🔹اول عاشق شویم، بعد ازدواج کنیم؟!
🌷ازدواج آنقدر مهم است که شاید لازم نباشد درباره اهمیت آن صحبت شود اما آمار فزاینده طلاق، این مبحث را از اهمیت به یک نگرانی تبدیل می کند. همه افرادی که به نحوی مجرد هستند و می خواهند ازدواج کنند و اطرافیان آنها، به نوعی نگران موضوع ازدواج هستند. نگران اند که مبادا کار به جدایی برسد یا دچار شکست در زندگی مشترک شوند، بنابراین می خواهند با یک انتخاب خوب از این پدیده منفی پیشگیری کنند. اما انتخاب خوب چه نوع انتخابی است؟
🌷منظور از انتخاب خوب، انتخابی است که درست و سالم باشد و وقتی پای چنین کلماتی به میان می آید، یعنی معیار یا معیارهای سلامت و درستی باید مدنظر باشند. امروزه بسیاری از جوان های اصطلاحا «دم بخت» از معیارهای ازدواج دم می زنند. وقتی از معیار صحبت می کنیم، قطعا می دانیم معیارها را اهداف تعیین می کنند.
🌷اهداف و معیارهای درست ازدواج در تمامی فرهنگ ها و جوامع امروز، تقریبا ترکیبی از تولید مثل و رسیدن به آرامش و کمال است؛ یعنی اگر هدف دیگری مدنظر باشد آن هدف نمی تواند درست باشد و طبعا ازدواج با هدف نادرست نمی تواند نتایج خوبی داشته باشد. برای رسیدن به ازدواج درست که اکثر انسان های امروزی به آن آگاه هستند (اما بعضی اوقات آن را نادیده می انگارند)، 2 دغدغه عمده مطرح است؛ جایگاه «عشق» و «شناخت» در #انتخاب_همسر.
🌺عشق، شناخت، ازدواج
توصیه می شود قبل از ازدواج شخصیت خودتان را به خوبی بشناسید و به تکمیل آن و رسیدن به شخصیت مستقل و باکفایت اقدام کنید. با شناخت نقایص شخصیتی و برخی تمرین ها و درمان ها دستیابی به شخصیت متعادل، امکانپذیر است. در انتخاب همسر نیز باید در جستجوی همین شاخص های شخصیتی بود.
🌺 #آقایان_بدانند
🍃 گوش زنان همان کار چشم مردان را انجام میدهد. حساسیت زن به شنیدن تعریفهای بینظیر چنان قوی است که حتی بعضی از زنها هنگام شنیدن نغمههای عاشقانهی محبوبشان، چشمان خود را میبندند. برای نمونه؛
👈 تو محبوبترینی
👈 خانومم تو بهترینی
👈 مـمنون که کـنارمی
👈 من بهت افتخار میکنم
👈 از صـمیم قلبـم عـاشقتم
👈 خــانومم تو خوشگلترینی
👈 مـمنون بابت فهم و درکت و ...
✅ با این تعریفها میتوانید راحت همسرتان را شیفته خود کنی
رابطه زناشویی👩❤️👨
رهاکردن ذهن ازنگرانیهاست
"توکل" بزرگترین راه آرامش یافتنست
یادت باشد، قدرتی بالاتر ازتوهست
که حواسش به همه چیزهست
پس آسوده بخواب ڪه خدابیدارست
🌙⭐️شبتون بخیر
✾࿐༅🍃❤️🍃༅࿐
تقویم نجومی اسلامی
✴️ سه شنبه 👈 23 بهمن / دلو 1403
👈12 شعبان 1446👈11 فوریه 2025
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️امروز سه شنبه برای امور زیر مناسب است.
✅خواستگاری عقد و ازدواج و عروسی.
✅مشارکت و امور مشارکتی.
✅مسافرت
✅افتتاح دکان و محل کسب و کار.
✅خرید جهاز و مایحتاج زندگی.
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅بردن جهیزیه عروس.
✅جابجایی و نقل و انتقال.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅و دیدار مسولین خوب است.
✅ برای پیوستن به کانال تقویم نجومی اسلامی و دریافت تقویم هر روز کافی است کلمه "تقویم همسران" را در تلگرام و ایتا جستجو کنید.
🚖سفر : مسافرت خوب است.
👶مناسب زایمان و نوزاد متدین و عمری طولانی دارد.
🤕 بیمار امروز زود خوب شود.
🔭 احکام نجوم.
🌓 امروز قمر در برج اسد است و برای امور زیر خوب است:
✳️خرید احشام و چارپایان.
✳️کندن چاه و آبراه و کانال.
✳️آغاز درمان و معالجات.
✳️و عهد و پیمان گرفتن از رقیب نیک است.
🔵نوشتن حرز و سایر ادعیه و حکاکی ها و نماز و بستن آن برای اولین بار مناسب است.
👨👩👧👦مباشرت امشب شب چهارشنبه: مباشرت مکروه است.
💇💇♂ اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ،باعث هیبت و شکوه می شود.
💉💉حجامت خون دادن فصد.
