حجت الاسلام محمد رحیمی
فقه در میدان: از نامه آخوند خراسانی تا مسئولیت اجتماعی امروز آخوند خراسانی در نامهای تند به محمدعل
نامه تاریخی آخوند خراسانی به محمدعلی شاه قاجار، فراتر از یک سند اعتراضی شخصی، بیانیهای است در دفاع از فلسفهای عمیق از دینمداری که خود را در میدان عمل اجتماعی تعریف میکند. این نامه با زبانی برنده و بیپرده، تنها به فهرست کردن شکستهای سیاسی و جغرافیایی دوره قاجار بسنده نمیکند، بلکه به شکافی بنیادین اشاره دارد: شکاف بین حکمرانی مبتنی بر مسئولیت در برابر خدا و ملت، و سلطنتِ خودکامهای که منافع شخصی و بیگانه را بر مصالح عمومی ترجیح میدهد. آنچه این نامه را به یک نقشه راه تبدیل میکند، تاکید آن بر نقش مجتهد به عنوان ضمیر بیدار جامعه است؛ کسی که نمیتواند شاهد از هم گسیختن شیرازه ملک و ملت باشد و در کنج عبادتگاه خود بماند. این موضع، هسته مرکزی نظریهای است که فقه را نه مجموعهای از احکام انتزاعی، بلکه دانشی میداند که عینیت خود را در پاسخگویی به ملموسترین مشکلات زندگی جمعی مییابد.
در منطقی که آخوند خراسانی و همفکرانش از آن دفاع میکردند، تمایز قائل شدن بین ساحت دین و ساحت اجتماع یا سیاست، امری ساختگی و گمراهکننده است. این دو در طول یکدیگر قرار دارند، نه در عرض هم. به عبارت دیگر، اجتماع بستری است برای تجلی و تحقق احکام دین، و دین چارچوبی است برای سامانبخشی و معنادهی به زندگی اجتماعی. این نگاه، به طور طبیعی به این نتیجه میرسد که احکام اسلامی را نمیتوان به "فردی" و "اجتماعی" تقسیمبندی مطلق کرد. حتی به ظاهر شخصیترین عبادات، دارای ابعاد و پیامدهای اجتماعی هستند. نماز جماعت، روزه که همدلی با محرومان را تقویت میکند، و زکات که نظامی برای توزیع ثروت است، همگی نشان میدهند که روح اجتماع بر کالبد احکام فردی نیز جاری است. در سوی مقابل، احکام آشکارا اجتماعی مانند جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، و دفاع از مرزها، بدون حضور فعال در عرصه عمومی اساساً معنا و موضوعیت خود را از دست میدهند.
از این منظر، فقهی که خود را از درگیری با مسائل روزمره مردم، از اقتصاد و حکمرانی تا عدالت و دفاع ملی، کنار بکشد، به تدریج به پدیدهای حاشیهای تبدیل میشود. چنین فقهی را میتوان به چراغی بیروغن تشبیه کرد که اگرچه شکل و شمایل چراغ را دارد، اما فاقد آن جوهره اصلیای است که برای روشن کردن فضای پیرامونش به آن نیازمند است. این خطر واقعیای است که آخوند خراسانی آن را حس کرده بود؛ خطری که در آن، احکام الهی از جایگاه برنامهای برای مدیریت زندگی جمعی، به مجموعهای از آداب فردی و تشریفاتی تقلیل مییابند که تأثیری در تعیین سرنوشت جامعه ندارند. هنگامی که گفتمان دینی عرصه عمومی را ترک کند، این خلأ به سرعت توسط نیروهای دیگری پر خواهد شد که لزوماً متعهد به ارزشهای آن جامعه نیستند. آنگاه است که بیگانگان و منافع خودکامه، میداندار اصلی میشوند و آینده یک تمدن را، بدون مقاومت جدی، میان خود تقسیم میکنند.
