eitaa logo
دانابان | مربیان پیش دبستانی ( نخبه شو )
12.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
2.4هزار ویدیو
137 فایل
🌱 اگر مربی ، مدیر مهدکودک یا پیش‌دبستانی هستید ، جای شما اینجاست . مدیر و مولف: جناب آقای دکتر گودرزی 📞 ارتباط با ما : 📱 09001007283 📱 09919223092 ☎️ 02191099555 👤 ادمین : @Nokhbeshowadmin @Danaban_admin 🌐https://danaban.net/
مشاهده در ایتا
دانلود
1.13.mp3
زمان: حجم: 10.3M
🔸فعالیت 2:«تولد مامان پری» بعد از ظهر بود. مامان­پری داشت می‌رفت به مامان‌بزرگ سر بزند و تا شب برگردد. قبل از رفتن گفت: «مراقب خودتان باشید! نبینم کار خطرناکی بکنیدها»! بچه‌ها چَشم بلندی گفتند و برای مامان‌پری بال تکان دادند. آن‌وقت پرپری از نازپری پرسید: «آماده‌ای؟!». نازپری پرسید: «برای چی‌چی؟». پرپری خط گردالوی روی تقویم را نشان داد و گفت: «امشب تولد مامان است. بلدی کیک بپزی دیگه؟ بلد نیستی؟». نازپری پر و بالش را پف داد و گفت: «کاری ندارد که! هربار مامان کیک می‌پزد کمکش می‌کنم. اما…». پرپری گفت: «اما ندارد دیگر! زود باش»! نازپری آرد، شیر، شکر و تخم‌مرغ را آورد و گفت: «باید قاتی‌پاتی‌شان بکنیم». پرپری پرسید: «همین؟». نازپری گفت: «همینِ خالی‌خالی که نَه! بعدش باید بگذاریمش توی فِر. اما من بلد نیستم روشنش کنم». پرپری به فر نگاه کرد و گفت: «نترس آن با من»! نازپری یک آناناس آورد و گفت: «مامان کیک آناناسی دوست دارد. اما من بلد نیستم از چاقو استفاده کنم». پرپری زودی گفت: «نترس! آن با من». نازپری یک کوچولو فکر کرد بعد گفت: «کیک بدون چای که نمی‌شود». پرپری بدون آن‌که فکر کند باز گفت: «نترس! آن هم با من!». نازپری اخم کرد و فکر ‌کرد. گفت: «ترس دارد پرپری! خیلی ترس دارد. به نظرم برای تولد مامان فکر دیگری بکنیم».
همان‌موقع صدای تق‌تق آمد. پوپک بود. آمده بود دنبال نازپری تا با هم بروند بیرون. نازپری زودی گفت که نمی‌توانم اما بعد با خودش گفت: «شاید بهتر باشد بروم چندتا کاج پیدا کنم. آن‌وقت با پرپری یک گردن‌بند برای مامان بسازیم». قبل از رفتنش به پرپری گفت: «می‌روم چندتا کاج بیاورم. وقتی برگشتم یک هدیه برای مامان درست می‌کنیم. به جای کیک. این‌جوری بهتره». پرپری پرسید: «پس این وسایل چی؟». نازپری گفت: «برمی‌گردم مرتب‌شان می‌کنم». و زودی پرید و رفت. پرپری هم رفت توی آشپزخانه. به وسایل کیک نگاه کرد و گفت: «ترس ندارد که. مگر لولو اینجاست؟!» و شروع کرد به ریختن آرد توی کاسه. بعد هم تخم­مرغ، شیر و شکر. آن‌وقت همزن را برداشت و هم زد. هم زد و چندبار بیشتر هم‌زد. بعد آناناس را گذاشت روی میز. چاقو را با دو تا بالش برداشت. برد بالا و آوردش پایین. اما آناناس خیلی سفت بود. چاقو توی آن نرفت. پرت شد روی زمین. پرپری زودی جاخالی داد. با خودش گفت: «اوه! شانس آوردم. چیزی نمانده بود بخورد به پر و بالم». آرام گفت: «اصلاً آناناس را بی‌خیال. اول بروم فِر را روشن‌کنم» و کبریت را برداشت. همان‌موقع مامان‌پری برگشت و گفت: «توی راه، خانم کلاغه را دیدم. گفت که مامان‌بزرگ و بابابزرگ توی راه لانه‌ی ما هستند تا برای تولد من بیایند پیش‌مان». و ریزریز خندید و ادامه داد: «اصلا یادم نبود که تولدم است».
اما چشمش که افتاد به آشپزخانه جیغ کشید و گفت: «داری چکار می‌کنی پرپری؟!». پرپری گردالوی روی تقویم را نشان داد و گفت: «می‌خواستم… اووووم». مامان‌پری نفس عمیقی کشید تا عصبانیتش تمام شود. بعد پرسید: «مگر تو نمی‌دانی که چاقو، گاز، آتش و این‌جور چیزها چقدر خطر دارند. می‌دانی اگر نرسیده بودم ممکن بود چه بلایی سرت بیاید؟!». مامان پری یک لیوان آب‌قند برای خودش درست کرد و گفت: «قول بده پرپری! قول بده دیگر دست به این‌چیزها نزنی». پرپری نوک‌نوک مامان را بوسید و گفت: «ببخش مامان. قول می‌دهم. قول!». همان‌موقع نازپری به لانه برگشت. با چندتا میوه‌ی کاج که قرار بود یک گردن‌بند قشنگ بشوند برای مامان! کمی که گذشت باباپری هم آمد، با یک کادوی بزرگ. مامان‌بزرگ و بابابزرگ هم کم‌کم از راه رسیدند. با یک کیک آناناسی خوشمزه![1]
🔸فعالیت 3: نمایش خلاق در ابتدا مربی می­تواند درمورد برخی از بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل، آتش­ سوزی و… و اینکه چه نکات ایمنی باید در این نوع اتفاقات رعایت شود برای کودکان صحبت کند تا ذهن آن­ها آماده و درگیر اجرای نمایش شود. سپس کودکان را به گروه­های پنج نفره تقسیم کرده و هر گروه نقش یک گروه امدادی را بازی کند؛ مثل: اورژانس، آتش­نشانی، هلال­ احمر و… . یک نفر به عنوان فرد آسیب­ دیده انتخاب شود. یکی دیگر از افراد گروه با مرکز امدادی مناسب حادثه تماس گرفته و به همراه نفرات دیگر، با هم­فکری و استفاده از وسایل ساده به فرد آسیب­ دیده کمک نمایند. مانند: فردی که در یک اتاق در بسته محبوس شده، فردی را که برق گرفته است، زیرآوار مانده، تصادف کرده، قلبش درد گرفته است، در شعله­های آتش گیر کرده یا حیوانی به او حمله کرده است و… . این نمایش می­تواند به کودکان کمک کند تا نکات ایمنی را به شکلی جذاب و تعاملی یاد بگیرند و آن­ها را در زندگی به کار گیرند.
🔸فعالیت 4: نقاشی به کودکان بگویید اگر برای کسی حادثه­ای مثل آتش­ سوزی و… اتفاق بیفتد چه کسی می­تواند کمک کند؟ از کودکان بخواهید نقاشی‌ای در مورد یکی از این موارد بکشند: «پلیس🚓، آتش‌نشان🚒 یا اورژانس🚑» و در پایان در مورد نقاشی­های خود توضیح دهند.
🔸فعالیت با والدین 1- اگر خدایی نکرده، جایی آتش بگیرد چه باید کنیم؟ از کودکان بخواهید با مشورت و هم­فکری والدین خود در مورد رفتارهای هنگام آتش سوزی، تحقیق و پرس­و­جو کنند و نتایج یافته­ های خود را در کلاس ارائه دهند. 2- نوآموزان (با رعایت نکات ایمنی) به همراه والدین به آشپزخانه رفته و وسایل خطرناک در منزل را شناسایی و مشاهده کنند. سپس روز بعد در مدرسه درباره آن صحبت کنند.
🏃‍♂دویدن، بازی و شادی یعنی زندگی! امروز روز «تربیت بدنی و ورزش» است؛ بهانه‌ای عالی برای اینکه به بچه‌ها یادآوری کنیم تحرک چقدر برای سلامتی‌شون مهمه. این روز پرانرژی رو به همه‌ی کودکان عزیز تبریک می‌گیم. بیاید با هم ورزش کنیم تا همیشه سالم و خندون باشیم!🤗 @danaban_net
✂️کاردستی:دستبند ورزشی✂️ وسایل لازم: مقوای رنگی، قیچی، چسب، ماژیک و برچسب‌های ورزشی. مراحل ساخت: ۱.وسایل رو آماده کن. ۲.یک نوار کاغذی به اندازه دور مچ ببرید. ۳.روی نوار نقاشی بکشید و برچسب‌ها را بچسبانید. ۴.دو سر نوار را با چسب به هم وصل کنید. ۵. دستبند آماده است! دست کودک کنید و لذت ببرید. @danaban_net