eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.9هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🍃🌹🌹🍃🍃🍃🍃🍃 🍀🍀 پانزده دلیل برای شکست کسب و کارها با وجود شور و هیجان در شروع یک کسب و کار، چرا کسب و کارها شکست می خورند؟ در ادامه به تعدادی از اشتباهات اساسی کارآفرینان و صاحبان کسب و کارها اشاره شده است. یک : طرح ایده ای که مصرف کنندگان نهایی رغبتی برای خرید آن ندارند تا با آن مشکلاتشان را حل کنند. دو : ضعف در تعریف دقیق مشتریان و بازار سه : این تفکر که شما به تنهایی قادرید همه کارها را به تنهایی انجام دهید.(بدون نیاز به تشکیل تیم) چهار : عدم اعتماد اعضای تیم به یکدیگر پنج : اعتماد به نفس کاذب و خودمحوری شش : عدم تمرکز(سعی در همه کاره بودن و برآوردن نیازهای همه) هفت : نزدیک بینی بازاریابی(ضعف در تعیین چشم انداز بازار و پیش بینی تغییرات) هشت : اشتباه گرفتن سرگرمی با کسب وکار نه : قیمت گذاری اشتباه ده : عدم شناخت کافی رقبا یازده : محدودیت در منابع مالی و نقدینگی دوازده : تمرکز بر بازاری کوچک که نتواند بقای شما را تضمین کند سیزده : شروع کسب و کار با انگیزه های نادرست چهارده : مشکلات شراکت نامناسب پانزده : نداشتن دانش و تجربه در ایجاد و اداره کسب و کار @daneshanushe✍️
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️کلیپ | دو چیز رو در زندگیتون فراموش کنید!! 🎤حجت الاسلام والمسلمین رفیعی
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت12 . قضیه اون روز صبح رو تعریف کردم برای مامان و مامان هم که انگا
📜 🩷 .🦄🦄🦄 مامان گفت: _آقا کمال چی میگه ؟ _چی داره بگه؟ اونم میگه باید زودتر میگفتی الان وقتش نیست البته ناگفته نمونه همون بهتر که زودتر نگفت وگرنه آقا بزرگ سریع کار رو جوش میداد _حالا کوتاه اومده یا نه ؟ _نه والا انگار از جانب دختره خیلی مطمینه که اینجوری سفت ایستاده موندم به خدا  _حالا ایشالله زود عقد میکنه از سر مصیب هم می افته بگردید براش دختر بهتر پیدا کنید یادش میره _هر کی رو میگم یه عیب روش میذاره اونشب زن عمو هرچی اصرا کرد مامان نموند و گفت : باید بریم خونه ! انگار اون حس کنجکاوی تموم شده بود و میخواست برگرده نقطه امن خودش تا همه چی رو برای خودش تجزیه و تحلیل کنه من هم همراه مامان برگشتم ولی مریم موند خونشون اونشب مامان سر شام قضیه مصیب رو تعریف کرد و بابا گفت : مقصر مصیبه باید زودتر میگفت حالا دیگه دختره نشون کرده اس نمیشه کاری کرد مامان همونطور که ظرفها رو توی سفره می‌چید گفت: به قول اعظم خانم همون بهتر که زودتر نگفته حیف مصیب بیفته زیر دست غلام ،دختر خوب برا مصیب فراوونه ایناعقد کنن از سرش بیافته دختر آبجیم رو پیشنهاد میدم بابا لیوان آبش رو سر کشید و گفت: بهتره ما دخالت نکنیم خودش مادر داره بهتر میدونه چیکار کنه _وا بدشون رو که نمیخوام‌ مرجان هم مثل دسته گل میمونه مطمئنم مصیب ازش خوشش میاد مرجان دختر خاله من بود خدایی نسبت به زهره اصلا قشنگ نبود و اخلاقای بچه گانه ای هم داشت و حالا مامان داشت خواهر زاده اش رو لقمه میگرفت برای مصیب پیش خودم گفتم: همون بهتر که مصیب بیفته زیر دست آقا غلام تا بشه داماد خاله نزدیک عید بود و خبرها می‌رسید که قراره عید نوروز زهره رو عقد کنن برای پسر عموش دیگه خیلی کم میرفتم خونه عمو جو خونشون سنگین بود و نشون میداد که مدام دعوا و مرافعه دارن ..نه عمو زورش به مصیب می‌رسید نه مصیب زورش به عمو اینها ...هرچی که بود یا جریان خواستگاری رو نگفتن به عمه یا اگه هم گفته بودن جواب رد شنیده بودن بالاخره دخترشون نشون شده پسر عموش بود روز هفتم فروردین سال ۵۷ زهره رو عقد کردن برای پسر عموش ..عقد کنون رو توی خونه باغ گرفتن ،چیزی که توی اون مراسم زیاد به چشم می اومد نبودن مصیب بود زهره با اینکه به عقد پسر عموش در اومده بود ولی هنوز هم ناراحتی رو میشد از چشمهاش فهمید.
