دَکِهدل | آسید؛
حدیثه از اینکه یه رفیق صورتی مثل من داری چه حسی داری؟! منکه نمیزارم تو درد بکشی درت به جونم.اصن بهش
پس باید بگم
من خوشبت تریییییییییییییییینم که تورودارممممممممممممممممممم
فدی این مهربوووووووون بودنت بشمممممممم من آخه
آخه چجوری من قدر تورو ندونم؟
تو اومدی که اصن زندگی منو گشنگگگگگگگگگ تر کنی فدات بشم 😭💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘
قربون بودنت برم که هم زخمای دل منو ترمیم کرد هم از تنهایی درم اورد🥲🩷
هیچکی نفهمید تو تنهایی چی کشیدم ولی از وقتی باتو آشنا شدم دیگه تنها نبودم از روز اولی که دیدمت تو ذهنم خودمو باتو و رفاقت قشنگمونو تصور میکردم و دوست داشتم که خانم گلی مثل تو رفیقم بشه ، حالا که باهم رفیق شدیم میبینم چقد این رفاقته قشنگتراز رویاهاییه که توذهنم بوده🙂🩷
من آمدیه ام تا نذارم کسی حتی یاسی نگاه چپ بت بندازه ، هنوز مونده تا رفاقت بامنو ببینی 🥲🩷🩷🩷🩷
قربون بودن خوشکلت برم🥲🩷🩷
..
واییییی خدااااا من گنجایش این همه قشنگگگگگگگگکگکگکگکک بودنو ندارمممم
من فدای این خانوم محترم و خوش قلب نشم آخه ؟ 😭❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
دَکِهدل | آسید؛
قربون بودنت برم که هم زخمای دل منو ترمیم کرد هم از تنهایی درم اورد🥲🩷 هیچکی نفهمید تو تنهایی چی کشیدم
بچه ها من خیلی خوشبختم چون دو تا فرشته فوق آسمونی پیدا کردممممم
چه دل و قلوه ای به هم میدن
خانم صورتی هر کسی این روی حدیثه رو ندید🥲😌😂💗💗💗
..
بابا این دختر فرشته است هااا
https://eitaa.com/dakedel/2176
آی خوش به حالت شده که ❤️
#آقای رئیسی:)
..
الان اصن رو ابراممم
https://eitaa.com/parvazordibehasht/5408
وای بمیرم مننننننننن
#آقای رئیسی:)
..
💔
چقدر دوست داشتم حدیثه منو به عنوان یکی از دوستاش حساب کنه....
..
من خاک پای همه شما هستم
ولی تو آشنا میزنی دختررجون👀💗
_ قضیه آشنایی منو و اون فرشته ای * که گفتم از این قرار هست:
•که روز بسیج دانش آموزی شهر ما یک برنامه خفن میچینه تا رویداد برگزار کنه ،
از اونجایی که بنده جز رجز خون ها و مجری های شهرستان شناخته شده بودم
•از طرف آموزش پرورش میگن بیاین برای برنامه؛
خلاصه ما دو سه روز درگیریم تا کار رو مشخص کنند و در نهایت آخر شب _جلسه_ میریم آموزش پرورش ،* و اونجا میگن این رجز خوانی شما به صورت ترکیبی و ۳ نفره هست
یکی فارسی
یکی عربی
یکی انگلیسی
من هم که فارسی رو بهم دادن
و گفتند عربی هم فلان خانوم هست
و انگلیسی ..
•حالا فرداش شد و قرار شد ما فلان خانوم رو ببینیم و تمرین کنیم .
خلاصه ما رفتیم و فلان خانوم رو دیدیم
دیدیم عجب ماهری هاااا عجب هنری داره ماشالله😶🌫🎀
و شد فرشته زندگی مون همون رفیق صورتیم🙂↔️💘
اجرا کردیم و ..
• بعدش با هم تو دوره راویان به طور خیلی معجزه آسا انتخاب شدیم و جلسات مختلف رو باهم شرکت میکردیم ( معجزه شد جدی چون نه به سنمون میخورد و نه به میزان جایگاه)
•و از اون ور خیلی الهی* تر شهدا دستمون رو گرفتند و ما رو به طرز خیلی قشنگی طلبیدند که به عنوان خادم خدمت کنیم در راهیان نور.
• و تا الان هر چی بیشتر زمان میگذره بیشتر پی میبریم که ریشه رفاتمون کلفت تر از لذت های دنیاییه :)
+ خلاصه شکرت ؛ الهی از این جوونه بشیم سرو بلند .