این کارایی ک در طول روزام میکنم هم همش به انتخاب خودم بوده.
من همین الان بگم نمیخوام برم سرکار، هیچکی هیچی بهم نمیگه. چون خودم اینو انتخاب کردم.
من اگر نخوام برم دانشگاه میدونم همسرم تمام قد حمایتم میکنه ( به شرط مسیر حرفه ساز جایگزین).
ولی خودم دارم عشق میکنم
کار کردن از علایق خودم بود، دانشگاه هم همینطور.
ولی اینا علایق عقلانیم بودن
اون چیزایی ک بالا گفتم، علایق دلیم.
این دیدگاه الانمو، احساس میکنم مدیون پشت کنکور موندنمام.
اون موقع عجیب غریب راکد بودم.
همش تو خونه. و سیر باطل درس، سریال، صحبت مجازی یا تلفنی با دوستام.
الان خوشحالم :)
امروز ی خبر بد شنیدم :)
واقعا واقعا واقعا از ته ته قلبم ناراحت شدم
و صدای خرسند کسی ک داشت این خبر رو جوری میگفت ک من ناراحت نشم، کاری کرد ک به خودم گفتم، مگه برا خدا کاری داشت جورش کنه؟!
مگه برا اینهمه آدم جور نکرده؟!
مگه خدا نمیتونست کاری کنه ی عده چشاشون رو اون عیب بسته شه؟!
پس حتما صلاحی بوده :)
ولی، امیدارم خدا صلاح مارو بذاره تو چیزایی ک از ته ته دلمون میخوایم.
یا واقعا یکم بعدش اون بهتر بهتره رو بهمون بده :)
ولی کلا من احساس خوشحالی عمیقی رو همراه با غم زیبایی ته دلم حس میکنم. غم عشق زیباترینه :)
تابستون اکثرا، لباسی ک موقع بیرون رفتن میپوشم، تیشرته🌚
و امروز تیشرت پوشیدن و دانشگاه اومدن رو آنلاک کردم👀🥰
هدایت شده از هیمآ...♡
اگه یه روزی ترک تحصیل کردم مطمئن باشید دلیلی جز اینکه نمیتونستم صبح زود پاشم برم دانشگاه، نداشته.