سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت116 چند روزی گذشت و دیگه نه خبری از فائزه شد و نه اتفاق خاصی افتاد
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت117
مرتضی خیلی عصبانی بود. تا اون روز اینقدر برافروخته و شاکی ندیده بودمش. منو کشوند تو حیاط و گفت همینو میخواستی؟ باید این حرفا رو میشنیدی که به حرفم گوش بدی؟
از اینکه اینجوری با تشر داشت باهام صحبت میکرد بغض راه گلومو بست و گفتم حق با توئه ولی به خدا روم نشد جلوشو بگیرم من معذرت میخوام، قول میدم دیگه هیچ کاری خلاف میلت نکنم.
مرتضی کلافه دستشو رو صورتش کشید و گفت اصن بحث میل من نیست. من میخوام بفهمی کی دوستته و کی دشمنت. اصلا اومدیم فردا من افتادم مردم تو باید اونقدری زرنگ باشی که اگه منم نباشم بتونی از خودت و بچه ها مراقبت کنی. تو دیگه دختر چهارده پونزده ساله که نیستی. اینو یادت باشه که هیچی مهمتر از خانوادت نیست.
_ خدا نکنه تو چیزیت بشه. چشم حق با توئه. دیگه اشتباه نمیکنم.
مرتضی رفت تو دستشویی حیاط و مشتی آب به صورتش زد و بعد دو دقیقه برگشت پیشم نشست و گفت معذرت میخوام باهات تند حرف زدم. فقط نگران تو و بچه ها هستم.
_ نه تو حق داری من زیادی حماقت کردم. به نظرت حالا چکار کنیم؟ نره به سیفی بگه.
+ بره بگه! چجوری میخواد ثابتش کنه؟ اسم اون بچه تو شناسنامه ی من و توئه.
پشت سرمو نگاه کردم و وقتی مطمئن شدم بچه ها نیستن آروم گفتم ولی سرور بی شباهت به اون نیست. من بهت نگفته بودم ولی اولین باری که ننم اینا اومدن اینجا نارین بهم گفت چشماش کپی سیفیه و تقریبا مطمئن بود که بچه ی اونه منم مجبور شدم بهش اعتراف کنم.
مرتضی سرشو تکون داد و گفت از دست تو سوری. نگفتی میره بهش میگه!
_ نه مطمئنم ازش. دهنش چفت و بست داره. ولی دارم میگم وقتی اون فهمید ممکنه بقیه هم بفهمن.
+ مهم اینه که هیچ چیز رو نمیتونن ثابت کنن. خیالت راحت نمیذارم اون آدم به سرور نزدیک بشه چه برسه به این که ادعای پدری کنه. بعدم اگه اینجوری شد میتونیم ادعا کنیم چون فائزه باهامون دشمنی داره تو فکر ضربه زدن به ما هست و حرفاش پایه واساس نداره.
وقتی میدیدم مرتضی اینقدر محکم پشتمونه دلم یکم آروم شد ولی بازم نمیتونستم نگران نباشم چون میدونستم فائزه آدم یک دنده ای هست و اگر روی دنده ی لج بیوفته دیگه کسی جلودارش نیست. مرتضی که دید هنوز تو فکرم گفت اگه لازم باشه خونمونو جا به جا میکنیم. اصلا میریم یه شهر دیگه. فقط تو نگران نباش
🌹
#سیاست_های_رفتاری
#سیاستهای_همسرداری
#همسرانه
🔹 اولین قانونی که همسران در تلخترین لحظات زندگی مشترکشان باید به آن پایبند باشند، قانون «منع توهین» است.
🔸 نه شما و نه شریک زندگیتان، حتی در بدترین لحظات و در اوج عصبانیت هم حق ندارید به یکدیگر و به خانواده هم توهین کنید
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه چیزایی اگه بشکنه ،
با هیچ چسبی نمیشه درستش کرد ،
مثل : دل آدما ...
یه چیزایی اگه بریزه ،
با هیچ چیزی نمیشه جمعش کرد ،
مثل : آبــرو ...
یه چیزایی را اگه بخوری ،
با هیچ چیزی نمیتونی بریزیش بیرون ،
مثل : مال بچه یتیم ...
یه چیزایی را اونجور که باید ،
قدرشو نمیدونی ، مثل : پدر و مادر !
یه چیزایی را نمیشه تغییر داد ،
مثل : گذشته ...
یه چیزایی را با هیچ پولی نمیشه خرید ،
مثل : محبت ...
و یه چیزایی را نباید از دست داد ،
مثل : دوست واقعی ... !
❌سه قانون مهم که باعث میشه در تربیت موفق تر باشید ❌
1⃣ غر زدن و نق زدن ممنوع
💜ما باید خواسته ها و نیازهامون رو بتونیم
بدون غر زدن و با لحن درست و کلام درست
بیان کنیم
2⃣ سپاسگزاری و قدردانی
💚ما باید از زحمات همدیگه و کارهایی که برای هم انجام میدهیم تشکر و قدردانی بکنیم
3⃣ استفاده از تلویزیون و موبایل
🔴 که باید تو ساعت مشخص و زمان طولانی نباشد .
🌱 مشکلات زندگي واسه نابود کردنت نيومدن؛
اونا اومدن تا بهت کمک کنند توانايي هات رو کشف کني.
