eitaa logo
حجت الاسلام محمد رحیمی
218 دنبال‌کننده
66 عکس
22 ویدیو
4 فایل
قبلا نام کانال یادداشت های روزانه بود الان هم گه گاه می نویسم هر چند کشکول
مشاهده در ایتا
دانلود
در نهایت، جنگ روایتی عظیمی در جریان است. نظام سلطه با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای و فرهنگی پیشرفته، همواره در پی تخریب چهره مقاومت و القای ناکارآمدی و خشونت‌گرایی آن است. در چنین فضایی، وظیفه علمای اسلام و نخبگان مکتبی، تنها تبیین نظری نیست، بلکه ارائه روایتی جذاب، عقلانی و امیدبخش از آرمان‌های اسلامی به نسل جوان جهانی است که از ناعدالتی‌های موجود به ستوه آمده‌اند. بنابراین، دیدگاه علمای اسلام درباره مسائل بین‌المللی، صرفاً یک نظریه انتزاعی نیست، بلکه پروژه‌ای ناتمام و پویاست که در میدان آزمون سخت واقعیت‌های جهانی، هم به ایستادگی فراخوانده و هم به تکامل فکری مداوم نیازمند است.
الهی به امید تو فراسوی لیبرالیسم و تکنوکراسی: حکمرانی هوش مصنوعی بر اساس حکمت اسلامی
🌺 جـشـن مـیلاد حـضرت امیرالمؤمنین و جـواد الائـمه علیهما السلام 🌺 📚سخنران: حـجـت الاسلام رحیمی 🎤 مداح : ✅حـاج قـاسـم پـنـاهی ✅حـاج یـاسـر پـنـاهی 🔺جمعه / ۱۲ دی ماه / از ساعت ۱۹.۳۰ خادم آباد/ صا ایران / کوی ریحان / پلاک ۲۳ منزل آقایان خمسه و داودی همراه با سفره اطعام و احسان اهل البیت( ع ) 🆔 @thaqalayn80 🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼
مطالبه قصاص قاتلان شهید آرمان علی وردی از ۴۸۰۰ امضا گذشت شما هم با این مطالبه ملی همراه شوید https://fna.ir/pBbUH 💠💠💠💠💠💠💠💠 🆔 @daily_notes
قصه‌ی ستاره شمال (مناسب پسر زیر هفت سال) در شهر تبریز، در اواخر دوران قاجار، پسر بچه‌ای هفت ساله به نام امیرحسین زندگی می‌کرد. امیرحسین موهای مشکی و چشمانی کنجکاو داشت و عاشق شنیدن قصه‌های پدربزرگش درباره قهرمانان ایران بود. یک روز زمستانی، وقتی برف سفید همه جا را پوشانده بود، پدربزرگ به امیرحسین گفت: "نوه‌جان، شجاعت فقط شمشیر زدن نیست. گاهی بزرگ‌ترین شجاعت، استفاده از عقل درست در زمان درست است." همان روز، خبر آمد که سربازان خارجی می‌خواهند به شهر نزدیک شوند. مردم نگران بودند. پدر امیرحسین با دیگر مردان شهر برای محافظت از شهر مشورت می‌کرد. امیرحسین که پشت در ساکت ایستاده بود، شنید که آنها درباره نقشه‌های قدیمی شهر صحبت می‌کنند. ناگهان یادش افتاد که هفته قبل، وقتی با دوستانش در حیاط خانه‌ی قدیمی کدخدا بازی می‌کرد، یک سنگ فرش عجیب دیده بود که زیرش راهرویی بود. با شهامت تمام، داخل اتاق شد و گفت: "پدرجان، من راهی می‌دانم که از زیرزمین‌های قدیمی می‌توان به بیرون شهر رفت." مردم خیلی حرف او را جدی نگرفتند، اما پدربزرگ گفت: "عقل به سن و سال نیست. بگذارید امیرحسین نشانمان دهد." امیرحسین آنها را به خانه قدیمی برد و