eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.6هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
19.5هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🔶با خیانت همسر چه کنیم؟ برخورد درست چیست؟ 🔹مسئولیت پذیرفتن 🔸همسر خیانتکار باید اتفاقی که افتاده را بپذیرد و مسئولیت کامل را بپذیرد. زوج ها در این شرایط باید کاملاً شفاف باشند و به سؤالات یکدیگر پاسخ دهند. این منجر به گفتگو در مورد آن چه رخ داده شده و باعث می شود تا شما بتوانید با دید کاملی متوجه شوید که چرا این اتفاق رخ داده است. 🔸با این حال، بهترین کار این است که همسر خیانتکار از بیان هر جزئیات خاصی در مورد خیانت خود اجتناب کند، زیرا این اغلب به جای ترمیم به احساسات آسیب می زند. در چنین رابطه ای اگر قصد دارید تا پس از خیانت همچنان رابطه خود را ترمیم کرده و به آن ادامه دهید باید به این نکته توجه داشته باشید که اعتماد یک شبه بر نمی گردد، اما پذیرش مسئولیت نقطه شروع خوبی است.
🔴دنباله‌رو اکثریت نباش ✍چوپانی تعریف می‌کرد گاهی برای سرگرمی با یک چوب‌دستی دم در آغل گوسفندان می‌ایستادم و هنگام خارج‌شدن گوسفندان، چوب‌دستی را جلوی پایشان می‌گرفتم، طوری که مجبور به پریدن از روی آن می‌شدند. پس از آنکه چندین گوسفند از روی آن می‌پریدند، چوب‌دستی را کنار می‌کشیدم. اما بقیه گوسفندان هم با رسیدن به این نقطه از روی مانع خیالی می‌پریدند. تنها دلیل پرش آن‌ها این بود که گوسفندان جلویی در آن نقطه پریده بودند! گوسفند تنها موجودی نیست که از این گرایش برخوردار است. تعداد زیادی از آدم‌ها نیز مایل به انجام کارهایی هستند که دیگران انجامش می‌دهند. مایل به باورکردن چیزهایی هستند که دیگران به آن باور دارند. مایل به پذیرش بی‌چون‌وچرای چیزهایی هستند که دیگران قبولش دارند. وقتی خودت را هم‌صدا با اکثریت می‌بینی، وقت آن است که بنشینی و عمیقا فکر کنی!
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت69 نمی‌دونستم چی بگم که خودش بهم گفت این کار پیش خودمون میمونه و ب
📜 🩷 بعد از ظهر وقتی فائزه اومد خونه طبق معمول اولین کاری که کرد رفت سرور رو بغل کرد و ناز و نوازشش کرد و بعد درمورد کارگاه و کلاهی ازم پرسید. هرچی کلاهی بهم گفته بود رو بهش گفتم. هرچی من جلوتر میرفتم قیافه ی فائزه بیشتر در هم میرفت. وقتی صحبتام تموم شد گفت خب تو جوابت چیه؟ _ همونطور که داشتم سفارش مشتری رو زیر چرخ میدوختم گفتم چی بگم فائزه!؟ من که تو زندگیم هیچوقت حق انتخاب نداشتم. الانم مسلما علاقه ای بهش ندارم ولی عاقلانه بخوام بهش فکر کنم موقعیت از این بهتر دیگه گیرم نمیاد. هم وضعش خوبه و خیالم راحته آینده ی سرور تامینه هم مرد خوبیه. من یک سال باهاش کار کردم هیچ چیز بدی ازش ندیدم و نشنیدم. فائزه با ناراحتی بچه رو گذاشت تو گهوارش و رفت تو اتاق. پشت سرش منم کارمو ول کردم و رفتم و گفتم خوبی فائزه؟ چرا ناراحت شدی؟ + اگه اینقدر آدم خوبیه چرا زنش طلاق گرفته؟ تو خیلی ساده ای سوری. _ مگه هرکی طلاق میگیره آدم بدیه؟ منو تو هم جدا شدیم ولی شرایط اینجوری پیش رفت. + موضوع ما فرق میکنه. من به این قضیه خوشبین نیستم. به چهارچوب در تکیه دادم و گفتم والا چی بگم؟ فکر میکنی من خیلی دوس دارم اینجوری ازدواج کنم؟ منم مثل بقیه همسن و سالام دلم میخواد یه شوهر جوون و خوشتیپ داشته باشم که عاشقش باشم ولی اینم زندگی منه دیگه. الان باید به فکر سرور هم باشم. فردا بزرگتر میشه بابا میخواد، پول میخواد. + بابا میخواد چکار؟ منو تو که بابا داشتیم چه خیری دیدیم؟ پولم که خودمون سالمیم کار میکنیم در میاریم. اصلا کی گفته آدم باید حتما ازدواج کنه. هیچ به این فکر کردی که اگه بلایی که سر من اومد خدای نکرده سر سرور هم بیاد چی میشه؟ این کارو نکن. داریم با هم زندگیمونو میکنیم دیگه. _ ولی کلاهی اصلا اینجوری نیست. آدم خیلی خوبیه. + ناپدری منم از دید همه آدم خوبی بود ولی دیدی که با زندگی من چکار کرد! حرفای فائزه حسابی منو ترسوند و گفتم باشه بذار یکم فکر کنم ببینم چکار باید بکنم. + هیچی فکر نمیخواد که. سفارشا رو که خواستی ببری میری بهش میگی نه والسلام. سری که درد نمیکنه رو که دستمال نمیبندن. اون روز خیلی فکر کردم و دیدم فائزه همیشه خوبی منو خواسته و اگر واقعا حرفاش درست از آب دربیاد هیچوقت نمیتونم خودمو ببخشم.
