دال .
وصف احوال من افتاد به دستانِ قلم ، من نوشتم که غمی نیست ؛ تو بخوان سخت گذشت ! ..
خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت ...
دال .
هیچوقت نتونستم آدما رو درک کنم خیلی عجیبن (:
هیچوقت نتونستم آدما رو درک کنم
خیلی عجیبن (:
دال .
من ؟ همون دختری ک طول روز رو به موته ولی شبا خوابش نمیاد .
من ؟
همون دختری که فردا امتحان داره و وقتی میره بشینه بخونه ، حواسش ب چیزای دیگه پرت میشه و فقط داره استرس رو تحمل میکنه ..