هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
لاومسیج
تورس ، لئو ، اسکورپیو ، آکواریس
→ یکی که میشناسی، یواشکی حواسش بهت هست و بیسروصدا پیگیرته…
→ یه ارتباطی که حتی خودت تا الان متوجهش نبودی، کمکم خودش رو نشون میده و دیگه نمیتونی نادیدهش بگیری.
→ یهو میبینی پیامهات خیلی شلوغتر از قبل شده ، پیام پشت پیام و کلی حرف.
→ هر بهونهای که به کسی بدی، همون رو میگیره و ازش استفاده میکنه تا باهات لاس بزنه و مختو بزنه.
→ همزمان به چند نفر کشش پیدا میکنی و یه مدت واقعا نمیدونی دلت پیش کدومشونه.
→ کسی که مدتها از نزدیک شدن بهت میترسیده، بالاخره جرئت میکنه و یه قدم به سمتت برمیداره.
→ یکی وارد زندگیت میشه که خیلی سریع میخواد تکلیفتون رو مشخص کنه و رابطه رو رسمی و جدی کنه.
یعنی از اون مدل آدمها که میاد و میگه خب، من تو رو میخوام.
مکانِ خالـــــی
برای مکانخالی
وای پرتاب شدم
مرسیممنون
بعنوان تعریف در نظر میگیر-
مکانِ خالـــــی
🎧 چالش 50 روز نوشتن :: 1. شخصیت خود را توصیف کنید . 2. چه چیز هایی باعث
⁸.باور کن هر سبکی آهنگ تو پلی لیستم پیدا میشه،یهو دیدی از مجنونتم حسین (ع) رفت رو رپ تتلو یا بعد آهنگ جامپ گروه بلک پینک آهنگ عَی قدرت تریاک اَی قدرت شیشه پلی شد.
بعد آیت الکرسی یهو آهنگ یایلالار ایبو تاتلیسس اومد،همینقدر درهم بر-
اما خب جدا جدا هم گوش میدما-
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
اولین کارت:
به محض رسیدن اولین مغازهای که ویترین قرمز و پررنگ داشته باشه توجهت رو جلب میکنه. وارد میشی با فروشنده سر یک چیز کاملاً بیاهمیت سر صحبت رو باز میکنی و ده دقیقه بعد از زندگی همدیگر خبر دارید
کجا میروی؟
یک خیابان شلوغ و رنگارنگ که پر از مغازههای کوچک کافه و بازار محلی هست. برخلاف آدمهای قبلی اصلاً دنبال جای خلوت نمیگردی اتفاقاً جایی رو انتخاب میکنی که آدم زیاد داشته باشه.
بعد از چند ساعت، احتمالاً صاحب یک کافه به تو پیشنهاد میدهه شب همانجا دورهمی کوچکی برگزار میشه و تو هم بدون هیچ تردیدی قبول میکنی.
چه کسی را ملاقات میکردی؟
یک دختر پرحرف و سرزنده که صاحب همان کافه است.
اول فقط دربارهی یک نوشیدنی بحث میکنید، بعد دربارهی موسیقی، بعد شهر، بعد آدمهای عجیب شهر.و ناگهان متوجه میشوید سه ساعت گذشته.
៚ https://eitaa.com/daliyan 𐇮