نامه آخوند خراسانی بنابراین، تنها یک سند تاریخی نیست، بلکه پرسشی اساسی را پیش روی نسل امروز میگذارد: صورتبندی مسئولیت اجتماعی مجتهد و نهاد دین در جهان پیچیده کنونی چیست؟ اگر دیروز مسئله، استبداد شاه و استعمار خارجی بود، امروز با چالشهای پیچیدهتری مانند حکمرانی خوب، عدالت اجتماعی در اقتصاد جهانیشده، حفظ محیط زیست، و تعامل با دیگر فرهنگها و ادیان روبرو هستیم. پاسخ به این پرسشها نیازمند اجتهادی پویا و شجاعانه است که همان روح حاکم بر نامه آخوند خراسانی را در خود زنده نگه دارد؛ اجتهادی که جرأت دارد تا در عرصه عمومی حاضر شود و برای مسائل نوپدید، پاسخهایی مبتنی بر اصول اصیل دینی ارائه دهد. این همان مسیر ادامهداری است که نشان میدهد دین نه یک میراث موزهای، بلکه یک نیروی زنده و اثرگذار در ساختن آیندهای عادلانهتر و انسانیتر است.
کور شود هر آنکه نتواند دید...
در فضای رسانهای امروز، جریان خودباختهای که رگهایش به تزریقهای بیگانه متصل است، با قلمی زهرآگین و نگاهی تحقیرآمیز به میهن، مشغول تحریف واقعیتهاست. این شبکه سازمانیافته که نقاب اصلاحطلبی بر چهره زده، در عمق وجودش هیچ سنخیتی با آرمانهای ملت ایران ندارد و همچون موریانههایی خاموش، پایههای اعتماد عمومی را میجود. آنان که در طوفان حوادث، کشتی انقلاب را تنها گذاشتند و امروز در پناهگاه امن رسانههای بیگانه پناه گرفتهاند، نه تنها از بازتاب دستاوردهای سربلند میهن عزیزمان سرباز میزنند، که با دسیسههایی حسابشده، به تولید یأس و ناامیدی روی آوردهاند.
این قاتلان امید که نفسهایشان با تبلیغات دشمن هماهنگ شده، درست در لحظهای که جوانان غیور ایران در میدانهای ورزش جهانی پرچم کشورشان را به اهتزاز درمیآورند، درست زمانی که دانشمندان این مرز و بوم در عرصههای فناوریهای راهبردی قدم در مرزهای ناشناخته علم میگذارند، و در دقیقهای که کارگران و مهندسان ایران زمین پروژههای عظیم ملی را یکی پس از دیگری به سرمنزل مقصود میرسانند، با سکوت مرموز خود یا با بزرگنمایی نقاط ضعف، تلاش میکنند تا چراغ امید را در دل مردم خاموش کنند. آنان که ادعای دلسوزی برای ملت دارند، چگونه است که شکوه پیروزیهای کشتیگیران ایران را نمیبینند؟ چگونه است که طنین افتتاح پروژههای بزرگ حمل و نقل عمومی را نمیشنوند؟
حقیقت این است که این جریان مرموز، نه تنها چشم دیدن پیشرفتهای ایران اسلامی را ندارد، که وجود هرگونه دستاوردی را تهدیدی برای اهداف شوم خود میپندارد. آنان که پیوندهای ناگسستنی با کانونهای قدرت جهانی دارند، میدانند که هر خبر پیروزی، هر گزارش پیشرفت، حلقههای وابستگی را سست میکند و روحیه خوداتکایی را در ملت تقویت مینماید. بنابراین با تمام قوا میکوشند تا فضای روانی جامعه را مسموم سازند و مردم را نسبت به تواناییهای خود دچار تردید کنند. اینان در پس شعارهای فریبندهی اصلاحطلبی، در واقع به دنبال تحمیل خواستههای استکبار جهانی هستند؛ خواستههایی که براساس آن، ایران باید در عرصهی دفاعی تسلیم شود، در زمینهی فناوریهای راهبردی وابسته باقی بماند، و در عرصهی اقتصاد، بازیچهی دست سوداگران بینالمللی باشد.
