از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم
او می رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم
ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست
از غیرتمان بود….. نوشتند حسودیم
..
خیلی قشنگ گفتی : )
یک سوال بپرسم؟!
از کدام درد و داغ بگویم؟!:)
هوم...؟
ولی خب چیزی که هنوز باور کردنی نیست، با اینکه آقا را خصوصی دیدار کردم
ولی هنوز میگم اتفاقی نیافتاده...
ولی واقعا کدوم دردم را بگم؟!
کسی تا حالا نشنیده...
کسی تا حالا درکم نکرده...
من به آسمانی ها آشنا ترم تا زمینی ها...
..
+++++++++
دردم اینه حسرت بغل کردن حدیثه و درد و دل کردن باهاش تو دلم مونده💔
#شهیدزنده🇮🇷
..
وای.... نگو دختر 🙂🫀 :)
دلشورۀ ما بود، دلارام جهان شد
در اوّل آسایشمان سقف فرو ریخت
هنگام ثمردادنمان بود، خزان شد
زخمی به گِل کهنۀ ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کورۀ کوچک
شد قلّۀ یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمکگیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چهها کرد و چه سان شد
..
:)))