طرح مسئله: جهان امروز، عصر آشفتگیها، شبههها و انتظار برای موعود است. در این دریای متلاطم، کشتی نجات چیست؟
· بیان هدف: ردیابی الگویی بینظیر از ولایتمداری که مسیر نجات در آخرالزمان را به ما میآموزد؛ الگویی به نام فاطمه زهرا(س).
سرفصل ۱: فاطمیه؛ سوگ ولایت یا درس ولایتپذیری؟
· عظمت حادثهی فاطمیه فراتر از یک جنایت تاریخی.
· تحلیل واقعهی غصب فدک به عنوان نماد غصب ولایت.
· خطبهی فدکیه: بیانیهای استوار در دفاع از حریم ولایت امیرالمؤمنین(ع).
· نتیجه: فاطمیه، تنها عزاداری برای یک شهید نیست؛ کلاس آموختن فداکاری در راه ولایت است.
سرفصل ۲: ولایتپذیری؛ سنگ بنای حیات مؤمنانه
· تعریف ولایتپذیری: اطاعت آگاهانه و عاشقانه از ولی خدا.
· مراتب ولایتپذیری: از دل و زبان تا عمل و جان.
· آثار فردی و اجتماعی ولایتپذیری (امنیت، وحدت، رشد معنوی).
· حضرت زهرا(س) به عنوان تجسم عملی ولایتپذیری از پیامبر(ص) و امام زمان خویش.
سرفصل ۳: ولایتمداری فاطمی؛ الگویی برای همهی اعصار
· ولایتمداری یعنی چه؟ (فعال بودن در ترویج، دفاع و تبیین ولایت).
· مصادیق ولایتمداری حضرت زهرا(س):
· دفاع سیاسی و اجتماعی از حریم ولایت (در مسجد، در خانهی مهاجرین و انصار).
· تربیت فرزندانی ولایتمدار مانند حضرت زینب(س).
· پیوند زدن اقتصاد (فدک) با خدمت به آرمانهای ولایی.
· نتیجه: ولایتمداری فاطمی، یک "روش" و "سبک زندگی" است.
سرفصل ۴: آخرالزمان؛ عرصهی آزمون ولایتپذیری
· ویژگیهای حوادث آخرالزمان (شیوع فتنهها، شکّاکیت، دوری از ارزشها).
· تنها ریسمان نجات در روایات: تِمَسُّک به عُروهی وُثقی (ولایت).
· فتنههای آخرالزمان چگونه ایمان ما به ولایت را میآزمایند؟
· تشبیه: جامعهی آخرالزمانی، شبیه جامعهی پس از رحلت پیامبر(ص)؛ نیازمند الگویی مانند فاطمه(س).
سرفصل ۵: ولایت فقیه؛ تداوم خط ولایت در عصر غیبت
· ولایت فقیه، عینیت و استمرار ولایت ائمه(ع) در زمان غیبت.
· ادلهی عقلی و نقلی ضرورت ولایت فقیه (حفظ نظام، اجرای احکام اسلام).
· پیوند ولایت فقیه با مهدویت (نائب عام امام زمان(عج)).
· وظیفهی ما در قول، عمل و دفاع از ولایت فقیه، همان ولایتمداری فاطمی است.
سرفصل ۶: ما و مسئولیت امروز
· جمعبندی: از فاطمیه تا امروز، یک خط مستقیم ولایت وجود دارد.
· پرسش اساسی: در آزمون سخت آخرالزمان، عملکرد ما در برابر ولایت فقیه، چگونه است؟
· وظایف عملی:
· تقویت معرفت نسبت به ولایت فقیه.
· دفاع هوشمندانه از ولایت در فضای مجازی و حقیقی.
· عمل به تکلیف و فرمان ولی فقیه در تمام عرصهها.
· سخن پایانی: اگر فاطمه(س) امروز بود، در کنار ولی زمان خود میایستاد. ما کجاییم...
