سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت61 مشتی حواله بازوش که دورم بود کردم و گفتم : فقط به خاطر جارو ؟
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت62
نه بابا چه مزاحمتی بنویس آدرس رو !
آدرس رو گفتم و زری گفت :
همین یکی دو روزه میفرستمشون
_باشه بهش بگو رسید شیراز خبر کنه برم سراغش !
_باشه شهین ببین رودرواسی که نداریم اگه می بینی برات مشکل میشه
_برو بابا چه مشکلی منتظرم !
گوشی رو که گذاشتم همونجا نشستم سیاوش از در هال اومد داخل و من رو که دید گفت :
شهین چیزی شده خبر بدی بوده ؟!
_هان !
_چته میگم چیزی شده ؟
_اره ...
بعد قضیه رو براش تعریف کردم گوش داد وگفت :
مردک دیوانه هیچوقت ازش خوشم نمی اومد آخه زدن !!!
_زدن نبوده اینجور که زری میگه کشتن بوده ...آدم به خاطر کتک کاری بیمارستان بستری میشه ؟!
_اگه اینجا ردشون رو بزنه چی؟
_تا بیاد اینجا رو بفهمه مدتی گذشته و به زمان دادگاهش نزدیک شده اینجوری که زری میگفت چون نامه پزشک قانونی داشته روند کار سریعتره !!! سیاوش تو که مشکلی نداری ؟!من همینطوری قول دادم ...
_شهین اینجا خونه تواه خودتم میدونی من کاری به این چیزا ندارم درست شد ؟!
_اره
دوروز بعد زری تماس گرفت و گفت :
براشون بلیط گرفتم امشب راه می افتن و احتمالا فردا صبح میرسن
_زری شماره مریم رو بده بهم تا بدونم ...
_نداره شهین
اونموقع اکثرا همه گوشی موبایل داشتن و اینکه مریم دختر ته تغاری آقا کمال از این چیز اولیه هم محروم بود نشون میداد اوضاع خیلی بده به زری گفتم :
خیلی خب شماره من رو بهش بده از یه جایی زنگ بزنه، سعی میکنم قبل از رسیدنشون ترمینال باشم ولی محض احتیاط میگم
_باشه خیالت راحت شهین بازم ممنون از طرف منم از سیاوش خان تشکر کن
_زری خل شدی؟! مریم اگه دختر دایی تواه دختر عموی منم هست یادت نرفته که ؟!
_نه یادم نرفته ولی اونطرف قضیه هم پسر عموی منه
_بیخیال اون دیوونه
روز بعد صبح زود همراه با سیاوش رفتیم ترمینال زودتر از ماشین رسیده بودیم مسافرها که از ماشین پیاده شدن دنبال مریم میگشتم و وقتی دستش رو بالا آورد دیدمش هیچ باورم نمیشد این زن شکسته و فرتوت مریم باشه چیکار کرده بودن با این دختر؟! ...
این دختر نازپرورده عمو کمال بود؟ کی باور میکرد ؟!
مریم به ما نزدیک شد چادرش رو محکم توی صورتش گرفته بود بچه هاش بزرگ شده بودن وکنارش بودن سلام علیکی کردیم و گفتم :
بهتره بریم سرده!!!
تا برسیم خونه کسی کلامی حرف نزد، من از بهت و ناباوری، سیاوش از روی ادب و مریم هم انگار توی حال خودش بود، وارد خونه که شدیم مریم اروم گفت :
ببخشید مزاحمتون شدیم !
سیاوش رو به مریم گفت:
این حرف رو نزنید مزاحم نیستید راحت باشید اینجا کسی نمیتونه مزاحمتون بشه !!!
اتاقی که آماده کرده بودم براشون رو نشون مریم دادم و گفتم:
اگه نیاز به استراحت دارید میتونید اینجا بمونید !
مریم رو پسرهاش گفت :
شما برید بخوابید
اون دو تا که رفتن کنار مریم نشستم و گفتم:
خوبی ؟!
_نه اصلا خوب نیستم
دستش رو از زیر چادر در آوردم تا مثلا بهش تسلی بدم ولی دستهاش کبود بود ناخوداگاه پس کشیدم و گفتم:
مریم دستهات!!!
_میدونم !
سیاوش عصبی گفت :
کار اونه ؟!
_سیاه روزی من کار کسی نیست ،دست پیشونیمه
_اینا حرفه!!! چرا اجازه دادید این کار رو باهاتون بکنه ؟!
_زورش میرسید و زور منم نمیرسید همین !!!
_عجب
چادرش از صورتش کنار رفته بود جای جای صورتش سیاه وکبود بود جای چند تا بخیه گوشه کنار صورتش بود گفتم :
دستش بشکنه !!!
