✅️ برای آشنایی بیشتر با «عادتهای اتمی» یا «عادت چله» و شیوهای که این مفهوم در کتابهای دانابان اجرا شده، میتونید فیلم توضیحات دکتر جواد گودرزی، مدیر تألیف کتابهای دانابان رو در سایت دانابان ببینید.
https://danaban.net/
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠فعالیت 1: کتاب کودک
🔸تصویر خوانی و تفکر:
ابتدا از کودکان بخواهید تصویر صفحه را بهدقت نگاه کنند و بگویند که به نظر آنها ببعی در حال انجام چه کاری است🤔؟ چرا اینقدر ناراحت است😞؟
🔸مرور خط صاف (درس 3): در درس قبل مفهوم خط صاف بیان شد، برای تثبیت این مفهوم در ذهن کودک و تقویت قدرت حافظه کودک، لازم است که بر اساس منحنی فراموشی ابینگهاوس در فواصل زمانی مشخص این مرور اتفاق بیفتد. حالا زمان مرور نخست این مفهوم در این درس است. ازاینرو از کودک بخواهید خطوط صاف را در تصویر نشان دهد؛ سپس خطچین های داخل تصویر را کامل کند.
🔸آموزش مفهوم عدد 2:
ابتدا شعر زیر را برای کودکان بخوانید🎶:
دو چشم برای دیدن👀
دو گوش برای شنیدن👂🏻👂🏻
دو دست برای کشیدن🤚🏻🖐🏻
دوپا برای دویدن🦶🏻🦶🏻
خدا داده به ماها😇
تا که باشیم شاد شاد😁
سپس از کودکان بخواهید تا به بدن خود توجه کنند و اعضایی که دو تا هستند را نام ببرند و خدای مهربان را برای این نعمت هایش شکر کنند.🤲🏻 پس از آن با دقت به تصویر صفحه نگاه کنند و اشیائی که بالای صفحه آمده اند را در تصویر پیدا کرده بشمارند و جلوی آن، با کشیدن خط صاف علامت بزنند.
🔸دستورزی و رنگآمیزی: در نهایت از کودکان بخواهید وسایلی که روی زمین ریخته را به جای خودشان در پایین صفحه وصل کنند.
#درس_چهار #صفحه_۴ #پیش_دو #درس_۴ #نگهداری_از_وسایل_مدرسه
@danaban_net
🔸فعالیت ۲: بازی و مشاهده (کار درست و اشتباه)
شیوه اجرا: بچهها در حیاط دستهای یکدیگر را گرفته و حلقه میزنند. مربی جملاتی را میگوید و اگر آن جمله درست بود بچهها یکقدم به جلو میپرند و میگویند: «درسته آی درسته» و اگر اشتباه بود یکقدم به عقب میروند (به همان شکل که ایستادهاند بدون آنکه برگردند) و میگویند: «غلطِ آی غلطِ، غلطغلوطِ، غلطِ».
●من از وسایل داخل کلاس مثل نیمکت، در، دیوار، تخته و پنجره مراقبت میکنم.
●من با وسایل شخصی خودم مثل کیف، دفتر، مداد و… مهربان هستم.
●من بدون اجازه وسایل دوستم را برمیدارم و از آنها استفاده میکنم.
●من موقع استفاده از وسایلم آنها را روی میز پخش نمیکنم.
●من هم در مدرسه و هم در خانه، هر وسیلهای را که برداشتم بعد از استفاده، آن را در جای خودش قرار میدهم.
●من شب قبل از مدرسه تمام وسایلم را آماده میکنم تا صبح چیزی را باعجله جا نگذارم.
●من موقع آمدن به خانه، وسایلم را چک نمیکنم و چیزی را در مدرسه جا میگذارم.
●من با خودم اسباببازی به مدرسه میبرم.
●اگر از کتابخانهی مدرسه، کتابی گرفتم مراقب آن هستم.
●اگر وسیله دوستم گم شد به او کمک میکنم تا وسیلهاش را پیدا کند.
#درس_چهار #پیش_دو #درس_۴ #بازی
@danaban_net
فعالیت ۳: گردش علمی و مشاهده
کودکان را به گروه های سه نفره تقسیم کنید و از آنها بخواهید تا در محیط مدرسه و کلاس گردش کنند و چند وسیله شخصی یا عمومی را که به خوبی از آنها مراقبت نمیشود با همکاری یکدیگر بکشند و پس از گفت وگوی اعضای گروه با هم بگویند که چگونه میتوان به خوبی از آنها مراقبت کرد و اطلاعات خود را با دوستانشان به اشتراک بگذارند.