🖌#کانال_دکتر_انوشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت117 مرتضی خیلی عصبانی بود. تا اون روز اینقدر برافروخته و شاکی ندیده
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت118
چند وقت پیش بچشو از دست داد و بعدش بچه ی ما رو ازمون دزدید، ماهم شکایت کردیم و انداختیمش زندان. الان که آزاد شده دوباره میخواد خودشو به ما نزدیک کنه ولی ما بهش روی خوش نشون ندادیم برا همین دنبال تلافی و به هم ریختن زندگیمونه. شما خودتو بازیچه ی دست اون زن نکن.
سیفی مردد نگاهی به من انداخت و گفت اگه واقعا اینجوریه چرا اینقدر سوری خانم به هم ریخته؟
مرتضی گفت مرد حسابی مثل اینکه یادت رفته چه بلاهایی سرش آوردی! سوری هنوز با یاد آوری ظلمایی که در حقش شده حالش به هم میریزه بعد حالا شما بلند شدی اومدی در خونه ی ما و میگی بچت مال منه. میخوای به هم نریزه؟
سیفی سرشو پایین انداخت و گفت حق با شماست، من نباید میومدم اینجا. ولی خب نمیتونستم بی تفاوت از این موضوع بگذرم.
بعدم از سر جاش بلند شد و گفت معذرت میخوام که مزاحمتون شدم. با اجازه.
مرتضی تا دم در بدرقش کرد و درو بست. وقتی تنها شدیم گفتم مرتضی تو رو خدا بیا از اینجا بریم. هرچی دورتر بهتر. میترسم بازم پیگیر بشه.
مرتضی ساکت بود و حرفی نمیزد.
_ راستی گفتی شاید بتونه ثابت کنه. منظورت چی بود؟
مرتضی با نگرانی گفت چند روز پیش رفتم با وکیل صحبت کردم که خیالم راحت بشه. بهم گفت یه آزمایشی هست که از روی دی ان ای میتونن نسبت پدر و فرزندی رو معلوم کنن. نباید بذاریم کار به دادگاه برسه.
اولین بار بود که این موضوعو میشنیدم. با شنیدنش استرسم چند برابر شد و گفتم مرتضی دیگه تو این خونه موندن جایز نیست. تو رو خدا بیا از این شهر بریم یه شهر دیگه.
+ نمیشه خانم. به این سادگیا هم نیست. اولا که کارگاهو نمیتونم جابه جا کنم، اینجوری مجبور میشیم از صفر شروع کنیم. ضمن اینکه اگه کار به قانون بکشه فرقی نداره کجا باشیم در هر صورت پیدامون میکنن. قبلا میگفتم جا به جا میشیم و همه چیز تموم میشه میره ولی حالا که با وکیل حرف زدم میدونم این کارا بی فایدس. تا زمانی هم که من میرم کارگاه هرجا هم که بریم راحت میتونن آدرسمو دربیارن یا تعقیبم کنن.
شنیدن این حرفا خیلی برام ناراحت کننده بود.
دیگه از اون روز علی رغم بهانه گیریای بچه ها من از ترس رو به رو شدن با سیفی یا فائزه خودمو بچه ها رو تو خونه حبس کرده بودم و اصلا بیرون نمیرفتم.
آدمحسابیاند بعضی آدمها، خوشذاتند، کار درست! دوستداشتنی! شریف! عزیز!
آدمهای با اصالتی که خودشان را گم نمیکنند؛ پایین باشند، بالا باشند، اوج بگیرند یا زمین بخورند، در هر صورت همانند و اصالت وجودیشان را حفظ میکنند.
چه چیزی مهمتر از این که یک انسان، شخصیت سالمی داشتهباشد و اجازه نداده باشد که ناملایمات جهان، به روان و هویت او آسیب زدهباشد؟!
چه چیزی مهمتر از اینکه یک انسان نه به وقت خوشی خودش را برتر از دیگران بداند و نه به وقت ناخوشی، خودش را کمتر از دیگران حساب کند و تمایز قائل شدهباشد میان انسانی که هست و تلاشهایی که میکند و دستاوردهایی که به دست میآورد.
چه چیزی مهمتر از اینکه یک انسان عزت نفس داشتهباشد و بهتر از هرکسی بداند که فرق است میان اینکه خودشیفته و از خودمتشکر و مغرور باشی یا اینکه اصیل باشی و عزت نفس داشتهباشی!/دکتر انوشه
🍃❤️
يك پیام تكان دهنده توسط یک زن ...
کسی از او پرسيد .......
آیا شما زنی شاغل هستيد،
یا خانه دار؟؟
او پاسخ داد: بله من يك خانه دار تمام وقت هستم!!!
من 24 ساعت در روز کار می کنم ...
من یک "مادر" هستم!!
من یک همسر هستم!!
من یک دختر هستم!!
من یک عروس خانواده همسرم هستم!!
من یک ساعت زنگ دار هستم!!
من یک آشپز هستم!!
من یک پيشخدمت هستم!!
من یک معلم هستم!!
من یک گارسون هستم!!
من یک پرستار بچه هستم!!
من دستيار هستم!!
من یک مامور امنیتی هستم!!!
من یک مشاور هستم!!!
من ارام بخش هستم!!
من تعطیلات ندارم!!
مرخصی استعلاجی ندارم!!
روز استراحت ندارم!!!
شبانه روز کار میکنم ....
و 24 ساعته گوش به زنگم...
تمام ساعات و
دستمزدم اين است:
"مگه چكار كردي از صبح تا حالا؟"
تقدیم به همه خانم های خانه دار😘 😊
👌كه مثل نمک ويژه هستند...
تا هستند هيچكس متوجه حضورشان نيست ، ولي وقتي نيستند همه چيز بيمزه است!! ❤️❤️
#تقدیمبههمهبانوانسرزمینم😍❤️
💖🎡💖
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・