مریم اروم گریه میکرد سیاوش عصبی گفت :
این مردک دیوانه اس من برای بار اول شما رو می بینم ولی باور اینکه شما با این آدم چند سالی زندگی کرده باشید خارج از تصورمه!!
_اجبار سیاوش خان اجبار !!!
_هیچ اجباری نمیتونه ادمی رو وادار کنه توی همچین شرایطی دووم بیاره !
گفتم :
بار اولش بوده ؟!
_نه بابا خوراک روزانه اش بود !
_پس چرا تا حالا صدات در نیومده؟!
🔵 مجردها بخوانند
- به هیچ وجه ازدواج موجب افزایش خوشبختی زن و مرد نمی شود. یعنی شما اگر خوشحال و خوشبخت هستید ازدواج هم بکنید خوشحال و خوشبخت هستید.
- اگر خوشحال و خوشبخت نیستید ازدواج هم بکنید خوشحال و خوشبخت نخواهید شد.
ازدواج دوای هیچ دردی نیست و مشکل گشای هیچ مسئله ای نیست.
- حداکثر این است که تا ٣ ماه فرد را در شرایط تازه ای قرار مي دهد ولی بعد به حالت قبلي اش بر می گردد.
زیرا خوشبختی موضوعی درونی است که در نگاه و باور ما وجود دارد و به واسطه ازدواج و یا بودن با کسی حاصل نمی شود.
🌷🌸🍃🌺🍃🌸🌷
همسرانه
❤️
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#محبت_به_مرد
✅چگونه شوهرم را دوست داشته باشم تا احساس کمبود محبت نکند❓
#بخش_هفتم
📌با هم بازی کنید!
#اگر او دوست دارد کامپیوتر و یا فوتبال بازی کند، با او همکاری کنید. بازی کردن با یکدیگر، به رابطهتان شور و نشاط خاصی میبخشد و ارتباطتان را نزدیکتر میکند.
📌به آراستگی ظاهرتان رسیدگی کنید!
به #ظاهرتان رسیدگی کنید. لباس زیبا و مرتب بپوشید، آرایش ملایم انجام دهید و به سلامت پوست و مویتان برسید. با این کار، به او نشان میدهید که او برایتان اهمیت دارد و شما فقط برای افراد بیرون از منزل شیک نمیپوشید، بلکه برای خودتان و همسرتان ارزش و احترام قائل هستید.
📌او را سورپرایز کنید!
#گاهی او را با هدیه و یا با جشن تولد گرفتن یا تزئینات رمانتیک اتاق خواب، سورپرایز کنید تا وقتی از محل کار برمیگردد یا صبح از خواب بیدار میشود، شگفتزده و خوشحال شود.
📌نامه عاشقانه بنویسید!
#گاهی برای شوهرتان نامه عاشقانه بنویسید و در جاهایی که هر روز آنها را چک میکند، بگذارید. به عنوان مثال نامه بنویسید و در جیب کتش که با آن به سر کار میرود، قرار دهید. مخصوصا صبحها، این نامهها میتواند بسیار خوشحالکننده باشد.
این مبحث ادامه دارد...
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#محبت_به_مرد
✅چگونه شوهرم را دوست داشته باشم تا احساس کمبود محبت نکند❓
#بخش_آخر
✂️بدون مناسبت خاصی، یکدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید!
تماس جسمی را فراموش نکنید! بدون مناسبت یکدیگر را در آغوش بگیرید، ببوسید و نوازش کنید. در رابطه زناشویی نیز به همسرتان توجه خاصی داشته باشید. تماس جسمانی، شما را به هم نزدیکتر میکند و عشق و محبتتان را تقویت میکند.
✂️نقاط قوت شوهرتان را با خودتان مرور کنید!
به جای تمرکز کردن روی نقاط منفی همسرتان، نقاط مثبتش را هر روز به خودتان یادآوری کنید و مرور کنید که چرا عاشق همسرتان شدید؟ چرا با او ازدواج کردید؟ و… وقتی نقاط مثبت همسرتان را به خودتان یادآوری کنید، بیشتر او را دوست خواهید داشت و میتوانید تکنیکهایی که توضیح دادیم را بهتر عمل کنید.
✂️زاویه دید او را درک کنید!