🌸✨ شک نکنید ✍🏻 به همسرتان شک نکنید و بدون وجود شواهد کافی او را گناهکار ندانید •● زود قضاوت کردن و عجولانه نتیجه گیری کردن می تواند در روابط یک زوج مشکل و آشفتگی ایجاد کند. ❤️
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃 7 جمله دردسر ساز در دعواهای زناشویی ⚠️برای آنکه یک بحث لفظی بین زوجین، تبدیل یک مبارزه بوکس نشود، برخی جملات و رفتارها را هرگز نباید به کار برد. ❶ تو شغلت را به خانواده ترجیح می‌دهی! ❷ در خانه هیج کاری نمی‌کنی! ❸ مادرت غیرقابل تحمله! ❹ تو به من گوش نمی‌کنی! ❺ دیگر نمی‌توانم به تو اعتماد کنم! ❻ تو یک احمق هستی! 7️⃣در پیغام متنی: "تو هیچ وقت هیچی نمی‌فهمی!" ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・
*جملاتی برای كاهش خشم و عصبانيت* ١- من نيازی ندارم در اين موقعيت خودم را اثبات كنم. من می توانم آرام باشم. ٢- تا زمانی كه آرام باشم روی خودم كنترل دارم. ٣- نيازی نيست به خودم شك داشته باشم. آن چه ديگران در مورد من می گويند اهميتی ندارد. ٤- خشم من يك نشانه است. الان وقت آرام كردن خودم است. ٥- مجبور نيستم همواره و در هر شرايطی رقابت كنم. ٦- احساس ناامنی گذرا خواهد بود. ٧- غير ممكن است ديگران و شرايط را بتوانم كنترل كنم. ٨- تنها چيزب كه می توانم كنترل كنم خودم و احساسم است. ٩- اشكالی ندارد برخی مواقع احساس ناامنی و بی پناهی داشته باشم. ١٠- نيازی نيست تحت كنترل ديگران و شرايط باشم. ١١- اگر ديگران انتقاد می كنند من می توانم آن را بشنوم. ١٢- نيازی نيست كامل باشم. ١٣- نيازی نيست به خشم و نگرانی ديگران پاسخ دهم. ١٤- خوب است از جنگ دور شوم. ١٥- دوست داشته شدن توسط ديگران حس خوبی است، ولی بدون آن هم من خوب و دوست داشتنی هستم. ١٦- اشكالی ندارد كه اشتباه كنم. ١٧- ديگران به روش خود عمل مي كنند و ممكن است برخی مواقع خلاف خواسته من عمل كنند. @daneshanushe✍️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت13 .🦄🦄🦄 مامان گفت: _آقا کمال چی میگه ؟ _چی داره بگه؟ اونم میگه با
📜 🩷 .🌺🌺🌺 هرچی بود تموم شد و زهره و رضا عقد کردن و پای اون بشر به خونواده ما باز شد ..چند وقتی بعد از عقد کنون زهره یه روز که خونه عمو بودیم مامان رو به زن عمو گفت : خب خداروشکر خطر دختر شمسی از سرتون گذشت زن عمو همونطور که داشت میوه میچید توی بشقابها گفت : وای نمیدونی چه باری از رو دوشم برداشته شده  ! _مصیب چی اروم گرفته ؟ _هنوز قهره ولی خب یادش میره _اونکه بله!! ولی زودتر دستش بند کنید راحت‌تر یادش میره _تو فکرشم چند تایی دختر زیر سر دارم‌شما هم کسی سراغ داشتی بگو _والا منکه نه نمیشناسم جز فک و فامیل کسی رو، تنها دختر دم بخت فامیلمون مرجانه بعد انگار خودش هیچوقت به این موضوع فکر نکرده بود خندید و گفت : ااا چرا من به فکر مرجان نبودم خدایی به هم میان نه اعظم خانم ؟! زن عمو که باب میلش نبود جواب نه به دل کنکی داد و گفت : هرچی خیر و قسمته پیش بیاد مامان از اونروز با زن عمو سرسنگین شد مدام میگفت : انگار رفتم به زور میگم بیاید دخترمون رو بگیرید خب خودت گفتی  پیشنهاد بده خلاصه که به مامان زیادی فشار اومده بود که زن عمو دختر خواهرش رو پسند نکرده بود... مدارس اونسال که تموم شد باز ما سه تا دختر برنامه ریختیم بریم خونه باغ ...