#پیش_دو #درس_۴ #درس_چهار
@danaban_net
فعالیت ۴: بازی
ابتدا چند سبد یا جعبه تهیه نمایید و مشخص کنید کدام یک برای وسایل شخصی و کدام برای وسایل عمومی است. کودکان در کلاس گردش میکنند و باید با انتخاب وسایل مختلف با توجه به عنوان هر سبد وسایل را از یکدیگر تفکیک کنند. سپس با کمک یکدیگر وسایل را در جای خود قرار دهند و کلاس را مرتب کنند.
#درس_چهار #پیش_دو #درس_۴ #بازی
@danaban_net
برای امروز یه داستان جذاب به اسم «تراش عصبانی» داریم 📖🎧
که هم نسخه متنی داره و هم نسخه صوتی.
میتونید از طریق اپلیکیشن دانابان بهش دسترسی داشته باشید و همراه بچهها ازش استفاده کنید. 🌱
حتماً سر بزنید و داستان رو ببینید و بشنوید.
1.4 Daastaan_Taraash_Asabaani.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
🌞نور خورشید گرم و طلایی از لابهلای درختهای جنگل دانابان کمکم همهجا را روشن میکرد. نازپری شیر و گندم میخورد؛ ولی پرپری هنوز سر سفره صبحانه هم نیامده بود.
صدایش از داخل اتاق به گوش میرسید: «مامان دفتر نقاشی من کجاست؟ مامان جوراب من کجاست؟ مامان کتاب دانابان من را ندیدی؟»📒🧦📚
پرپری پسر باهوشی بود؛ اما زیاد مراقب وسایل مدرسه و اسباببازیهایش نبود. بالاخره با کمک مادرش وسایلش را پیدا کرد و با خواهرش بهطرف مدرسه راه افتادند. 🛎زنگ اول، زنگ نقاشی بود. پرپری مداد رنگیهایش را با تراش آبیاش تیزِ تیز کرد و شروع به نقاشی کشیدن کرد.
ادامه👇
🔔زنگ تفریح که به صدا درآمد همه به حیاط رفتند. توی حیاط بازی و شادی کردند. وقتی زنگ خورد، به کلاس آمدند. پرپری مداد زرد را برداشست تا نقاشیاش را کامل کند. دنبال تراش گشت؛ اما پیدا نکرد. ناراحت شد. پرپری گفت:«وای تراشم. تراش قشنگم نیست.» پوپی کوچولو که داشت کتابی از کیفش برمیداشت، به زیر میزش نگاه کرد.
تراش پرپری را دید که زیر میز افتاده بود. آن را برداشت و گفت: «پرپری! پرپری! تراش آبیات اینجاست.»
پرپری تا این حرف را شنید، با اخم و ناراحتی پرید بهطرف پوپی و با صدای بلند داد زد: «چرا تراش مرا برداشتی؟ چرا بیاجازه دست به کیف من زدی؟»
پوپی کوچولو گریه کرد و گفت: «من برنداشتم. این پایین افتاده بود.»
یکدفعه تراش کوچولو پرید روی صندلی و گفت: «پرپری! من خیلی از دست تو ناراحت هستم. اصلاً مراقب من نیستی. زنگ قبل وقتی مدادت را با من تراشیدی، روی میز گذاشتی و من قِل خوردم و پایین افتادم. نزدیک بود دماغم بشکند. تازه باید خوشحال باشی که پوپی مرا پیدا کرد.»
پرپری تا این حرف را شنید، گفت: «وای! ببخشید. حواسم نبود.» بعد به پوپی گفت: «ببخشید پوپی، تقصیر من بود.»
پوپی گفت: «اشکال ندارد. ولی حواست به وسایلت باشه.»
#قصه #پیش_دو #درس_چهار
@danaban_net
در پایان سؤالاتی از متن قصه از کودکان بپرسید و در مورد نگهداری از وسایل شخصی و عمومی مدرسه با آنان صحبت کنید.📙🖍✏️📖💼👟🪑🚪
۱۳ مهرماه روز نیروی انتظامی بر دلاور مردان این مرز و بوم مبارک.🇮🇷🚔💙
@danaban_net
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚔💙 هفته نیروی انتظامی گرامی باد
کودکان عزیز ما در شهری امن و آرام رشد میکنند؛ شهری که امنیت و آرامش آن با تلاش و فداکاری نیروهای خدوم انتظامی حفظ میشود.
به مناسبت هفته نیروی انتظامی، از همه مأموران مهربان و زحمتکش که برای امنیت و آسایش مردم تلاش میکنند، صمیمانه قدردانی میکنیم.
🌷 نوآموزان عزیز! بیایید برای همه پلیسهای مهربان کشورمان آرزوی سلامتی، موفقیت و شادی کنیم.
هفته نیروی انتظامی بر حافظان امنیت ایران اسلامی مبارک باد. 🇮🇷
@danaban_net