💕یک دقیقه برای ازدواجتان زمان بگذارید👇 👌 برای جواب دادن گوش ندهید . . . . . . برای فهمیدن و درک کردن گوش بدهید 💕 این یک سناریوی آشناست. شما و همسرتان در حال مکالمه هستید و شما به صحبت های او در عین اینکه سرتان را به نشانهٔ تأیید بالا و پایین می آورید گوش می دهید، اما درکنار آن در حال آماده کردن جواب در ذهن تان هستید. 💕 در حقیقت شما پاسخ تان را از قبل حفظ هستید و آماده اید که وسط مکالمه بپرید و آن را بیان کنید. این اتفاق در هر موقعیتی می تواند رخ دهد - با همکاران، دوستان، و اعضای خانواده. 💕 تا وقتی که ما این اشتباه را مرتکب شویم، می تواند مشکل ساز شود، چرا که شما به طور کامل توجه نمی کنید و نسبت به آن چه همسرتان بیان می کند ذهن آگاه نیستید. شما پاسخی عالی دارید که آمادهٔ بیان کردنش هستید، اما احتمالاً جزئیات مهمی را در مورد افکار و احساسات همسرتان از دست می دهید. 💕 به جای آن، کمی آرام باشید و واقعاً گوش بدهید که او چه می گوید. صبر کنید تا در مورد پاسختان پس از اتمام حرف های همسرتان فکر کنید. از این طریق نه تنها مکالمهٔ بهتری خواهید داشت، بلکه شما همسرتان را بهتر از قبل درک خواهید کرد. ❤️
⛔️ ازدواج‌های پر خطر ⛔️ کسایی که به دلایل زیر ازدواج میکنن، ازدواج پرخطری خواهند داشت: ❎ عقب نماندن از قافله دختر یا پسری که دوستانش ازدواج کرده اند و احتمالاً فرزندانی هم دارند، وسوسه میشود که با نبود شرایط، ازدواج کند تا از قافله عقب نماند؛ به ویژه اگر در معرض سؤالها و گوشه کنایه دیگران نیز باشد. ❎ لجبازی گاهی صرفاً برای لجبازی با کسانی که او را از ازدواج با شخصی منع کرده اند به رغم نداشتن شرایط، با او ازدواج می‌کند. ❎ ترس از نفرین طرف مقابل در مواردی خواستگار یا دختر، از ترس نفرین طرف مقابل یا دلشکستگی‌اش و به سبب احساس ترحم و دلسوزی با او ازدواج میکند؛ در حالی که میداند همتایی لازم را با هم ندارند و دلشکستگی او در صورت جدایی پس از ازدواج بیشتر خواهد بود. ❎ روکم کنی برخی از خانم ها یا آقایان بی درنگ پس از شنیدن پاسخ منفی، به ازدواج بدون شرایط اقدام می کنند تا به اصطلاح روی طرف مقابل را کم کنند و به وی بفهمانند که خواهان داشته اند و او فرصت مناسبی را از دست داده است! ❤️
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️ وقتی آقا در هنگام عصبانیت به خانمش میگه من اصلا تو رو دوست ندارم😔 🔸 محسن پوراحمدخمینی 🔹 روان‌شناس و مشاور خانواده
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت70 بعد از ظهر وقتی فائزه اومد خونه طبق معمول اولین کاری که کرد رفت
📜 🩷 برای همین چند روز بعد که قرار بود کارا رو تحویل بدم رفتم پیش کلاهی و بهش جواب رد دادم. از چهرش معلوم بود که چقدر توی ذوقش خورده و ناراحت شده ولی گفت اشکال نداره فعلا همینجوری مثل قبل پیش میریم ولی یادتون باشه که پیشنهاد من سر جاشه و هنوزم میتونید بهش فکر کنید. درضمن یه صحبت دیگه هم باهاتون داشتم. گفتم بفرمایید میشنوم. + میدونید که من به واسطه ی دوستی با آقا اسماعیل از زندگی شما خبر دارم و میدونم که الان دخترتون شناسنامه نداره. میخواستم پیشنهاد بدم که اگر شما هم موافق باشید یه صیغه نامه ی سوری