدم، شهید ربانی، شهید حاج رمضان، شهید آنیلا، شهید بابری، شهید فرج‌الله و بیش از سیصد هزار شهید انقلاب، دفاع مقدس، مدافع حرم، مدافع امنیت و شهدای شبهِ کودتای اخیر خالی. 🎊 جمهوری اسلامی ایران عزیز، تولدت مبارک!🎁 فراموش نکنیم ۲۲ بهمن از مصادیق یوم الله و شرکت در راهپیمایی امسال از قطعات مهم پازل تاریخ‌ و مسیر آینده است؛ روزهای سرنوشت‌سازی در پیش است...
روزهای آخر اسرائیل؛ قسمت نهم: چهلم شهدای شبه کودتا این روزها برای من یادآور سالگرد خاطرات سفر سال گذشته‌ام به سواحل مکران؛ سرزمین سیستان و بلوچستان است! دلم میخواهد از آن ایام و از آنجا بنویسم؛ از مردمان خونگرمش، از سرزمینی که هنوز رنگ و لعاب فرهنگ غرب و انسانِ مادیِ فرد گرایِ منفعت طلبِ اصالت داده شده بر شهرنشینی و حقوقِ به ظاهر شکیل و در باطن متعفن شهروندی در آنجا غالب نشده است. این حقوق شهروندی برآمده از مساله تقابل حق با حقوق و از محصولات همین فرهنگ فردگرا است؛ تو بخوان منشا خیلی از دعواها و مرافعات بین اشخاص از زندگی شخصی و خانوادگی بگیر تا زندگی شغلی و اجتماعی. این استان سرزمینی است که حتی اگر غریبه باشی، با طنین انداز شدن صدای دعوت اذان، با بلند کردن سر به آسمان میتوانی راه مسجد را به راحتی بجویی؛ گلدسته‌های سر به فلک کشیده، نشان راه هستند؛ مسیر حق همینقدر آشکار است، پیچیدگی مربوط به خط و خش‌های صفحات قلب ما است! البته از همه این توصیفاتم باید "چابهار جدید" را مستثنا کرد! این مشاهدات و تاملات در آنجا آنقدر برایم جلوه کرد که پنداشتم محرومیت مترادف است با انسان الهی و معنوی، مترادف است با برادری و همدلی و زندگی کردن برای کسانی است که محروم‌اند! بنظر می‌رسد تمکن و رفاهی که در دل فرهنگ غرب با دستاوردهایش به ثمر بنشیند چیزی جز عزلت، تنهایی، افسردگی نباشد و صرفا زنده بودن و نه زندگی باشد! فرهنگ غرب را تو بخوان لیبرالیسم، اومانیسم، رویای امریکایی و در یک کلام من و من و فقط "من"! ما در جهانی زندگی می‌کنیم که تصویر فانتزی از رویای غربی و امریکایی در زندگی‌هایمان رخنه کرده است و تلاش می‌شود تا اعتماد به نفس و باورمان با مخدوش کردن گذشته و هویت و فرهنگ‌مان از بین برود. ما این روزها عزادار و داغدار قریب 2427 خون‌ ریخته شده در فتنه دی‌ماه هستیم! ما جگرمان سوخته است! هنوز از یادآوری آن روزها و آن خون‌ها اشک بر چشمان‌مان جاری است. خشونت‌های آنچنانی آن روزها، حاکی از شکل‌گیری یک بن‌بست است. معمولا خشونت‌های اجتماعی وقتی رخ می‌هد که افراد احساس کنند راه‌حلی وجود ندارد و به انسداد در تصویری از آینده برسند. رویا، تصویر ذهنی از آینده است که قابلیت تحقق دارد. امید آفرین است و پیش روی ماست. یوسف نبی علیه السلام نیز با رویای صادقه کودکی در برابر آن شدائد زندگی‌اش؛ رنج‌ها، اسارت و زندان استوار ماند. وقتی آلترناتیوی نباشد، خشم‌ افسارگسیخته بروز می‌کند، پهلوی این ظرفیت را ندارد که آلترناتیو باشد؛ مساله همین‌قدر واضح است، او تصویری از آینده مطلوب ارائه نمیدهد، او خودش نیز بازیچه بازیگردانان اصلی است؛ حکمرانان فرهنگ غربی و رویای فانتزی امریکایی. این حرکت‌ها سلبی هستند. وقتی صحبت از "من" است، اتحاد و انسجامی هم اگر هست حول "نه" میباشد مانند راهپیمایی فراخوان داده شده ربع پهلوی در مونیج و تورنتو! اتحادی سلبی حول "نه به جمهوری اسلامی"، بعدش چه میشود، معلوم نیست! بدون برنامه! فقط تو نباش، هر چه میخواهد بشود! آنجا که منافع فرد اصالت دارد، حرکت دسته جمعی به سوی هدف واحد با برنامه مشخصی برای آینده و راهپیمایی ایجابی معنا ندارد! اما راهپیمایی 22 بهمنِ ایران و تو بخوانش جشن تولد "جمهوری اسلامی ایران"، وحدتی برای یک "بله" گفتن دوباره به "جمهوری اسلامی ایران" بود. حرکت‌های جمعی اینچنینی فقط حول ارزش‌های غیرمادی صورت می‌گیرد، آنجا که ارزش‌ها الهی وجود دارد. رویاها در دل حرکت‌های ایجابی هستند! حرکت‌های سلبی رویا و آینده‌ای ندارند. ما رویای مشترک جمعی داریم! اصلا خود انقلاب اسلامی ایران که مستمرا جاری است خود این رویا است! تعبیر علامه شهید صدر در آن ایام پیروزی انقلاب اسلامی - 22 بهمن 57 - چه زیباست که وقتی خبر پیروزی را شنید فرمود "رویای انبیا و اولیا تحقق یافت!" باید این رویای انبیا و اولیا را روایت کرد تا فهمید رویای جمهوری اسلامی ایران را. حرکت‌های جمعی ایجابی، جلودار میخواهند، حرکتی که مقصد دارد، امامت می‌خواهد، کسی که خودش جلو برود و بگوید بیایید. باید اهمیت جلودار را روایت کرد... "فرض است فرمان بردن از حکم جلودار * گر تیغ بارد، گو ببارد نیست دشوار" ................... 👉 @daevat دعوت (درباره دین، علم و تمدن)