ای کشتی شکسته که پهلو گرفتهای
بر گو چرا تو دست به پهلو گرفتهای
گل را خدا برای سرور آفریده است
ای گل چرا به غصه و غم خو گرفتهای
گاهی ز درد شانه ز دل آه میکشی
گاهی ز درد دست به بازو گرفتهای
از ماجرای کوچه نگفتی به من بگو
اکنون چرا ز محرم خود رو گرفتهای
دیوار گشته است عصای تو باز هم
بینم که دست بر سر زانو گرفتهای
دیشب نماز نافله تو نشسته بود
دیدم که دست خویش به پهلو گرفتهای
هر گه که در به روی علی باز میکنی
خوشحال میشوم که تو نیرو گرفتهای
رنگی زداغ کر گه «وفائی» به شعر توست
چون لالهها زباغ ولا بو گرفتهای
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حزب تمدن نوین اسلامی میخواهد معنای حزب را احیا کند.
این حزب از نوع «باشگاه قدرت» نیست که بخواهد با حمایت کانونهای ثروت، مناصب را تصاحب کند.
تمدن نوین اسلامی، یک «حزب اجتماعی» است و آمده است تا بهترین افکار و ایده هایی را که یک ملت برای درست زیستن، خلق و کشف کردهاند، فراگیر و محقق کند.
تمدن نوین اسلامی، یک تغییر ریل است...
شما هم برای عضویت در این خانواده بزرگ دعوت هستید:
https://survey.porsline.ir/s/o0KMV6o
به قول شهید حججی:
خدایا!
مرگی بهمون بده..
که همه حسرتشو بخورن♥!(
#شهدا
#مرگ_براسرائیل
#فاطمیه
#دعای_باران
بهترين روش در فتنه ها:
امام(عليه السلام) در اين حکمت پرمعنا مى فرمايد: «در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش; نه پشت او قوى شده که سوارش شوند نه پستانى دارد که بدوشند»; (قَالَ(عليه السلام): کُنْ فِي الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ، لاَ ظَهْرٌ فَيُرْکَبَ، وَلاَ ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ).(1)
براى روشن شدن محتواى این کلام بسیار پرمعنا لازم است قبلاً دو واژه «فتنه» و «ابن لبون» تفسیر شود:
فتنه، از ماده «فتن» (بر وزن متن) در اصل به معناى قرار دادن طلا در کوره است تا خالص از ناخالص جدا شود سپس به معناى هرگونه آزمایش و امتحان و بلا و عذاب و حتى شرک و بت پرستى و آشوب هاى اجتماعى آمده است و در اینجا منظور همان آشوب هاى اجتماعى است.
لبون، به شترى گفته مى شود که به جهت زائیدن مکرر پیوسته در پستانش شیر است (لبون به معناى شیر دار است از ماده لبن) و ابن لبون به بچه چنین شترى گفته مى شود که دو سال آن تمام شده و وارد سال سوم شده است; نه قوت و قدرت چندانى دارد که بتوان بر پشت او سوار شد و نه پستان پر شیرى (زیرا هم کم سن و سال است و هم نر) و به این ترتیب هیچ گونه استفاده اى از آن در آن سن و سال نمى توان کرد.
از اینجا روشن مى شود که هدف امام این است که انسان به هنگام شورش هاى اهل باطل و فتنه هاى ناشى از خصومت آنها با یکدیگر نباید آلت دست این و آن شود; باید خود را دور نگه دارد و به هیچ یک از دو طرف که هر دو اهل باطل اند کمک نکند.
در این گونه موارد معمولاً هر کدام از طرفین به سراغ افراد بانفوذ و باشخصیت مى آیند تا از نفوذ و قدرت آنها براى کوبیدن حریف استفاده کنند. در این هنگام باید این افراد بلکه تمام افراد، خواه ضعیف باشند یا قوى نهایت مراقبت را به خرج دهند که در دام فتنه گران و غوغاسالاران نیفتند مبادا دین و یا دنیاى آنها آسیب ببیند و همان گونه که در بالا آمد در بعضى از روایات جمله «ولا وَبَر فَیُسْلَب» نیز به آن افزوده شده است یعنى شتر دو ساله پشمى هم ندارد که آن را بچینند و از آن استفاده کنند.
🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷
🏴 السلام علیک یا فاطمة الزهراء سلاماللهعلیها
با سلام و احترام
مراسم بزرگداشت شهدای شهرستان شهریار در شب شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها با حضور خانوادههای معظم شهداء، خادمیاران، یاوران رضوی و عموم مردم برگزار میشود
🔹 سخنران: حجةالاسلام محمد رحیمی
🔹 مداح: کربلایی حسین رضایی
🔹 زمان: یکشنبه ٢ آذر ماه ساعت ۱۷:۴۵
🔹 مکان: شهریار ـ بلوار انقلاب ـ کوچه شهید مصطفی علیبابایی ـ جنب مسجد حاج حسن ـ کوچه غمخوار ـ کوچه شهیدان تقوی ـ مجتمع عادل ـ پلاک ۱۹ ـ طبقه ۴
🔹 مراسم ویژه خواهران و برادران میباشد
🍃🌸 حضورتان را ارج مینهیم و قدومتان را بر دیده میگذاریم
🌷 کانون ایثار و شهادت خدمت رضوی شهرستان شهریار 🌷
یادداشت روز
آیندهی تمدنی بشر؛ گذار از غربزدگی تا طلوع خورشید معنویت
مقدمه
جهان امروز ما در نقطهی عطف تاریخی حساسی ایستاده است، نقطهای که صدای ترک خوردن ستونهای به ظاهر سستناشدنی تمدن غربی به وضوح به گوش میرسد. این بحران، که از عمیقترین لایههای معنوی و اخلاقی جوامع غربی سرچشمه میگیرد، خود را در قالب شکافهای طبقاتی هولناک، پوچی و بیهدفی گسترده، و جنگهای پایانناپذیر نشان میدهد و پرسشهای بنیادینی دربارهی مسیر پیشروی بشر ایجاد کرده است. در میانه این تلاطم جهانی، نگاههای بسیاری تقلا میکنند تا تجربهی متفاوتی را که طی چهار دهه گذشته در قلب خاورمیانه قد برافراشته است، بهتر درک کنند: پدیده جمهوری اسلامی ایران. این پرسش که آیا این مدل حکومت دینی میتواند خود را به عنوان یک آلترناتیو جدی برای نظام سکولار مسلط غرب مطرح کند، سوژه اصلی این جستار است.
فهرست
بخش اول: سکولاریسم؛ روایتی از یک جدایی اجتنابناپذیر و پیامدهای آن
بخش دوم: اعجاز حکومت دینی در عصر مدرن؛ مقاومت و آرمانخواهی
بخش سوم: فردای محتوم؛ سناریوهای پیشروی تمدن اسلامی و غرب
بخش اول: سکولاریسم؛ روایتی از یک جدایی اجتنابناپذیر و پیامدهای آن
برای درک ریشههای این تقابل تمدنی، باید به قرن هفدهم اروپا بازگردیم، به دورانی که قاره کهن در گردابی از خون و آتش جنگهای مذهبی سیساله غوطهور بود. در آن فضای پرآشوب، جایی که برادر به جرم تفاوت در تفسیر دین، برادر را به کام مرگ میفرستاد و نهاد کلیسا که میبایست مظهر رحمت و صلح باشد، خود به ابزاری برای ستم و کشمکشهای قدرت تبدیل شده بود، ایده سکولاریسم متولد شد. این ایده، در اصل فریاد اعتراضی بود علیه خشونتهای بیامانی که به نام دین رقم میخورد. فیلسوفان و دولتمردان آن دوران طرحی نو درانداختند و پیشنهاد جدایی نهاد دین از نهاد دولت را به عنوان راه حلی برای پایان دادن به این کشتارها ارائه کردند. آنها استدلال میکردند که اگر دین به حریم خصوصی افراد بازگردانده شود و عرصه عمومی با تکیه بر خرد جمعی و قوانین عرفی بشری مدیریت گردد، صلح و آرامش پایدار خواهد آمد. این ایده در بستر تاریخی خود، اقدامی انقلابی و امیدبخش به شمار میرفت.