#اگر گاهی نظرات تان با هم فرق میکند، به جای عصبانی شدن و یا مسخره کردن نظرات او، سعی کنید زاویه دیدش را درک کنید و به او احترام بگذارید. همه افراد با هم فرق میکنند و منحصر به فرد هستند. نمیتوان انتظار داشت که شما و همسرتان همیشه مثل هم فکر و رفتار کنید
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽
🎥 هیچوقــت اونقدر خودت رو
گناهڪار ندون ڪه دیگه
حتی "نماز" نخونی
عزیزدلــم؛ خدا به این راحتیا کنارت نمیذاره☺️
#استادپناهیان🎙
✨✨✨
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت62 نه بابا چه مزاحمتی بنویس آدرس رو ! آدرس رو گفتم و زری گفت : ه
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت63
شهین
نالید:
به کی میگفتم شهین ؟!نه پدر دارم نه مادر ،خواهر و برادر هم طردم کردن
_به بابا میگفتی !
_خودم کرده بودم چی میگفتم ؟!
سیاوش گفت:
دیگه گذشته به فکر فردا باشید بهتره استراحت کنید نگران چیزی هم نباشید اینجا در امانید
سیاوش بلند شد و رفت من موندم ومریم !!!دختر عمویی که یه روزی از خواهر بهم نزدیک تر بود و زمونه چقدر بیرحمانه ما رو از هم دور کرده بود دستش رو گرفتم و گفتم :
مریم ؟!
_چرا اینجوری شد شهین ؟!چیکار کردم که خدا اینجوری گذاشت تو کاسه ام ؟!
_مریم خدا بد بنده اش رو که نمیخواد تو هم کاری نکردی که منتظر عواقبش باشی ،تصمیماتت اشتباه بود !
_زری برات گفته ؟
_چی رو ؟
_اینکه من از قبل با رضا ...
_بیخیال گذشته !!!پاشو برو استراحت کن !
_من طلاق بگیرم چی میشه؟ اواره میشم با دو تا بچه ؟
انگار اصلا حرفهای من رو نمی شنید چون واقعیتهای ذهن خودش رو بازگو میکرد گفتم :
_نه چرا آواره بشی ؟! به این چیزا فکر نکن بذار اول از بند این روانی آزاد بشی بعد به بقیه اش فکر کن
مریم و بچه هاش موندگار شدن، تا دو هفته اوضاع اروم بود بچه های مریم بی سرو صدا بودن و همه اش یه گوشه نشسته بودن یه روز بهش گفتم :
اینا مدرسه نمیرن؟!
_میرفتن ولی وقتی اینجوری شد مجبور شدم بیارمشون امسال رو عقب میمونن
_باباشون سراغی ازشون نمیگیره ؟
_نه زن داره و بجه دیگه چیکارش به ما؟!
دو هفته که گذشت یک روز مثل هر روزی که زری زنگ میزد و احوالپرسی میکرد، زنگ زد ولی صداش میزون نبود گفتم:
زری خوبی ؟!
_نه والا شهین نمیدونم از کجا ولی مصیب فهمیده مریم پیش تواه و الان توی راهه داره میاد شیراز !!!
_ای بابا!!! بیاد هم از کجا خونه ما رو بلده ؟
_زرنگه از دایی آدرس گرفته
_ای وای پس بابا هم فهمیده ؟!
_حتما دیگه
زری که گوشی رو قطع کرد بلافاصله پشتش گوشی زنگ خورد برداشتم صدای بابا پیچید توی گوشی
پیدا بود عصبانیه حتی نگذاشت سلام علیکی کنم وگفت :
معلوم هست دارید چیکار میکنید؟ شما بچه اید اون شوهرتم بچه اس؟! گوشی رو بده بهش ببینم
اون روزا سیاوش به خاطر راحتی مریم بساط کتاب خوندن رو توی اتاق به پا میکرد در کل براش فرقی نداشت کجا باشه فقط کسی مزاحم کتاب خوندنش نشه ،بی هیچ حرفی سیاوش رو صدا کردم و اروم گفتم:
باباس و عصبانی !
جشمهاش رو به نشونه آرامش روی هم گذاشت وگوشی رو گرفت مریم هم فهمید باباس و نگران بود، کنار مریم نشستم و گفتم :
نگران نباش ارومش میکنه!!
سیاوش تلفن رو روی آیفون گذاشت چون من و مریم رو هم منتظر دید ...با بابا سلام علیکی کرد و بابا گفت :
دستت درد نکنه سیاوش خان ازت توقع نداشتم وارد بچه بازی اینا بشی !!!
_چه بچه بازی آقا جمال ؟دختر عموی شهین به ما پناه آورد ما هم پناهش دادیم شما بودی چیکار میکردی ؟!بیرونش میکردی ؟
_نه ولی به بزرگترش خبر میدادم !!!
_ببخشید جمال جان رک میگم ولی اینجوری که من این دو هفته فهمیدم همین بزرگترها این بلا رو سرش آوردن، الان به خاطر دیوانه بازیهای شوهرش میخواد جدا بشه ،میخواد آزاد باشه
_بزرگترهاش خیر و صلاحش رو میخواستن
_ولی اشتباه کردن قبول کنید این دختر پشت و پناه میخواد !!!حامی میخواد!!! نه تنهایی، که هر کی از راه رسید هرجوری خواست باهاش رفتار کنه
_مریم بی کس و کار نیست دختر داداش کمال خدابیامرزه !!