تهیه کنیم که تاریخش برای قبل از تولد بچه باشه و اسم سرور بره تو شناسنامه ی من البته میدونم که احتمالا خودتونم میتونید به نام خودتون براش شناسنامه بگیرید ولی اینجوری بهتره و دردسرش هم کمتره و هیچوقت کسی نمیتونه تهمتی به شما بزنه. این پیشنهادمم اصلا به این معنی نیست که شما رو مجبور به ازدواج با خودم کنم. از چیزایی که میشنیدم خیلی تعجب کرده بودم. کدوم آدمی حاضر میشد اسم بچه ی یکی دیگه رو تو شناسنامش بزنه؟ اینجوری حتی بچه ازش ارث میبرد. _ آقای کلاهی خودتون متوجهید دارید چی میگید؟ من اصلا وجدانم اجازه ی همچین کاری بهم نمیده. + من مدتهاس دارم روی این قضیه فکر میکنم. اگر این کارو کنیم حتی شاید یه روزی شما بتونید با خانوادتون ارتباط برقرار کنید و دیگه گناهی هم گردنتون نیست. اگر راضی به ازدواج میشدید که دیگه همه چیز خیلی بهتر هم میشد. من واقعا به شما علاقه دارم دخترتونم مثل دختر خودمه. _ ولی این به معنی خوردن حق دختر خودتونه. + دخترم منو نمیخواد. به اندازه ی کافی هم دارم براش خرج میکنم و دوسش دارم و مطمئن باشید نمیذارم در حقش اجحاف بشه ولی به هرحال همسر سابقم از زندگی من بیرون رفته و دخترمم ترجیح داده بیشتر سمت مادرش باشه. ازتون خواهش میکنم بازم به پیشنهاد من فکر کنید. باور کنید همه چیز خیلی بهتر میشه. دیگه حتی نیازی نیست کار کنید و اذیت بشید. حرفای آقای کلاهی واقعا منو مردد کرده بود. پیشنهادش چیزی نبود که بتونم راحت از کنارش رد بشم. ضمن اینکه تا حالا تو کل زندگیم هیچکس منو اینجوری نخواسته بود
🟣 آیا نسبت به همسرتان احساس تنفر دارید؟ احساس خشم و نفرت بین زن و شوهر معمولا زمانی برانگیخته می‌شود که اختلالی در رابطه پیش می‌آید؛ نه تنها بین شما و همسرتان بلکه بین شما و خودتان! قبل از اینکه انگشت اتهام را به سوی همسرتان بگیرید، یک خود ارزیابی انجام دهید. آیا در مورد مشکلی که پیش آمده با همسرتان حرف زده‌اید؟ آیا در شرایط پیش آمده کاملا بی‌تقصیرید؟ ارزیابی خودتان کمک‌تان می‌کند به این برسید که اصلا ممکن است احساس ناراحتی و نارضایتی‌تان را به گوش همسرتان نرسانده باشید و او نداند در دل شما چه می‌گذرد و همین سکوت شما باعث شدت گرفتن حس اندوه و خشم‌تان شده باشد. اما اگر بعد از بررسی خودتان متوجه شدید ابراز نفرت‌تان بیهوده نبوده پس حالا وقت آن است که با همسرتان وارد گفتگوهای جدی‌تری شوید. اگر علی رغم تمام تلاش‌های شما او هیچ حرکتی برای بهبود شرایط نمی‌کند پس علامت این است که تصمیمی به تغییر رفتارش ندارد و بهتر است شما فکر جدی‌تری بکنید که تصمیم به طلاق می‌تواند یکی از راه حل ها باشد.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت71 برای همین چند روز بعد که قرار بود کارا رو تحویل بدم رفتم پیش ک