🔴 #خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری ،باعث سلامتی می شود.
✂️ ناخن گرفتن.
سه شنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و در روایتی گوید باید بر هلاکت خود بترسد.
👕👚 دوخت و دوز.
سه شنبه برای بریدن،و دوختن #لباس_نو روز مناسبی نیست و شخص، از آن لباس خیری نخواهد دید( به روایتی آن لباس یا در آتش میسوزد یا سرقت شود و یا شخص، در آن لباس مرگش فرا رسد)(خرید لباس اشکال ندارد)(کسانی که شغلشان خیاطی است میتوانند در روزهای خوب بُرش بزنند و در روزهای دیگر آن را تکمیل کنند)
✅ وقت #استخاره در روز سه شنبه: از ساعت ۱۰ صبح تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶ عصر تاعشای آخر( وقت خوابیدن)
😴😴 تعبیر خواب.
تعبیر خوابی که امشب شبِ چهار شنبه دیده شود طبق آیه ی 13 سوره مبارکه "رعد" است.
یسبح الرعد بحمده و الملائکه من خیفته...
و از معنای آن استفاده می شود که چیزی باعث ملال خاطر خواب بیننده گردد پدیدار شود. صدقه بدهد تا رفع شود و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
کتاب تقویم همسران صفحه 115
❇️️ ذکر روز سه شنبه: یا ارحم الراحمین ۱۰۰ مرتبه.
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۹۰۳ مرتبه #یاقابض که موجب رسیدن به آرزوها میگردد.
💠 ️روز سه شنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_سجاد_علیه_السلام و #امام_باقر_علیه_السلام و #امام_صادق_علیه_السلام سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸 زندگیتون مهدوی 🌸
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲إلهی در بیست و سومین روز بعمن ماه
🌱🌸 روز سه شنبه تون بخیر
روزتون ختم به زیباترین خیرها
امیدوارم امروز حاجت دل پاک و
مهربانتون با زیباترین حکمتهای خدا یکی گردد
آرامش نصیب حالتون 🌸🌱
🍃 بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ 🍃
🤲 الهی به امید تو
🗓 امروز سه شنبه
23 بهمن 1403
12 شعبان 1446
11 فوریه 2025
📿 ذکر روز
یا حی و یا قیوم
🌸🍃﷽🍃🌸
#زناشویی
گفتن کلمه ی خانومم برابر با 30 قرص آرامبخش برای خانم هاست...🥰
لذا از این قرص آرامبخش استفاده ی لازم رو ببرید...
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت33 . عمه خواست بره ولی خانم بزرگ جلوش رو گرفت و گفت : نرو بذار دا
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت34
.
آقا غلام غروب که شد داد زد :
من دارم میرم شمسی امشب اومدی خونه که اومدی نیومدی خونه بابات بمون یالا پسرا بریم
اونها که رفتن عمو وبابا و آقا بزرگ و پسرهای عمو اومدن داخل زن عمو گفت :
خبری ازشون نشده نه ؟
عمو کمال گفت :
نه هرجایی فکر میکردم بره رفتم از هرکسی میتونستم سراغ گرفتم ولی نبود سپردم خبرم بدن آخ مصیب آخ چه کردی پسر ؟؟؟
عمه شمسی چادرش رو مرتب کرد و گفت :
من دارم میرم
بابا جلوش رو گرفت و گفت :
کجا ؟
_میرک خونه نشنیدی غلام چی گفت بعد از عمری ذلت و خواری الان بعد پیری نمیتونم بی خانمان بشم
_ولی بری هم ...
_میدونم... ولی باید برم غلام عصبانیه حق هم داره کم کاری نکرده دختره
_خیلی خب باشه میری زری رو نبر بذار پیش شهین بمونه منم باهات میام
خانم بزرگ ادامه داد :
اره مادر بذار جمال باهات بیاد
_آخه شماها تنها میمونید
عمو کمال گفت؛:
ما اینجایم جمال باهاش برو
بابا با عمه شمسی رفت عمو کمال هم پسرهاش رو فرستاد خونه که هم اگه خبری شد بهمون بگن هم اینکه پیش مریم و معصومه باشن.... اونشب من و زری بعد از شام که مامان اماده کرد رفتیم تا بخوابیم ولی هیچکدوم خوابمون نبرد... از بابا اونشب خبری نشد انکار اوضاع اونقدری بد بود که نتونسته بود عمه رو تنها بذاره...ساعت ۱یا ۲ بعد از نصفه شب بود که تلفن خونه زنگزد همه بیدار بودن و منتظر عمو گوشی رو برداشت و گفت:
الو...بگو محمود چی شده ؟
عمو داشت با پسرش پشت خط تلفن حرف میزد و فقط گاهی میگفت خب ...حرفش که تموم شد از جا بلند شد و گفت:
پیداشون کردم میرم دنبال جمال و باهم میریم سراغشون
زن عمو گفت :
کجان ؟
_رفتن طرفای مشهد همراه یکی از دوستای مصیب رفتن اون خبر داده به یکی از دوستای دیگه اش
_فقط برگردونش کمال
_باشه اروم بگیر فعلا من رفتم.