_خدا رحمت کنه آقا کمال رو !درسته دختره اون خدابیامرزه ولی الان تنهاس، همه گذاشتنش کنار اون رضای از خدا بیخبر هم تا تونسته اسبش رو تازونده
_مصیب داره میاد شیراز !!!
مریم که خبر نداشت دست من رو گرفت ، گفتم :
اروم باش!!!
سیاوش گفت :
قدمش به چشم
_الان مریم کجاست؟ حالش خوبه ؟
_چه خوب که حالش رو پرسیدید گوشی رو میدم به خودشون باهاش صحبت کند از من خداحافظ
سیاوش گوشی رو سمت مریم گرفت، مریم مردد شروع به صحبت با بابا گرد من وسیاوش رفتیم اشپزخونه و سیاوش گفت :
بذار راحتر صحبت کنه الان اینی که بابات گفت میاد شیراز کیه ؟!
_برادر مریم!! نمیشناسی و میگی قدمش به چشم ؟!
خندید و گفت:
جو گیر شدم آدم سالمیه؟ از لحاظ روانی منظورمه!
_اره بابا!!! خیلی وقته ندیدمش ولی اونموقع ها که سالم بود
💌وسیع باش
دلتنگ که شدی
منتظر نباش کسی دل گرفته ات را باز کند،
بلند شو و قدمی بردار.
دل یک نفر را شاد کن،
دلت خود به خود باز می شود.
💚 قوی باش
و پیش از آنکه کسی را دوست داشته باشی
خودت را دوست داشته باش.
تا همچنان باشی
در لحظه هایی که کسی برای تو نیست.
🤍 صبور باش
زمان خیلی چیزها را حل خواهد کرد.
گاهی مساله های به ظاهر بزرگ و پیچیده توانایی و هوش زیادی نمیخواهد.
کمی زمان می خواهد تا آرامتر شوی و مساله را کوچکتر و سادهتر ببینی.
و عاشق باش ...
بدون قید و شرط نسبت به خودت و عزیزانت، گاهی باید عشق بدون شرط را از خداوند اموخت که چقدر عاشقانه به تمام بندگانش عشق میورزد 💚
آقايون عزيز
ما خانوم ها دوست داريم ابراز احساسات متعادل و به موقع شما رو در عمل ببينيم و بشنويم! به حساب جذابيت و يا تشنه كردن ما اين مساله حياتى رو از ما دريغ نكنيد.
اگر به موقع و درست به ما محبت كنيد چنان نيرويى به ما ميديد كه چند برابرش توى خونه و زندگى برميگرده و صرف آرامش همه اعضا خانواده ميشه.
وقتى توى موقعيت هاى مختلف؛ مراقبمون هستين؛ وقتى حواستون به ما هست؛ وقتى خوبى هامون روى جلوى
خانوادتون و ديگران ميگيد و از ما دفاع ميكنيد؛ اينجور وقت ها از چشم ما
ميشيد مرد ايده آل 🥰
دستورالعمل مرحوم قاضی برای رفع مشکلات دنیوی و اخروی:
✅علاّمه انصاری لاهیجی که ازشاگردان مرحوم قاضی هستند ، فرمودند: روزی از ایشان پرسیدم که : در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و چه در امور اخروی، و در بن بست کارها به چه ذکر مشغول شوم تا گشایش یابم؟
📌 سید علی قاضی در جواب فرمودند:
🌟 ”پس از پنج مرتبه صلوات و آیة الکرسی ، در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:
💎«اللّهُم اجعَلنی فی دِرعِکَ الحَصینَةِ الّتی تََجعَلُ فیها مَن تَشاءُ»“. إ ن شاء الله گشایش یابد.
✅علاّمه انصاری فرمودند:من در مواقع گرفتاری های صعب و مشکلات لاینحلّ به این دستور عمل کردم و نتیجه های عجیب گرفتم.
✨✨✨
🌸صدای پای زندگی است
🍃در خلوت کوچه های صبح
🌸می شنوی؟
🍃تو نیز ز کلبهٔ شب بیرون آی
🌸و بر روشنایی سر فرود آر
🍃بگذار شعاع لبخند تو
🌸سلامی بر این
🍃رسیده ز راه باشد
🌸همچون چراغانی
🍃صدها نگاه باشد
#فریبا_سعادت
🌸🍃﷽🍃🌸
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️پاسخ به سه سوال مهم در مورد خیانت از زبان دکتر مریم آقایی عزیز👌
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe