بگذار" عادت "ها خودشان از سرت بیفتند
تو آن ها را کنار نگذار
بگذار "فعالیت" خود به خود محو شود
تو به زور آن را محو نکن زیرا همان تلاش تو برای محو اجباری آن ، خودش فعالیتی است به شکل دیگر
مراقب باش
حواست را جمع کن
گوش به زنگ باش
تا شاهد پدیده ی معجزه آسايی باشی
وقتی چیزی به میل و رضای خودش رفت
از خود هیچ ردپایی به جا نخواهد گذاشت .
اگر به زور آن را کنار بگذاری ، ردپای آن باقی می ماند مثل یک زخم
اگر بتوانی سیگار کشیدن خود را زیر نظر بگيری ،
ناگهان روزی سیگار از دستت
می افتد
زیرا بطالت و پوچی آن به تمامی بر تو آشکار می شود
وقتی این را تشخیص دادی خود به خود سیگار از لابه لای انگشتانت سقوط می کند
تو نمی توانی آن را دور بیاندازی چون دور انداختن خود یک عکس العمل و فعالیت است
این است که می گویم خودش می افتد
مانند برگی مرده از درخت
زانک نفس آشفتهتر گردد از آن
که کنی بندش به سوگند گران
مولانا
@daneshanushe✍️a
°• همسرانه❤️
گاهی به همسرتان سفارش کنید؛ هوای مادرش را داشته و بیشتر از قبل جویای حالش باشد.
این کار هم همسرتان را به شما دلگرم میکند هم محبت و احترام مادرش را به شما بیشتر میکند
◽️از خانواده خود بخواهید دست از حمایت شوهر بی مسئولیتتان بردارند.
▫️با حمایت های مادی از سوی خانواده ها شوهر بی مسئولیت شما به این اوضاع عادت کرده و روز به روز بی مسئولیت تر خواهد شد زیرا نیازی در خود برای تلاش برای زندگی و تامین مخارج نخواهد دید و از این رو حمایت های والدانه به بی مسئولیتی او دامن خواهد زد و اوضاع را بدتر خواهد کرد.
▫️از این رو بهتر است از خانواده ها بخواهید تا از این گونه کمک های مادی دست برداشته و این مسئولیت را به عهده شوهر تان بگذارید در این صورت او با مشکلات روبرو شده و برای انجام وظایفی که به عهده دارد تلاش خواهد کرد.
•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
یکی از بزرگترین مشکل زوجها در روابط شان، نداشتن مهارت لازم در گفتگوی موثر با یکدیگر است.
هنگام ناراحتی به یکدیگر اجازه گفتگوی سالم و منطقی نمیدهند و اغلب با داد و فریاد و زورگویی یا لجبازی سعی در محکومکردن و خاموشکردنِ طرف مقابل دارند.
باید بدانید که بیاهمیتی به این موضوع باعث میشود زندگیتان در جهت مخالف از یکدیگر شروع به رشد و شکلگیری کند.
♥️🍃
زندگی بیهدف درست مثل قطاری است که بدون تعیین مقصد درحرکت باشد. این قطار یا به ناکجاآباد میرسد یا واژگون می شود.
اگر هدف نهاییتان مشخص نکرده باشید به مقصدی که آرزویش را در سردارید نخواهید رسید! هر فرد موفقی برای خود اهداف مشخص و معینی دارد که بهصورت پیوسته و هدفمند به سمت آنها پیش میرود.
همسرانه
❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت37 سفره عقد مختصری پهن کردن و مصیب و زهره هم نشستن پای سفره عقد رض
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت38
بچه اول زهره و مصیب پسر شد
مریم سخت درس میخوندن دوست داشت معلم بشه و درسش هم عالی بود
زری اون سال کنکور داد و قبول شد میخواست بره دانشگاه
دوسال از همه چی گذشته بود خانم بزرگ هم فوت کرده بود
چند سال گذشته بود که زری ازدواج کرد و مریم هم به زور عمو با یکی ازدواج کرد
مریم خیلی تلاش کرد که مانع ازدواج کردن بشه ولی نتونست
یه روز که داشتم از دانشگاه برمیگشتم رضا رو بعد چند سال دیدمکه ازم خواست تا باهام حرف بزنه
ولی من تمایلی نداشتم و چند بار که اصرارش رودیدم مجبور شدم قبول کنم
"زندگی،
مثلِ نخ کردن سوزن است.
گاهی بلد نیستی چیزی را بدوزی،
اما چشم هایت آن قدر
خوب کار می کند که همان بار اول سوزن را نخ میکنی.
اما هرچقدر پخته تر می شوی،
هرچقدر با تجربه تر میشوی،
هرچقدر بیشتر یاد می گیری
که چگونه بدوزی،
چگونه پینه بزنی،
چگونه زندگی کنی؛
تازه آن وقت چشمانت دیگر سو ندارد!...
زندگی همیشه یک چیزی اش کم است...
مشکل اینجاست،
وقتی که هم بلدی بدوزی
هم چشم هایت سو دارند؛
تازه آن موقع می فهمی،
نه نخ داری،
نه سوزن."
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت38 بچه اول زهره و مصیب پسر شد مریم سخت درس میخوندن دوست داشت معلم
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت39
یه روز بعد کلاسم آمد و باهام حرف زد که میخواد با من ازدواج کنه و در این مورد هم میخواد با خانواده ام حرف بزنه
اما تو کلامش چیزی رو حس کردم که اصلا خوشم نیومد و کلا بهش گفتم نه
و از اونجا آمدم بیرون
تا یه مدت بعدش هم که خانواده اش آمد جلو بازم جواب خودم و خانواده ام نه بود
و بعد هم رضا بازم آمد جلوم رو گرفت که برای انتقام از گذشته هر کاری میکنه
زیاد به حرفش بها ندادم
ولی نمیدونستم چند سال بعد چه بلاهایی سر عزیزترین کسام میاره
دانشگاه که تمام شد رفتم سرکار
زری ازدواج کرده بود و شوهرش مرد آروم و خوبی بود
مریم هم اونموقع صاحب دوتا پسر شده بود
تو محیط کارم با مردی آشنا شدم که خیلی آدم خوبی بود و تنها مشکلش اختلاف سنی زیادمون بود ولی برای من زیاد مهم نبود چون اون مردی بود که بهش علاقه داشتم
لطفا" با ارزش باشید....
باخودتان جوری برخورد نکنید که انگار مانده اید روی دست خودتان،
مانند جنس های باد کرده مغازه ها،
آنگاه حتما" با اکراه قیمت ارزانی،
رویتان می گذارند......
وبا منت شما را قبول می کنند،
لطفا" با ارزش باشید
وقدر آنچه که هستید را بدانید....
@daneshanushe✍️