eitaa logo
دایی‌ناسِر🇮🇷
49 دنبال‌کننده
724 عکس
135 ویدیو
1 فایل
﷽ •دایی‌ناسِر = دایناسور خنده می‌بینـــــــی ولی از گریه‌‌ی دل غافلی خانه‌ ما از درون ابر اســــــت و بیرون آفتاب...! ورود آقایان ممنوع⛔ •محل درد و دلت، شایدم تعریف وقایع روزت، حتی پرسیدن سوالت: https://daigo.ir/secret/4218293258 https://harfeto.timefr
مشاهده در ایتا
دانلود
قدیم قدیما (۱۴ - ۱۵ سال پیش)، بابام و شوهر عمم ی دوست مشترک داشتن ک مسئول بازی‌های پارک بود (همین سرسره بادی و استخر و توپ و اینا). بابام و شوهر عمم هم هروقت ک منو و دختر عمم رو می‌بردن‌ با خودشون بیرون، ما رو می‌ذاشتن تو وسیله بازی‌ها و می‌گفتن می‌ریم برمی‌گردیم. برگشتنشون حداقل یک ساعت طول می‌کشید 🤣 یادش بخیر و گرامی باد🤣 پ‌.ن: منظورم این نیست با بابام و شوهر عمم باهم می‌رفتیم. ی وقتایی تنها بودیم هرکدوم با باباهامون، ی وقتایی هم یا من با اونا بودم یا اوشون با ما 😂 عره‌ خلاصه
هدایت شده از گلچین روزگار
از توجیه کردن زخمای روی وجودم به خاطر اینکه چاقو دست عزیزترینامه، خسته‌م 📬 نوب‌نِویس
بعد از یک قرن سلام🤗
دوست داشتم از اینجاها‌ سلام بدم بهتون، ولی متاسفانه آنتن و نت هییچییییی نبود😂
همه بهمون می‌گفتن چ فصلیه دارید میرید شمال آخه، خودمونم‌ می‌گفتیم از آفتاب و گرمای زیاد قراره پوست بندازیم😂 ولی خدارپشکر این‌قدر یکی‌ دو روزی ک بودیم خنک بووددد. اینقدر خوب بوووود، (جای همتون خالی) ک دلمون نمی‌خواست بیایم. فقط روز آخر گرممم شد ک دلمون اومد برگردیم😂
ولی واقعا دوری از نت و آنتن و این داستانا، دنیای خودشو داره ✨ درسته سخته، اونم چون عادت کردیم. اما بد نمی‌گذره. خیلیم خوبه
ولی الان ک هم عادت کردیم، هم همه زندگیامون‌ وصلش شده، نمیشه نداشتش
صبح نزدیکای ساعت هفت بیدار شدم ک کمی برا امتحان ساعت هشت و نیم‌ام درس بخونم. چشامو ک باز کردم خواستم از رو گوشی ساعت ببینم، دیدم یه شماره‌‌ای ک سیوش نداشتم بهم پیام داده‌‌.
و من همون اول روز تو شوک اعظمی فرو رفتم. پایین پیامش، اسم ی بنده خدای دیگه‌ای رو هم آورده بود. یک آن به سرم زد برم ببینم همون بنده خدا بهم پیامی داده یا ن‌. دیدم یسسسس‌. این دوستمون ب اونم پیام داده بود😂😐 با همین مضمون دیگه مگه میشد خنده منو جمع کرد. واقعا فکر میکردم چالشی چیزی باشه. برا همین تا بعد از ظهر اصلا پیامی بهش ندادم و صبر کردم ببینم در جواب پیام دوستم چی میگه.