این پروژه سکولار با شعارهای فریبنده آرامش، عدالت و پیشرفت بر پایه علم محض، پا به عرصه وجود گذاشت و در قرن بیستم به اوج خود رسید. بشر به کره ماه قدم گذاشت، شبکه جهانی اینترنت را بنا نهاد و ثروتی بیسابقه در تاریخ تولید کرد. اما در پشت این پرده درخشان پیشرفت مادی، حقیقتی تلخ نهفته بود. تمدن غرب نتوانست به سوالات اساسی و همیشگی بشر در مورد معنای زندگی، غایت وجود و مبنای اخلاق پاسخ دهد. جامعه غربی امروز، با وجود تمامی دستاوردهای مادی و فناورانهاش، در عمق وجود خود با بحران معنوی غیرقابل انکاری دست و پنجه نرم میکند. انسان مدرن در این منظومه فکری، موجودی است ثروتمند اما عمیقاً تنها، قدرتمند اما از درون تهی و افسرده. سکولاریسم اگرچه نهاد دین را از صحنه اجتماع به حاشیه راند، اما هیچ جایگزین غنی و پرمایهای برای پر کردن خلاء معنوی برجای گذاشته شده ارائه نداد. در نبود کلیساهای سنتی، بازار آزاد و مصرف گرایی به نوعی کیش جدید تبدیل شدند و خرید کردن به عبادتی مدرن مبدل گردید. اما روح سیریناپذیر بشر را نمیتوان با مادیات و لذات زودگذر ارضا کرد. گرسنگی معنوی جوامع غربی و آمارهای نگرانکننده در مورد خودکشی، اعتیاد به مواد مخدر و داروهای ضد افسردگی، و احساس تنهایی فراگیر، همگی فریادهای اعتراض آمیز روح بشری هستند علیه زندگی مکانیکی و بیمعنایی که پروژه سکولاریسم برای او به ارمغان آورده است. این همان نقطه شکافی است که بذر امکان ظهور آلترناتیوهای تمدنی دیگر را میپاشد.
بخش دوم: اعجاز حکومت دینی در عصر مدرن؛ مقاومت و آرمانخواهی
در میانه این بحران عمیق تمدنی در غرب، پدیده جمهوری اسلامی ایران همچون معجزهای سیاسی در عصر مدرن ظاهر شد. ظهور این حکومت در اواخر قرن بیستم، نه تنها یک تغییر رژیم معمولی، بلکه یک زلزله ژئوپلیتیک و یک چالش ایدئولوژیک برای پارادایم مسلط جهانی بود. در جهانی که پس از جنگهای ویرانگر مذهبی، عقلانیت سکولار به عنوان تنها راه ممکن برای اداره جامعه بشری قلمداد می شد، ایران با احیای مدلی از حکومت دینی بر اساس تفسیر شیعی، همه محاسبات متعارف را بر هم زد. این نظام نوپا با شجاعت تمام ادعا کرد که میتواند هم مدرن باشد و هم دینی، هم در عرصه بینالمللی فعال باشد و هم ارزشهای بومی و معنوی خود را حفظ کند، و هم به علم و پیشرفت توجه داشته باشد و هم قوانین الهی را مبنای حکمرانی قرار دهد. این ادعای جسورانه در زمانی مطرح میشد که بسیاری از نظریه پردازان سیاسی، "پایان تاریخ" و پیروزی نهایی لیبرال دموکراسی را اعلام کرده بودند.
اما این مسیر با دشواریهای بیشماری روبرو بود. جمهوری اسلامی از نخستین روزهای تأسیس خود با مخالفت و کارشکنی قدرتهای جهانی مواجه شد. جنگ تحمیلی هشت ساله که بلافاصله پس از انقلاب بر این کشور تحمیل گردید، اولین آزمون سخت برای بقای این نظام نوپا بود. در این جنگ نابرابر، ملت ایران با اتحاد کمنظیری از موجودیت خود دفاع کرد و نشان داد که این مدل حکومتی از پشتوانه مردمی عمیقی برخوردار است. در ادامه، تحریمهای فلجکننده اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک بیسابقه از سوی جامعه بینالمللی به رهبری ایالات متحده آمریکا، شرایطی را ایجاد کرد که هر نظام سیاسی نوپای دیگری را به زانو درمیآورد. با این حال، جمهوری اسلامی نه تنها تسلیم این فشارها نشد، بلکه در سایه همین محاصره اقتصادی و سیاسی، به پیشرفتهای قابل توجهی در حوزههای مختلف علمی و فناوری از جمله زیست فناوری، فناوری هستهای صلحآمیز، و صنایع دفاعی دست یافت. این مقاومت موفقیتآمیز در برابر فشارهای خارجی، خود به یکی از منابع مشروعیتسازی این نظام تبدیل شد و الگویی از "مقاومت فعال" را در مقابل نظام سلطه جهانی به نمایش گذاشت.
در بعد نظری نیز جمهوری اسلامی با ارائه گفتمان "مردم سالاری دینی" کوشید تا نشان دهد که میتوان بین خواست مردم و احکام الهی پیوندی ناگسستنی ایجاد کرد. در این مدل، حق حاکمیت هم از آن خداوند است و هم از آن مردم، و این دو در قالب نظریه "ولایت فقیه" با یکدیگر تلفیق میشوند. این نظام سیاسی با رد جدایی دین از سیاست، مدعی شد که دین اسلام ظرفیت لازم برای ارائه برنامه جامع در تمامی عرصههای فردی و اجتماعی زندگی بشر، از اقتصاد و قضاوت تا روابط بینالملل را دارا میباشد. اگرچه کارآمدی عملی این مدل در حوزههای مختلف با نقدها و چالشهای داخلی و خارجی متعددی روبرو بوده است، اما نفس بقا و تداوم آن در چهار دهه گذشته، خود گواهی بر وجود ظرفیتهای نهفته در این ساختار حکمرانی است. این تجربه عملی نشان داده که حکومت دینی در عصر مدرن یک پارادوکس غیرممکن نیست، بلکه آلترناتیوی است که میتواند در کنار سایر مدلهای حکومتی به حیات خود ادامه دهد و برای بخشی از بشریت که طالب زندگی در چارچوب ارزشهای دینی هستند، جذابیت داشته باشد.
بخش سوم: فردای محتوم؛ سناریوهای پیشروی تمدن اسلامی و غرب
اکنون که بر خاکستری نشستهایم که تمدن غرب از خود به جای گذاشته، و بر جوانهای چشم دوختهایم که حکومت دینی در ایران رویانده، باید به دقت و عمیق در مسیرهای محتمل پیش رو بیندیشیم. آینده رابطه این دو الگوی متعارض حکمرانی، نه در آسمان که در دل انتخابهای کنونی ما شکل میگیرد. سرنوشت این تقابل تمدنی را میتوان در دو سناریوی کلان، با پیامدهایی کاملاً متضاد، تصویر کرد.
در سناریوی نخست، که میتوان آن را "طلوع تمدنی نوین" نام نهاد، نظام جمهوری اسلامی ایران با موفقیت از گردنه سخت چالشهای داخلی عبور میکند. در این مسیر، اقتصاد ملی با تکیه بر ظرفیتهای بومی و مقاومسازی در برابر تحریمها، نه تنها به ثبات میرسد، که الگویی کارآمد از "اقتصاد عدالتمحور اسلامی" را به نمایش میگذارد. در عرصه اجتماعی، گفتمان اصیل "مردمسالاری دینی" با گسترش مشارکت حداکثری و نهادینهسازی پاسخگویی مسئولان، به بلوغ میرسد و توانایی خود در تأمین حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع را به اثبات میرساند. در چنین شرایطی، و با تداوم افول غرب به دلیل بحرانهای درونی ساختاری آن، مدل ایرانی حکومت دینی به کانون جاذبهای قدرتمند برای ملل مختلف بدل میشود. این الگو نه تنها برای جهان اسلام که برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه که از سلطه یکجانبه لیبرال دموکراسی خسته شدهاند، به عنوان راه سوم و آلترناتیوی مبتنی بر معنویت و عدالت جلوه خواهد کرد. در این آینده، ایران نه یک قدرت تحمیلگر، که مرکزی برای الهامبخشی و تولید گفتمان خواهد بود و "تمدن نوین اسلامی" نه به عنوان یک آرمانشهر دستنیافتنی، که به مثابه واقعیتی عینی و قابل دستیابی در جهان چندقطبی آینده ظهور خواهد کرد.
در مقابل، سناریوی دوم که "افول در آستانه پیروزی" نام دارد، روایت دیگری را ترسیم میکند. در این مسیر، چالشهای داخلی – از جمله ناکارآمدیهای مدیریتی، فساد اقتصادی، شکاف میان نسل جوان و ارزشهای رسمی، و ناتوانی در تأمین عدالت اجتماعی – حلنشده باقی میمانند. فشارهای خارجی نیز، با وجود همه مقاومتها، هزینههای خود را بر پیکره جامعه تحمیل میکنند و موجب فرسایش سرمایه اجتماعی میشوند. در چنین شرایطی، نظام اگرچه ممکن است به لحاظ فیزیکی و نهادی به بقای خود ادامه دهد، اما توان الهامبخشی و جاذبه تمدنی خود را از دست میدهد. این مدل به جای آنکه به عنوان یک آلترناتیو زنده و پویا برای جهان مطرح شود، به نمونهای منزوی و درونگرا تبدیل میگردد که تنها بر بقای خود متمرکز است. در این سناریو، شکاف میان آرمانهای بلند و واقعیتهای روزمره چنان گسترده میشود که "روایت مقاومت" دیگر برای نسل جدید قانعکننده نیست. در چنین وضعیتی، اگرچه سکولاریسم غربی نیز به دلیل تناقضات درونی خود به افول ادامه میدهد، اما جهان شاهد ظهور یک "خلاء تمدنی" خطرناک خواهد بود، زیرا آلترناتیو متقاعدکنندهای برای پر کردن جایگاه آن وجود نخواهد داشت.
حقیقت این است که آینده به هیچ وجه قطعی نیست. محقق شدن هر یک از این سناریوها، و یا حتی شکلگیری راه سومی در میانه این دو، کاملاً به اراده و انتخاب انسانها وابسته است. موفقیت الگوی حکومت دینی در گرو آن است که بتواند اثبات کند قادر است نه تنها در عرصه ایدئولوژیک و مقاومت، که در میدان ملموس زندگی روزمره – در تأمین معیشت، برقراری عدالت، و تضمین آزادیهای مشروع – نیز موفق عمل کند. سرنوشت این تقابل بزرگ تمدنی، در نهایت در گرو پاسخ به این پرسش ساده اما عمیق است: آیا حکومت دینی میتواند "بهشت زمینی" را که وعده میدهد، در عمل نیز بسازد؟!
این ماییم که مشخص می کنیم وعده حق خدا در تحقق حکومت صالحان در زمان ما اتفاق می افتد، یا تحقق آن را بر اساس عدم درک صحیح شرایط به آینده واگذار خواهیم کرد...
محمد رحیمی احمدبلدی
۵ آذر ۱۴۰۴