https://eitaa.com/dakedel/6156
حدیثه اینو یادته؟
دوبارههه😭
یه نفر اومد کنارم ، سر مزار ی شهید بودم رفته بودم تو فاز ِگریه .
ی خانم گفت عزیزم میتونم وقتتو بگیرم؟
گفتم بفرما ، ی نفسه گف:
عزیزم قصد ازدواج داری؟چند سالته؟ میتونم شماره مامانتو داشته باشم؟
[تودلمگفتمینفسبکش🦦💘]
گفتم معذرت میخوام من 14 سالمه فقط!
با لحن ِخیلی ناراحت و کش دار گف: عه ! آهااا باشه ..
میخواستم برم تو دیوااااااااااااار🗿💔
#داداشآرمان
..
درددددددد و نفریننننننننننن
https://eitaa.com/dakedel/8032
++++
#
حدیثه هنوز حدس نزده🙂
..
خط تیره
رفیق صورتی
خادم کودک
یادگاری
شهیدزنده
رزخانوم
گیسو
بریتانیا
یکی
رئیسی عزیز
آقای رئیسی
داداش آرمان
و...
الهی بری کربلا چشمت بخوره
گنبدت امام حسین اشکت در بیاد...
الهی امسال بری پیاده روی اربعین پاهات تاول بزنه
الهی امسال تو گرمای تابستون بری کربلا از تشنگی حالت بد بشه
الهی تو کوچه پس کوچه های کربلا گم بشی
الهی تو راه رسیدن به ضریح امام حسین خفه بشی
الهی جوری بمیری
که ابا عبدالله بیاید سرت رو به زانو بگیره
الهی جوری بمیری
که حضرت زهرا اون دنیا برات مادری کنه
الهی موشک دشمن مستقیم بخوره بهت پودر و خاکستر بشی بری هوا خدا بغلت کنه
..
:)
https://eitaa.com/dakedel/8031
حالا خوبه جامو پهن کردم اونور مرز🦦😐🤌🏻 .
#آقایرئیسی:)
..
ایییی
حالا من ی چی بگم
چندین شب پیش[تقریبا ی بیست شب پیش] وسط نماهنگ پناهم خراسانه ی پیرزنی اومد گفت ببخشید پسرم از همون شبای اول عاشقتون شده و تو فکرتونه و اینا بعد شماره مامان دختره رو گرفت بعد ی ده الی پونزده شب پیش دیدمشون دور میدون دارن قدم میزنن و صحبت میکنن
بندگان خدا انقدرر خجالت میکشیدن که پسره ی سره عرق میکرد بعد با دستمال پیشونی و گردنشو پاک میکرد و هی دست به ته ریشاش میزد
دختره هم با کنار چادرش بازی میکرد
دیشب دیدمشون کنار هم رو صندلی نشستن میگن و میخندن پسرم سر به سر دختره میزاره نامزد کرده بودن...
چ عجله ایه برادر من🗿💔
#ریحانه سادات
..
باور کنم؟ 😔
https://eitaa.com/dakedel/8037
چه عجبببب
خودمو کشتم دختررر
#رزخانوم
..
بابا من فکر میکردم شما همون همشهریمییی
اون بزرگوار با شخصیتی که پیام دادن
من اینجارو به اون پیامای مسخره کثیف نمیکنم..
فقط بهتره سطح آگاهی و اطلاعتون رو بالا ببرید بعد راجع اخبار روز صحبت کنید . تشکر