🌿🌺﷽🌿🌺
خداوند بینهایت دست دارد؛
💌بزرگترین نعمتی که هر انسانی در هر مرتبه و شرایطی در زندگی دارد خداوندی است که بی همتا و یکتاست و اوست منبع بی کران محبت ، ثروت و عشق، اوست که در مشکلات رهایمان نمیکند و دستهای پرمهرش را به سمت ما دراز میکند و بی توقع عشق می ورزد، خداوند هزاران دست پر مهر دارد که به شکلهای مختلف در زندگی مان وارد میشود،
🔹به شکل انسانها
🔹به شکل موقعیت ها
🔹به شکل یک کلام آرامش بخش
🔹به شکل پول و ثروت
🔹به شکل سلامتی
🔹به شکل ایده های ثروت آفرین
و حتی
گاهی با رنج ها و سختی هایی که باعث میشود ما بزرگ شویم و رشد کنیم.
و روح ما احساسش میکند اما ذهن ناشکر و ناسپاس است، لحظه ای از خود نمی پرسد که آن کسی که در بدترین شرایط با حرفهایش دلگرممان کرد، آن پزشکی که بیماریمان را درمان کرد، آن مقدار پولی که توسط شخصی وارد حسابمان شد همه و همه را چه کسی فرستاد؟ و ما باید دوباره به یاد بیاوریم تنها اوست که بودنش به ما امید زندگی میبخشد که اگر ثانیه ای از ما روی برگرداند ما هیچ میشویم ، پس قدردان باشیم بابت نعمت زندگی، بابت تمام داشته هایی که روزی آرزو بودند و امروز فراموش کردیم چه کسی آنها را برآورده کرد، وجودش برای تمام عمرمان کافیست.
خدایا شکرت که هستی 💚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت34 . آقا غلام غروب که شد داد زد : من دارم میرم شمسی امشب اومدی خو
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت35
.
عمو و بابا رفتن و تا دو روز از هیچکس خبری نبود نه از عمو نه از خونه عمه ...عمه هم اومده بود خونه ما و اونجا موندگار شده بود آفا غلام هم رفته بود دنبال بابا و عمو، همه چشمها به تلفن و در بود تا کسی وارد بشه... روز سوم بود که در حیاط باز شد و بابا و عمو کمال همراه با مصیب و رضا و زهره اومدن داخل آقا غلام هم پشت سر بقیه بود
عمه جلو دهنش رو گرفت وگفت :
رضا ؟!
همه رفتیم بیرون سر و صورت مصیب و زهره زخمی بود معلوم بود کتک خوردن ،رضا کناری ایستاده بود عمو رو به پسرش گفت:
خوبت شد ؟همین رومیخواستی جلو دوست و دشمن خوار و ذلیلم کنی ؟!
مصیب اروم ولی محکم گفت :
کاری نکردم
_کاری نکردی؟ دیگه میخواستی چیکار کنی ؟
_دوستش دارم بارها گفتم ولی کسی به حرفم گوش نکرد
زهره گوشه ای گریه میکرد آقا بزرگ از در هال بیرون زد و گفت :
تموم کنید! فکر راه چاره باشید
آقا غلام روش رو از زهره برگردوند و گفت :
راه چاره؟؟؟ باید عقدش کنه من دیگه دختری ندارم خود دانید !
بعد رو به رضا گفت :
بریم !
رضا اما جلوش رو گرفت و گفت:
وایسا عمو! آتیش این بازی رو من تند کردم درسته دیر و زود این اتفاق می افتاد ولی منم یه پای این قضیه ام به خوبی بذار بشینه پای سفره عقد بعد هر کاری خواستی بکن
همه هاج و واج رضا رو نگاه میکردن ازش توقع این رفتار نمیرفت هیچکس حرفی نمیزد رضا ادامه داد :
زهره اول دختر عموم بوده الانم هست !
آقا غلام دست رو شونه ی رضا گذاشت و گفت :
ابروی رفته رو نمیشه به جوی برگردوند پسر !
_میشه حفظ ظاهر کرد نه ؟!
در خونه که زده شد رضا ساکت شد زن عمو بود و خانواده زن مصیب.. انگار خبردار شده بودن و همه با هم اومده بودن باز دعوا شد پدر و برادرهای زن مصیب حمله کردن به مصیب اونم فقط ایستاد و خورد پدرش باز گفت :
زود طلاقش میدی فهمیدی ؟
و مصیب بار محکم گفت :
چشم
اونها که رفتن آقا غلام گفت :
همین امروز عقدشون میکنید وگرنه خونش پای خودشه امروز دختر من عقد این پسر نشه هر چی دیدیو از چشم خودتون دیدید
زن عمو گفت :
چه خبره ؟چه عقدی؟ چه حرفی؟
_حرفا زده شده شما دیر رسیدی بریم رضا !.
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرگز ...
با خانواده همسرتان
زندگی نکنید ...!
/دکتر محمود انوشه /