شگفتانگیزتر آنکه این جریان خودخوانده، در حالی که از کوچکترین انتقادی نسبت به سیاستهای خصمانهی دشمنان ایران ابا دارد، با جسارتی کمنظیر به تقدسشکنی در برابر دستاوردهای ملت بزرگ ایران میپردازد. برای آنان، اشغالگریهای آمریکا در منطقه محکوم نیست، اما موفقیتهای موشکی ایران که سد محکمی در برابر تهاجم بیگانگان است، موجب نگرانی است! برای آنان، نقض حقوق بشر توسط متحدان غربی قبیح نیست، اما اجرای قانون در داخل کشور موضوع اعتراض است! این دوگانگی رفتاری، خود گواه روشنی بر وابستگی فکری و عملی این شبکه به بیگانگان است.
بدون تردید، ملت هوشیار ایران بارها توطئههای دشمنان را خنثی کرده و در آزمونهای سخت، وفاداری خود به آرمانهای انقلاب اسلامی را به نمایش گذاشته است. آنان میدانند که پیشرفتهای کشور حاصل مجاهدتهای هزاران فرزند فداکار این مرز و بوم است که در سایه سار اقتدار نظام اسلامی محقق شده است. امروز نیز این ملت به خوبی میفهمد که پشت پردهی سانسور دستاوردها و بزرگنمایی مشکلات توسط این جریان خودباخته، چه اهداف شومی نهفته است. بنابراین، زمان آن فرا رسیده که دستگاههای مسئول با قاطعیت تمام، مانع فعالیت کسانی شوند که روان جامعه را نشانه رفتهاند. امنیت روانی مردم حقی است عمومی که باید با شدت تمام از آن پاسداری شود.
✍🏻 محمد رحیمی
۱ مهر ۱۴۰۴
https://eitaa.com/daily_notes
17.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ شعرخوانی سید جواد میر صفی در برنامه طنز « قمپز»
😂😂😂
📣 اعلام برنامه
🌹دعای ندبه
📆جمعه «۱۴۰۴/۰۷/۰۴» ساعت ۷:۳۰
📍گلزار شهدای بهشت رضوان
#دعای_ندبه
#پایگاه_بسیج_شهدای_کهنز
#مسجد_جامع_صاحب_الزمانعج_کهنز
سلام علیکم
رفقا با فعال شدن مکانیزم ماشه اتفاق جدی در اقتصاد کشوری با بیش از 1500 تحریم نمی افته
اما شوک روانی جامعه رو باید تخلیه کرد
چند پیشنهاد:
۱- از اصناف، صمت و تعزیرات بخواهیم نظارت بر قیمت ها رو جدی تر کنن
۲- مردم رو از خرید هیجانی بخصوص دلار و طلا پرهیز بدیم
۳- افراد رو از فروش سهام در بورس منع کنیم تا روند منفی بورس کندتر بشه
۴- هر کس با دایره مخاطبان خودش صحبت کنه و ضمن امیدآفرینی و تاکید بر موقتی بودن دوران کنونی، اونها به سرمایه گذاری برای تولید تشویق کنه
۵- سوت زنی و گزارش فساد و احتکار رو جدی تر بگیریم
۶- جریان غربگرا که باعث و بانی شرایط فعلی در کشور هستن علاوه بر معرفی به مردم باید رسوا بشن
۷- مراقب باشیم در مکالمه با مردم دچار تنش های گفتگویی و کل کل نشیم، مردم ولی نعمت ما هستن و به حق از نظر اقتصادی تحت فشارن
۸- از رسوا کردن طبقه الیگارشی حاکم بر اقتصاد کشور غافل نشیم، آنهایی که به اسم نظام، از منافعش بهره می برن و در بزنگاه ها بیشترین ضربه رو می زنن
۹- یادمون نره «اینها حوادث طبیعی رسیدن به قله است» جملات حکیمانه و آرامش بخش ولی خدا رهبر انقلاب رو بیشتر بازگو کنیم
۱٠- به مردم یاد بدیم که چوب خوردن ما از اعتماد بغیر خداست، توبه جمعی کنیم و برای پیشرفت کشور با توکل بر خدا به توان داخلی تکیه کنیم
یا علی
در یک جنگل همه حیوانات با صلح و صفا در کنار یکدیگر زندگی می کردند و شاد و خوشحال بودند تا وقتی که جمیما (Jemima) به آن جنگل آمد.
جمیما بسیار قد بلند با یک گردن کاملا خمیده بود. او همیشه حیوانات دیگر را خیلی عصبی می کرد، چون تنها حیوان در جنگل بود که بسیار فضول و خبر چین بود.
بدتر از همه این بود که جمیما به خاطر قد ِ بلند و گردن دراز و خمیده اش، همیشه سرش را به خانه های حیوانات دیگر می چسباند و به داخل خانه های حیوانات نگاه می کرد و به حرفهای آنها گوش می داد.
این کار جمیما حیوانات جنگل را دلخور کرده بود و آنها تصمیم گرفتند که درسی به زرافه بدهند.
یک روز رئیس میمونها تصمیم گرفت که به خانه قدیمی اش در خارج از جنگل برود. او داخل خانه مشغول کار شد و همه جا را مرتب و تمیز کرد. خانه رئیس میمونها حسابی مرتب و دنج و راحت شده بود.
از آنجایی که جمیما نتوانسته بود جلوی حس کنجکاوی خود را بگیرد و خیلی دلش می خواست ببیند در خانه رئیس میمونها چه خبر است، یک شب کاملا آهسته روی نوک پنجه هایش راه رفت و خود را نزدیک خانه رئیس میمونها رساند و از پنجره اتاق خواب داخل خانه را نگاه کرد.
پنجره باز بود و جمیما سرش را داخل اتاق کرد. میمون از اتاق بیرون رفت و به اتاق دیگری وارد شد. جمیما گردن درازش را بیشتر داخل خانه کرد تا ببیند میمون کجا می رود.
داخل خانه تاریک بود و زرافه نمی توانست خوب همه جا را ببیند. اما جمیما با گردن درازش، رئیس میمونها را تا راهروی پایین تعقیب کرد و بعد یک اتاق دیگر و دوباره اتاقی دیگر.
تا اینکه جمیما دیگر نمی توانست رئیس میمونها را تعقیب کند چون گردنش دیگر بیشتر از آن دراز نمی شد. گردن زرافه به هم پیچیده بود و در اتاقها و راهروها حسابی گیر کرده بود.
سپس همه حیوانات دیگر به خانه میمون آمدند تا به جمیما بگویند که چقدر از رفتارهای کنجکاوانه او ناراحت و دلخور هستند. بعد به او کمک کردند تا گردنش را از هم باز کند.
جمیما بسیار خجالت کشید و تصمیم گرفت که بعد از آن از گردن بلندش به جای کنجکاوی در کارهای دیگران، برای کارهای مهمتر و سودمندتری استفاده کند.
33.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 آیین عمامه گذاری طلاب حوزه علمیه حضرت عبدالعظیم علیهالسلام در شب میلاد حضرت سیدالکریم علیهالسلام در حرم حضرت عبدالعظیم علیهالسلام
الحمد لله یکی از شاگردان مکتب صادق آل رسول علیهم السلام به لباس مقدس روحانیت ملبس شد
حجت الاسلام جناب مستطاب امیرحسین جمشید پور، مبارکت باشد ردای سربازی
😍😍😍