📜 🩷 یه حس عجیبی داشتم. هرچی بود باعث شد قاطعانه جواب منفی ندم و فرصت بیشتری برای فکر کردن بخوام. اون شب وقتی به فائزه درمورد این مسائل گفتم بازم مثل قبل ناراحت شد و سرزنشم کرد و گفت دیگه مطمئن شدم یه ریگی تو کفششه وگرنه همچین پیشنهاد عجیبی نمیداد. وقتی دیدم اینقدر نسبت به این شرایط گارد داره دیگه حرفی نزدم. فقط خدا خدا میکردم زودتر آقا اسماعیل بیاد بهم سر بزنه تا بتونم باهاش در این مورد مشورت کنم. جلوی فائزه هم دیگه حرفی نمیزدم که باهام مخالفت نکنه. یه روز که فائزه سر کار بود و شهلا خانم اومده بود پیشم و داشتیم صحبت میکردیم درمورد خواستگاری کلاهی و مخالفت فائزه بهش گفتم. شهلا خانم گفت اگه همینجوری که میگی باشه خیلی موقعیت خوبیه، بعد کمی مکث کرد و گفت بین خودمون باشه ولی ممکنه فائزه حسادت کنه یا بخاطر وابستگیش به تو و بچه مخالف باشه. شاید میترسه بازم تنها بشه. حرفای شهلا خانم منطقی بود ولی نمیتونستم قبول کنم که فائزه به خاطر خودش جلوی خوشبختی منو بگیره. تقریبا دو هفته بعد آقا اسماعیل اومد پیشم و تونستم باهاش حرف بزنم. وقتی موضوعو شنید مثل من جا خورد و گفت مرتضی آدم خیلی خوبیه ولی اجازه بده من مرد و مردونه باهاش حرف بزنم و ببینم قضیه چیه. آقا اسماعیل رفت با آقای کلاهی صحبت کرد و وقتی برگشت پیشم گفت اگر نظر منو میپرسی درخواست ازدواجشو قبول کن. به خاطر شرایط تو و حتی خودش یه سری شک و شبهه داشتم که با صحبت کردن برطرف شد. پیش خودم گفتم شاید داره در حقت ترحم میکنه ولی معلوم بود واقعا بهت علاقه مند شده. _ آقا اسماعیل شما همسر قبلیشو هم میشناختید؟ میدونید چرا جدا شدن؟ + من مرتضی رو نزدیک به ده ساله میشناسم. همسرشم قبلا دیده بودم ولی اینکه بگم در جریان جیک و پوک زندگیشون هستم دروغ گفتم. الان مفصل باهاش حرف زدم و میگه به دلایلی هیچ راه برگشتی بین خودشو همسر سابقش وجود نداره پس از این بابت خیالت راحت باشه. درمورد شناسنامه ی سرور هم خیلی باهاش حرف زدم ولی انگار رو تصمیمش خیلی مصممه. دیگه حالا تصمیم آخر با خودته که چکار کنی. هرچند اگر بخوایم خدایی حساب کنیم تو باید بری به سیفی خان درمورد بچش خبر بدی. اون حق داره که بدونه
* به چیزی وابسته نباش یکی از درس‌های بسیار سختی که روح در زمین انتخاب می‌کند، وابستگی به خانواده، فرزند، مادیات، نفسیات، جسم فیزیکی و … است، احساس تعلق داشتن به این زمین و جسم فیزیکی یکی از حیله های نیروی منفی حاکم بر زمین است ، که روح را در همین طبقه ماده و فیزیکی اسیر کند و با دادن چیزهای موقتی و فناپذیر او را خوشنود سازد، و بعد از ترک کالبد فیزیکی با کلی آرزو و حسرت دچار ناراحتی و غم شود و دوباره به این زمین برگردد، بلکه بتواند یاد بگیرد. شما در زمین مسافر هستید و زمین تنها یک مسافرخانه، شما زمانی که به مسافرخانه می‌روید، همه چیز در اختیار شما است، تا نهایت استفاده را ببرید، اما متعلق به شما نیست و شما نمی‌توانید با خودتان ببرید، اگر برای شما خانواده ای داده شده، جسمی داده شده، فقط برای تجربه و یادگرفتن درس‌های مخصوص زمین است، اگر احساس مالکیت کنید، دچار ناراحتی خواهید شد، فقط خداوند مالک همه چیز است. در طول روز به اطرافتان، موقعیت‌هایتان، پیام هایتان، نگاه کنید، اگر برکات کوچک خداوند را تشخیص ندهید، برکات و موهبت های بزرگ الهی را هم نخواهید دید. ‎‎‌‌‎‎
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 خدایا ✨ شب را در سڪوت و تاریڪے 🌸 آفریدے تا همه ✨ از هیاهو و شلوغے روز 🌸 در دامنش به آرامش برسند. 🌸 خدایا ✨  آرامشے راستین، 🌸 خیالے آسـوده ✨ و خوابے آرام نصیب همـه بگردان🙏 بخیـر 🌙