eitaa logo
دانابان | مربیان پیش دبستانی ( نخبه شو )
11.5هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.9هزار ویدیو
110 فایل
اگه مربی یا مدیر مهد و پیش دبستانی هستی ما رو دنبال کن.🙂 اینجا پر از مطالب آموزنده و آموزشی هست😊 📞 09001007283 📞 09919223092 ☎️۰۲۱۹۱۰۹۵۹۵۵ ادمین: @Nokhbeshowadmin @danaban_admin 🌐 www.danaban.net آدرس: قم، پردیسان، پارک علم و فناوری
مشاهده در ایتا
دانلود
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه میخوای بیشتر در مورد رضایت مربیان ومدیران بدونی پس خوب ویس بالا رو گوش بده😍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بله با افتخار کتابهای چهار جلدی دانابان ( یارستان کودکستان) میباشد 🌹🥰
اگه هنوز مردد هستی در انتخاب کتاب برای یه کودکستان بی نظیر »™ در ادامه با ما همراه باش تا کتابهای دانابان, کتاب کاربرگ ،و کتاب نخبه شو را بهتر بشناسی و تصمیم معقولانه تری بگیری 👇👇👇
✨ ویژگی‌های کلیدی: 🔹 قابل استفاده در برنامه یارستان کودکستان‌ها 🔹 آموزش غیرمستقیم از طریق داستان‌های تعاملی 🔹 تقویت مهارت‌هایی چون: خودآگاهی، همدلی، تصمیم‌گیری، کنترل احساسات، جرات‌مندی و... 🔹 طراحی شده توسط تیم متخصص روان‌شناسی، علوم تربیتی و تصویرسازی کودک 🔹 همراه با فعالیت‌های مکمل برای مربیان و والدین ..
✅ مهارت‌های یازده‌گانه زندگی و تطابق آن با کتاب‌های دانابان: 1. خودآگاهی (Self-awareness) 📖 دانابان و احساس‌های رنگی – کودک یاد می‌گیرد احساسات خود را بشناسد و بیان کند. 2. همدلی با دیگران (Empathy) 📖 دانابان و کفش‌های دیگران – دانابان یاد می‌گیرد خودش را جای دیگران بگذارد و احساسات‌شان را درک کند. 3. مهارت‌های ارتباطی (Effective Communication) 📖 دانابان و حرف‌های توی دل – تمرین گفتگو، شنیدن فعال و بیان درست احساسات. 4. روابط بین‌فردی (Interpersonal Relationships) 📖 دانابان و دوست‌های متفاوت – پذیرش تفاوت‌ها و مهارت دوستیابی. 5. تصمیم‌گیری (Decision Making) 📖 دانابان و انتخاب بزرگ – انتخاب بین گزینه‌ها و بررسی نتایج هر تصمیم. 6. حل مسئله (Problem Solving) 📖 دانابان و معمای گم‌شده – یادگیری گام‌به‌گام حل مشکلات روزمره. 7. تفکر خلاق (Creative Thinking) 📖 دانابان و نقاشی بی‌قانون – آزادسازی ذهن و جسارت در تفکر متفاوت. 8. تفکر نقادانه (Critical Thinking) 📖 دانابان و خبر عجیب – تحلیل اطلاعات، بررسی درست و نادرست بودن یک خبر یا حرف. 9. مقابله با استرس (Coping with Stress) 📖 دانابان و روز سخت مدرسه – روش‌هایی برای آرام‌سازی خود در موقعیت‌های پرتنش. 10. مقابله با هیجانات (Coping with Emotions) 📖 دانابان و قهر کوچولو – یاد می‌گیرد با خشم، ترس یا ناراحتی چگونه سالم برخورد کند. 11. توانایی نه گفتن (Assertiveness) 📖 دانابان و قاشق جادویی – آموزش جرات‌مندی و "نه" گفتن محترمانه بدون آسیب به رابطه.
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. سلام 👋 امروز با یه فندوق اومدم... اینقدر شیرینه ک استرس دارم جای آب خودشو ببرن....🥰 ✨نور باشد سایه ای در پای دیوار شما کور بینا می شود با یاد دیدار شما✨ عزیزانی که عازم کربلا هستن لطفا مجموعه دانابان رو از دعای خیرتان فراموش نکنید🙏🙏🙏 بزرگوارانی هم که جسمشان اینجاست ولی دلشون کربلاست دربین قطره قطره اشکتون برای دلتنگی ما روهم فراموش نکنید که این روزها ،سخت نیازمند دعاتون هستیم😭
📘 «هدیه سنجابی» 🎁 به نام خدای مهربان✨ سلام بچه‌های خوش زبون بازار جنگل دانابان شلوغ بود. سنجاب کوچولو سبد ریزه‌میزه‌اش را برداشته بود و بین مغازه‌ها دنبال چیزی می‌گشت تا اینکه به نجاری آقا الاغه رسید. بین چوب‌ها گشت و گشت؛ ولی چیزی پیدا نکرد. آقا الاغه که داشت او را می‌دید گفت: «عر... عر... دختر کوچولو! دنبال چیزی می‌گردی؟ بگو تا کمکت کنم.» سنجاب کوچولو، کمی خجالتی بود، برای همین آرام گفت: «چوب، چوب گردو عمو.» الاغ نجار با لبخند گفت: «فهمیدم، می‌خواهی با چوب گردو کاردستی درست کنی؟ درست است؟» سنجاب کوچولو لبخندی زد و سرش را تکان داد. آقا الاغه هم رفت داخل انبار و با یک تکه‌چوب محکم گردو برگشت. آن را داد به سنجاب قهوه‌ای و گفت: «بیا دخترم، برای خودت. پول هم نمی‌خواهد بدهی. برو، ولی قول بده کاردستی‌ات که تمام شد بیاوری تا آن را ببینم.» سنجاب فسقلی تشکر کرد، به خانه برگشت و شروع کرد به تراشیدن چوب. او می‌خواست یک عقاب بزرگ بسازد؛ اما هرچه تلاش کرد نتوانست آن را درست بتراشد. دیگر خسته شده بود و اصلاً نتوانسته بود چیزی قشنگی درست کند. نه بابا در خانه بود و نه مامان. فقط پنج تا خواهر کوچک‌تر سنجاب کوچولو بودند که کنار او بازی می‌کردند. او با ناراحتی تکه‌چوب را به طرفی پرتاب کرد. خواست از در بیرون برود که ناگهان صدای دنگی به گوشش رسید. برگشت و دید چوب به گلدان قدیمی خورده و می‌خواهد از بالای میز به زمین بیفتد. @danaban_net http://www.danaban.net
📎 ادامه «هدیه سنجابی 🎁 آن را مامان‌بزرگِ مامان سنجاب، به مامان هدیه داده بود. وای خدایا اگر می‌شکست چی؟ گلدان چرخ خورد و چرخ خورد و چرخ خورد و از بالای میز پرت شد به زمین. کنار میز، خواهر کوچک‌تر سنجاب کوچولو نشسته بود و بی‌خبر از بالای سرش با عروسک سنجابی‌اش بازی می‌کرد. سنجاب کوچولو خیلی ترسیده بود. زود دوید تا گلدان را بگیرد که دیر رسید و ترق! گلدان درست کنار خواهرش زمین خورد و شکست. از صدای شکستن گلدان، خواهر سنجاب کوچولو ترسید و زد زیر گریه. همین موقع بود که مامان‌سنجاب و باباسنجاب رسیدند. وقتی از ماجرا باخبر شدند، خیلی ناراحت شدند. بابا به سنجاب کوچولو گفت: «عزیزم اگر صبر می‌کردی، با کمک هم کاردستی‌ات را درست می‌کردیم. بهتر نیست وقتی من و مامان در خانه نیستیم، بیشتر مراقب خواهرهایت باشی؟ آن‌ها به مواظبت تو نیاز دارند. حالا برای چه می‌خواهی عقاب درست کنی؟» سنجاب کوچولو گفت: «باباجان، تولد نازپری است. می‌خواستم آن را به او هدیه بدهم.» مامان خیلی زود گفت: «عزیزم، چه‌کار خوبی! هدیه دادن به دیگران خیلی خوب است؛ چون وقتی ما به کسی هدیه می‌دهیم، دوستی و علاقه بین ما و او بیشتر می‌شود. هر وقت هم او، به هدیه‌ی ما نگاه می‌کند، یاد ما می‌افتد. درست مثل همین گلدان که من را به یاد مادربزرگم می‌انداخت. حیف شد.» سنجاب کوچولو با خجالت گفت: «مامان جان ببخشید. باباجان معذرت می‌خواهم. شما درست می‌گویید. قول می‌دهم دیگر به خاطر اینکه کاری را بلد نیستم، عصبانی نشوم.» فردا بعدازظهر وقتی مامان‌سنجاب از خرید برگشت، خریدها را داخل آشپزخانه گذاشت. خیلی خسته شده بود. خواست کمی استراحت کند که یک‌دفعه دید گلدان شکسته با چسب به هم چسبیده و سر جای خودش است. خیلی خوشحال شد. بیشتر که دقت کرد. دید یک قندان چوبی کوچک هم کنار آن است. همین موقع سنجاب کوچولو و بابا سنجاب از اتاق‌خواب بیرون آمدند. بابا سنجاب با لبخند گفت: «مامان جان، دخترمان با کمک من این قندان را از چوب گردو درست کرده تا به شما هدیه دهد. یک عقاب زیبا هم برای نازپری ساختیم که فردا سنجاب کوچولو به او می‌دهد. درست است روز تولد دوستش گذشته؛ ولی هدیه به یک دوست، هر وقت هم باشد خیلی خوب است.» بچه‌ها! سنجاب کوچولو قبل از اینکه هدیه‌اش را به نازپری بدهد، به قولش عمل کرد. عقاب چوبی را برد و به آقا الاغ نجار نشان داد و او هم خیلی خوشحال شد. @danaban_net http://www.danaban.net