راهروی مخفی را نشان داد. این راهرو به بیرون شهر منتهی می‌شد. فرمانده مردان شهر گفت: "می‌توانیم از این راه، زنان و کودکان را به ایمنی برسانیم و هم‌چنین غافلگیرانه به دشمن حمله کنیم." اما یک مشکل بود: راهرو باریک بود و فقط کودکان می‌توانستند از آن عبور کنند تا ببینند آن سوی راه به کجا می‌رسد. امیرحسین داوطلب شد: "من می‌روم." پدربزرگش گردنبندش را که نقش "یا علی" داشت، به گردن امیرحسین انداخت و گفت: "شجاع باش و عاقل. اگر سرباز خارجی دیدی، خودت را پنهان کن." امیرحسین با چراغ کوچکی وارد راهروی تاریک شد. از تاریکی نمی‌ترسید، چون پدربزرگ به او یاد داده بود که با گفتن ذکر "یا نور" بر ترس غلبه کند. پس از مدتی، به انتهای راهرو رسید. وقتی سنگ جلوی راهرو را کنار زد، خود را در جنگلی نزدیک شهر دید. اما ناگهان صدای صحبت خارجی‌ها را شنید. دو سرباز خارجی آن‌جا بودند و نقشه می‌کشیدند. امیرحسین خونسردی خود را حفظ کرد و پشت بوته‌ها پنهان شد. یکی از سربازان گفت: "فردا صبح از سمت غرب حمله می‌کنیم." امیرحسین این را شنید و بی‌صدا از همان راه به شهر بازگشت. وقتی به شهر رسید، تمام اطلاعات را به بزرگان گفت. آن شب، مردان شهر با نقشه‌ای عاقلانه، در سمت غرب شهر کمین کردند و وقتی سربازان خارجی فردا صبح آمدند، غافلگیر شده و شکست خوردند. فرمانده خارجی‌ها تعجب کرده بود: "چطور آنها از نقشه ما باخبر شدند؟" وقتی مردم شهر فهمیدند که یک پسر هفت ساله با شجاعت و عقل خود شهر را نجات داده، او را ستایش کردند. اما پدربزرگ به امیرحسین گفت: "قهرمان واقعی کسی است که هرگز مغرور نمی‌شود." امیرحسین گردنبند "یا علی" را به سینه فشرد و گفت: "من فقط از روی وظیفه‌ام عمل کردم، پدربزرگ." از آن روز به بعد، هر وقت برف می‌آمد، مردم شهر داستان پسر شجاعی را تعریف می‌کردند که با عقلانیت و شهامتش از شهر محافظت کرد.
یادداشت روز غرب آسیا در آستانه گذار، از فروپاشی نظم پیشین تا نبرد روایت‌ها تحلیل پنج‌لایه‌ی بحران سوریه و آینده‌ی نظم منطقه‌ای 👇🏻 https://eitaa.com/daily_notes/156
بسم الله الرحمن الرحيم مقدمه ✅ جهان امروز در حال تجربه چرخشی تاریخی و پُرتلاطم است. تحولات غرب آسیا، دیگر تنها خبری از صفحات منطقه‌ای نیست، بلکه به کانونی تعیین‌کننده برای آینده نظم بین‌الملل تبدیل شده است. از سوی دیگر، شاهد بروز رخدادهایی هستیم که گویی از پازلی بزرگ‌تر خبر می‌دهند؛ رخدادهایی که گاه با پیش‌بینی‌های تاریخی و اعتقادی کهن نیز هم‌خوانی‌هایی شگفت‌انگیز پیدا می‌کند. در این میان، شمال سوریه و عراق صحنه گردهم‌آیی نیروهای متخاصم و بازیگران رنگارنگ داخلی و خارجی شده است. فروپاشی زندان‌های پر از عناصر تکفیری، تغییر ناگهانی مواضع ابرقدرت‌ها و شکاف در اتحادهای دیرین، تنها بخشی از این نمایش پیچیده است. آنچه روشن است، پایان یافتن نقشه‌های ثابت گذشته و آغاز دوره‌ای نوین از بی‌ثباتی عمیق است. در چنین شرایطی، درک لایه‌های مختلف تحولات — از تحلیل نظامی و ژئوپلیتیک تا قرائت‌های اعتقادی و تاریخی — نه یک انتخاب، که یک ضرورت است. این نوشتار، در پنج بخش مجزا، به واکاوی ابعاد مختلف این بحران چندوجهی و پیامدهای آن برای آینده منطقه و جهان خواهد پرداخت. 🆔 @daily_notes
بخش اول: فروپاشی امنیتی در شمال سوریه و عراق؛ آتش افروزی در مرزهای بی‌ثبات ✅ صحنه شمال سوریه و عراق امروز، تصویری آشکار از فروپاشی نظم امنیتی پیشین را به نمایش گذاشته است. گزارش‌های متعدد از فرار دسته‌جمعی زندانیان داعشی از زندان‌های تحت کنترل نیروهای کرد، تنها بخشی از این فروپاشی گسترده است. این رخداد به تنهایی می‌تواند به معنای احیای شبکه‌های خفته تروریستی و تشدید عملیات‌های ویرانگر در سراسر منطقه باشد. همزمان، درگیری‌های خونین میان نیروهای کرد و باقی‌مانده‌های داعش، نشان می‌دهد که دینامیک قدرت در مناطقی که روزی به مدد حمایت بین‌المللی و سرکوب جبهه مقاومت آرام گرفته بود، اکنون دیگر قابل کنترل نیست. این بی‌ثباتی زمانی ابعاد پیچیده‌تری به خود می‌گیرد که نقشه نیروهای محلی و بین‌المللی را نیز در نظر آوریم. ❇️ نکته تعیین‌کننده در این معادله، تغییر آشکار استراتژی ایالات متحده است. اعلام عمومی واشنگتن مبنی بر پایان یافتن نقش نیروهای کرد به عنوان بازوی اصلی مبارزه با داعش، یک سیگنال راهبردی واضح محسوب می‌شود. این به معنای عقب‌نشینی نسبی یک بازیگر کلیدی و رها کردن متحد سابق در میدانی پرآشوب است. نتیجه منطقی چنین حرکتی، ایجاد خلأ قدرتی است که بازیگران دیگر را به سرعت به صحنه می‌کشاند. حرکت نیروهای جولانی به سمت مناطق کلیدی مانند کوبانی و اردوگاه الهول، و نیز پیوستن داوطلبان کرد از اقلیم کردستان عراق به نبردها، گواهی بر همین پرشدن خلأ قدرت است. این تحرکات، خطوط درگیری را پیچیده‌تر و خطر تبدیل شدن نبرد به یک جنگ فرقه‌ای و قومی تمام‌عیار را افزایش می‌دهد. ✅ از منظر تحلیلی‌تر، این تحولات در شمال سوریه، بی‌اختیار ذهن را به سوی برخی قرائت‌های تاریخی و اعتقادی سوق می‌دهد. برخی از این رویدادها، از جمله درگیری گروه‌های مختلف در منطقه‌ای حساس، با نشانه‌هایی که در متون کهن به عنوان پیش‌درآمد تحولات بزرگتر ذکر شده، هم‌خوانی ظاهری دارد. با این حال، عجله در تطبیق قطعی رویدادهای کنونی بر آن پیش‌بینی‌ها، خطایی تحلیلی است. آنچه می‌توان با اطمینان گفت، این است که جغرافیای سوریه و عراق، بار دیگر در کانون طوفان قرار گرفته و ثبات یا بی‌ثباتی آن، مستقیم بر امنیت کل منطقه تأثیر خواهد گذاشت. پایان این مرحله از بحران، نه با بازگشت به وضعیت پیشین، که با شکل‌گیری معادلات قدرت جدیدی رقم خواهد خورد که خود مقدمه‌ای برای فصل بعدی تحولات در غرب آسیاست. 🆔 @daily_notes