eitaa logo
دانابان | مربیان پیش دبستانی ( نخبه شو )
13.2هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
2.4هزار ویدیو
137 فایل
🌱 اگر مربی ، مدیر مهدکودک یا پیش‌دبستانی هستید ، جای شما اینجاست . مدیر و مولف: جناب آقای دکتر گودرزی 📞 ارتباط با ما : 📱 09001007283 📱 09919223092 ☎️ 02191099555 👤 ادمین : @Nokhbeshowadmin @Danaban_admin 🌐https://danaban.net/
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 همه راه‌های ارتباطی دانابان در یک نگاه 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 برای دسترسی آسان به آموزش‌ها، کاربرگ‌ها، محصولات و جدیدترین خبرهای دانابان، همه کانال‌ها را اینجا جمع کرده‌ایم 👇 ✨ این پست را ذخیره کنید تا همیشه در دسترس‌تان باشد. 🌱 خوشحال می‌شویم آن را برای دوستان و آشنایان خود هم ارسال کنید. 📳 ایتا https://eitaa.com/danaban_net 🟥 روبیکا rubika.ir/danaban_net 📱 اینستاگرام @danaban_net 🌐 تلگرام @danaban_net 🟩 بله @danaban_net 😍 و اما کانال‌های تخصصی دانابان در ایتا با کلی محتوای جذاب و کاربردی: 🎨 کانال کاردستی https://eitaa.com/danaban_kardasti 🖍 کانال نقاشی https://eitaa.com/danaban_naghashi 📚 کانال شعر و قصه https://eitaa.com/danaban_sher_dastan 🎲 کانال بازی و سرگرمی https://eitaa.com/danaban_bazi 🌿 در هر پیام‌رسانی که راحت‌تر هستید، همراه دانابان باشید. ❤️ ⸻ 📌 نکته: برای ورود به کانال‌های تلگرام و بله، شناسه‌ها را کپی کرده و در همان پیام‌رسان جستجو کنید.
صبح رسید… با یک عالمه فرصت تازه برای یاد گرفتن، ساختن و قشنگ‌تر کردن روز 💛 سلام دانابانی‌ها 🙋🏻‍♀️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸مرورها بر اساس منحنی فراموشی: به‌منظور مرور درس‌های 3 و 5 از سه نفر از کودکان داوطلب بخواهید، ضمن شروع صحبت‌های خود با نام خدا، در مورد قوانین کلاس برای دوستان خود سخنرانی کنند: 1_اجازه گرفتن☝🏻 2_چیزی نخوردن❌🍛 3_حضور به‌موقع در کلاس.🎒
💠درس ۶: آشنایی با قوانین کلاس (۲) هدف کلی: •آشنایی با بعضی از قوانین کلاس و رعایت نظم اهداف جزئی: •شرکت در بحث و گفتگوهای •کلاسی و پاسخ به سؤالات •خواندن شعر و سرود با نگهداری ریتم •آموزش اجازه گرفتن برای خروج از کلاس صف گرفتن و … •گسترش گنجینه واژگان •آشنایی با مفهوم بالا و پایین •تقویت مهارت‌های دست‌ورزی
🔸عادت چله: زودخوابیدن از بچه‌ها بخواهید هرکس شب‌ها ساعت 10 می‌خوابد دستش را بالا ببرد. 🔻می‌توانید بچه‌ها را با این شعر تشویق کنید: گلِ انار، گلابی چه خوبه زود می خوابی 😍😴👏🏻
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸فعالیت ۱ : کتاب کار تصویرخوانی و تفکر:از نوآموزان بپرسید در تصویر چه می­بینید؟ پیشو و پوپک د­­­ر حال انجام چه کاری هستند؟ به نظر آن‌ها خانم مرغه خوشحال است یا ناراحت؟ چرا؟ مرور خط صاف (درس 3): از کودکان بخواهید خط‌های صاف در تصویر را پیدا کنند مانند کتابخانه، قاب تخته و… سپس خط‌چین‌های داخل صفحه را تکمیل کنند. . از کودکان بپرسید: در قسمت بالای صفحه چه می‌بینند؟ (کتابخانه) در پایین چه چیزی است؟ (سطل آشغال) هوش و حل ماز: به کودکان بگویید که کلاس باید همیشه تمیز و مرتب باشد و هر کسی وسیله‌ای که برداشته را سر جایش بگذارد؛ و نظم و صف گرفتن را رعایت کنند. سپس از کودکان بخواهید با حل کردن مازها به بچه ها کمک کنند تا کتاب را در بالاترین طبقه کتابخانه و آشغال را در سطل زباله پایین صفحه قرار دهند.
🔸آشنایی با مفهوم بالا و پایین⬆️⬇️: جهت آموزش مفهوم بالا و پایین شعر زیر را برای کودکان بخوانید و آن­ها اجرا کنند: یک که میگم دستا بالا🙌🏻 دو که میگم دستا پایین یک که میگم پاها بالا🦶🏻🦶🏻 دو که میگم پاها پایین یک که میگم سرها بالا👦🏻 دو که میگم سرها پایین
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.06.mp3
زمان: حجم: 9M
🔸فعالیت ۲ : داستان «چی چی نون؟ قانون!» فایل صوتی داستان رو دانلود کنید و برای نوآموزان عزیز پخش کنید. مربیان عزیز برای دیدن متن داستان به کتاب مربی یا اپلیکیشن دانابان مراجعه کنید.
🔸فعالیت ۲ : داستان 《چی چی نون؟ قانون》 خانم مرغه با لبخند گفت: «امروز نقاشی داریم. دفترهای نقاشی روی میز». لاکو سرش را توی لاکش کرد. صدایش از آن تو می‌آمد: «نیستش. جا گذاشتمش خانم!» همان موقع فیلو از کلاس بیرون رفت. خانم مرغه با چشم‌های گردشده پرسید: «فیلو کجا رفت؟!» ببعی گفت: «رفت دستشویی. آخه قبل کلاس چندتا خرطوم آب خورد.» بعد سرش را پایین انداخت و خودش هم رفت بیرون. خانم مرغه این‌بار چشم‌هایش گرد‌تر شد. پرسید: «ببعی کجا رفت؟!» پرپری جواب داد: «خب معلومه! رفت دنبال فیلو.» و بلند شد تا او هم برود دنبال ببعی. اما اینبار خانم مرغه گفت: «بنشین پرپری! اینطوری که همه باید بروید دنبال هم. آن‌وقت …» و می‌خواست حرفش را کامل کند که صدای خرت‌خرت از تَه کلاس بلند شد. خانم مرغه چشم‌چرخاند تا ببیند صدا از کجاست؟ پشمک همان‌طور که داشت هویجش را می‌جوید پرسید: «شما هم هویج دوست دارید؟» پیشو دُمش را تاب داد و با خنده گفت: «کی دیده مرغ هویج بخوره!» همه‌ی کلاس خندیدند. حتی خود پشمک. پوپک کاکلش را مرتب کرد. بالش را توی کوله‌پشتی‌اش کرد و یک بغل دانه بیرون آورد. بعد با عجله رفت تا آن را به خانم مرغه بدهد. اما پایش گیر کرد به دُم پیشو و دانه‌ها مثل باران توی کلاس ‌بارید. صدای خنده باز هم توی کلاس بلند شد. یک‌هو در کلاس باز شد. فیلو و ببعی بودند. خانم مرغه پرهایش را پف داد و با صدای بلند گفت: «بسه دیگه!» بچه‌ها با هم پرسیدند: «چی بسه خانم؟»