وسایلمون رو پیچیدیم و قرار شد با عمو کمال راهی بشیم ولی لحظه آخر عمو کاری براش پیش اومد و نمیتونست ما رو ببره عمو‌کمال میگفت : کارم دو سه روز طول میکشه بعد میبرمتون اینقدر غر زده بودیم که دست اخر مامان گفت : میرید اول و آخرش دیگه اینهمه غر زدن نداره و همون روز زری زنگ زد و گفت : شوهر زهره میتونه ما رو ببره خودش و زهره هم میخوان بیان خونه باغ ماهم باهاشون بریم مامان که از دست غر زدن‌های من خسته شده بود رضایت داد و زن عمو هم همینطور، اینجوری شد که اونسال با رضا و زهره همراه شدیم برای رفتن به خونه باغ شوهر زهره از لحظه سوار شدن گفت: از همین حالا بگم تا برسیم همه چی آزاده هرکاری دوست داشتید بکنید دست و سوت و جیغ و همه چی آزاد ماها خوشحال شدیم و زهره بهش توپید : اینا رو دیگه نمیشه اروم کرد _ولشون کن بذار خوش باشن ... زهره و شوهرش دو سه روزی خونه باغ موندن و شوهر زهره  توی کارها به آقا بزرگ کمک میکرد و خودش رو حسابی جا کرده بود پیش آقا بزرگ و خانم بزرگ
♥️❄️💫 💠؟ روح خودمان را با عبادت و ذکر پروردگار تغذیه کنیم زندگیمان سرشار از نشاط، شادی و انرژی می شود و با حداقل نعمت ها و مواهب نیز شیرین خواهد شد ما آدم ها به خود خداوند است، نه اینکه نیاز اصلی ما به نعماتی باشد که می خواهیم از او بگیریم ما نیاز به خود او داریم و باید مستقیما از خود او انرژی و حیات بگیریم؛ وگرنه باطری روحمان ضعیف می شود و کم کم می میریم؛ یعنی دل مرده می شویم. 🌿راه اینکه مستقیما از انرژی بگیریم عبادت است. عبادت، وصل شدن روح به منبع قدرت حیات است. عبادت ما درست نباشد، هر چقدر هم که در مان لذت وجود داشته باشد باز هم سرخورده و دمغ زندگی خواهیم کرد، چون خودمان آنچنان که باید سرحال و متعادل نیستیم، هیچ لذتی آنچنان که باید نمی تواند ما را سیراب و سرزنده کند.
حتی پول خرید یه روسری و نداشتم❗️ از نداری و بی پولی خسته بودم که با تکنیک سوره حمد آشنا شدم..💎 این ماشین و خونه و درآمدی هم که میبینی همش با این تکنیک سوره حمد به دست آوردم🔥الان ثروتمند ترین دختری هستم که تو سن کم درآمد بالا دارم💪 https://eitaa.com/joinchat/2714042636Cd49e671628 تا کی میخای دستتو جلو دیگران دراز کنی؟😭 از حسرت خوردن خسته نشدی؟💔
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
💔 مدتی بود همسرم سرکار نمی‌رفت و خیلی باهام سرد شده بود واقعا دنیا برام جهنم شده بود 😔 شروع کردم انجام تکنیک سوره حمد 📿 https://eitaa.com/joinchat/2714042636Cd49e671628 خـــدارو شاهد میگیرم که فقط 7 روز نگذشت که معجزه رو با چشمای خودم دیدم 😭