13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من که ازین ویدیو صوتی انرژی گرفتم☺️😍پیشنهاد میکنم یبارم که شده گوش بدی👂🏻🤗💐
چقدر خوبه چنین مربیانی از مجموعه دانابان رضایت کامل دارن 😍
واقعا دانابان حرف نداره😌میدونی چرا ؟
چون از صفر تا صد دانابان 🤓📚 زیر نظر متخصصان ، روانشناسان ، گرافیست های توانمند ، شاعران مشهور نوشته شده و در اختیار شما بزرگواران قرار گرفته است 😍
📦 برای ثبت سفارش همین حالا اقدام کن 👇👇👇لینک جهت پرداخت بیعانه
https://survey.porsline.ir/s/JDLrRAm6
ارتباط با ادمین👇👇
@danaban_admin
شماره تماس 👇👇
۰۹۰۰۱۰۰۷۲۸۳
۰۹۹۱۹۲۲۳۰۹۲
۰۲۱-۹۱۰۹۵۹۵۵
💢توجه توجه💢
سلام دوستان همیشه همراه
تنها 💥۴روز مانده از جشنواره تخفیفاتی دانابان 🤓📚
این فرصت محدود رو از دست نده!!!!!
همین حالا جهت ثبت سفارش وپرداخت بیعانه روی لینک بزن👇👇👇
https://survey.porsline.ir/s/JDLrRAm6
سوال :بعضی هم پرسیدید ما می خواهیم کتاب هارو از نزدیک ببینیم آیا پک کتابهای دانابان هم دوباره تخفیف داره؟؟؟🧐🧐
جواب:بله دوست عزیز تا ۹مرداده تخفیف ویژه تمدید شد.
21.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 فقط ۴روز تا پایان جشنواره فرصت باقیست...
⏰ مهلت ثبت سفارش ویژه جشنواره دانابان به سرعت در حال پایان است!
❗️مدیر عزیز، آیا حاضری با یک تعلل ساده، آینده کودکستانت رو از دست بدی؟
❗️آیا میدونی هر روز تأخیر، یعنی یک قدم عقبتر از رقبایی که همین حالا دارن سفارش میدن و آمادهی شروعی قدرتمند در سال جدید هستن؟
❌❌❌❌
پس بیا همین الان ثبت سفارشت رو انجام بده روی لینک زیر بزن و به همین آسونی یه کتاب جامع و کامل و کاربردی و به اسم خودت ثبت کن👇👇👇
https://survey.porsline.ir/s/JDLrRAm6
اگرم میخوای مجموعه کتابهای دانابان و نخبه شو رو از نزدیک ببینی 😊میتونی همین الان پک نمونه رو سفارش بدی اونم با تخفیف ویژه روی لینک زیر بزن تا بتونی این کتاب را از نزدیک ببینی😉
https://survey.porsline.ir/s/mH7a5Kqf
21.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 فقط ۴روز تا پایان جشنواره فرصت باقیست...
⏰ مهلت ثبت سفارش ویژه جشنواره دانابان به سرعت در حال پایان است!
❗️مدیر عزیز، آیا حاضری با یک تعلل ساده، آینده کودکستانت رو از دست بدی؟
❗️آیا میدونی هر روز تأخیر، یعنی یک قدم عقبتر از رقبایی که همین حالا دارن سفارش میدن و آمادهی شروعی قدرتمند در سال جدید هستن؟
❌❌❌❌
پس بیا همین الان ثبت سفارشت رو انجام بده روی لینک زیر بزن و به همین آسونی یه کتاب جامع و کامل و کاربردی و به اسم خودت ثبت کن👇👇👇
https://survey.porsline.ir/s/JDLrRAm6
اگرم میخوای مجموعه کتابهای دانابان و نخبه شو رو از نزدیک ببینی 😊میتونی همین الان پک نمونه رو سفارش بدی اونم با تخفیف ویژه روی لینک زیر بزن تا بتونی این کتاب را از نزدیک ببینی😉
https://survey.porsline.ir/s/mH7a5Kqf
#داستان «تنها در خانه»🏡
فیلو با اسباببازیهایش بازی میکرد. او مجبور بود ساعات زیادی را تنها در خانه بماند؛ چون مامانفیلا سرِ کار میرفت.
فیلو حوصلهاش سر رفته بود و نمیدانست باید چهکار کند. خیلی دوست داشت خانه را تمیز و مرتب کند تا وقتی مامان به خانه برمیگردد، خوشحال شود. او همیشه قبل از آمدن مامان، خانه را تمیز میکرد و مامان هم کلی قربان صدقه او میرفت و بوسش میکرد؛ اما امروز حوصله کاری را نداشت. تلویزیون را روشن کرد تا کارتون ببیند.
همینکه تلویزیون روشن شد، آقای مجری گفت: «سلام فیل کوچولوهای عزیز! آیا حوصلهتان سر رفته و نمیدانید باید چهکار کنید؟»
فیلو گفت: «آره آره!»
مجری گفت: «آیا دوست دارید قبل از اینکه مامانتان از سر کار برگردد، یک کار هیجانانگیز انجام دهید؟»
فیلو از جا پرید و داد زد: «آره آره آره!»
مجری گفت: «پس همین الآن به شمارهای که اینجا مینویسم زنگ بزنید.»
🔻ادامه #داستان تنها در خانه:
فیلو شماره را حفظ کرد و بدو بدو رفت سراغ گوشی تلفن. یاد حرف مامانفیلا افتاد. مامانفیلا میگفت وقتی من خانه نیستم، میتوانی به گوشیام زنگ بزنی؛ اما تلفن بقیه را جواب نده و به بقیه زنگ نزن.
مغز فیلو میگفت: «باید به حرف مامانش گوش کند»؛ اما دل فیلو میگفت: «زود باش به این شماره زنگ بزن تا دیگر حوصلهات سر نرود.» آخرسر هم به حرف دلش گوش داد و شماره را گرفت.
آقایی از آنطرف گوشی گفت: «سلام فیلو!»
صدایش خیلی شبیه صدای آقای مجریِ تلویزیون بود. فیلو پرسید: «اسم مرا از کجا بلدی؟»
صدا گفت: «ما همه اهالی جنگل دانابان را میشناسیم. حالا دوست داری یک کار هیجانانگیز کنی؟»
فیلو تلفن به دست، بالا و پایین پرید و گفت: «آره! آره! زود باش بگو چهکار کنم؟»
صدا گفت: «بیا داخل حیاط.»
فیلو یاد حرف مامانفیلا افتاد که گفته بود: «وقتی من خانه نیستم، بیرون نرو و کارهای خطرناک نکن»؛ اما دلش میگفت «برو بیرون تا ببینی چه خبر است».
فیلو از چشمی، بیرون را نگاه کرد. هیچ خبری نبود. میخواست برود بیرون که از آنطرف تلفن، صدای دادوبیداد آمد. انگار یکی داشت میگفت: «بگیریدش! بگیریدش!». فیلو از ترس گوشی را پرت کرد و دوید و زیر مبل قایم شد.
یک ساعت بعد در خانه باز شد. فیلو خیلی ترسیده بود. خودش را زیر مبل مچاله کرد تا پیدایش نکنند؛ اما چند لحظه بعد صورت مامانفیلا را دید که خمشده بود زیر مبل و میگفت: «سلام پسرم. امروز همهچیز خوب بود؟ چرا اینجا قایم شدی؟»
فیلو نفس راحتی کشید و از زیر مبل بیرون آمد. بعد هم پرید در بغل مامانفیلا.
تلویزیون هنوز روشن بود و داشت اخبار نشان میداد. آقای پلیس رو به دوربین ایستاده بود و میگفت: «امروز در جنگل دانابان، اتفاق عجیبی افتاد. متوجه شدیم که یک گروه خلافکار، بچه فیلها را میدزدند، امروز آقا گرگه و اعضای گروهش را دستگیر کردیم. به همهی فیلها هشدار میدهیم که حواسشان را جمع کنند و گول آقا گرگه را نخورند.»
فیلو در دلش گفت: «آخ آخ! کاش به آقا گرگه زنگ نمیزدم؛ اما بازهم خدا را شکر که نرفتم بیرون...».
مامانفیلا گفت: «خدا را شکر که وقتی من خانه نیستم پسرم حواسش جمعِ جمع است.»
فیلو ریز ریز خندید و گفت: «آره مامانفیلا! خدا را شکر!».
#درس_هشتم_جلد_دو
#جلد_دوم
@danaban_net
http://www.danaban.net
#بازی
از نوآموزان بخواهید که با استفاده از خمیربازی و دراز کردن خمیرها، یک مسیر را درست کنند🎢. سپس با استفاده از یک کاغذ مچاله کوچک ⚪️ و فوت🌬 بهوسیلهی نی، به نحوی این کاغذ کوچک را از این مسیر عبور دهند.
📌همچنین کودکان میتوانند این بازی را زمانی که تنها در خانه هستند، بهصورت انفرادی انجام دهند.🙆🏻♂
📝وسایل موردنیاز: خمیربازی، نی
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایده #کاردستی ✂️ خیلی باحال و ساده که میتونید با بچه ها انجام بدید 🤩
#درس_هشتم_جلد_دو
@danaban_net
http://www.danaban.net