سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_چهارده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. امیر وقتی فهمیدگوشی
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_پانزده
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
بابام حتی زحمت ندادبه خودش که بگه نظر شیرینم بپرسیم!گفت پسرخوبیه من حرفی ندارم بهشون خبر بده بیان!مامانم گفت درسش چی میشه؟بابام گفت دختر درس میخواد چکار؟اول اخرش باید شوهر کنه بچه بزرگ کنه حالاگیریم دیپلمم گرفت اخرش چی؟حرفهای بابام روکه میشنیدم دوستداشتم سرم روبکوبم به دیوار..مامانم نمیتونست روحرف بابام حرف بزنه گفت باشه من فردا زنگ میزنم به گوهرخانم،دنیاروسرم خراب شده بود انقدر بهم ریخته بودم که تمام بدنم میلرزید پیام دادم به امیرگفتم بیداری؟بعد از چند دقیقه جواب داد اره، خوبی ،نوشتم نه کاش بمیرم..نوشت خدانکنه چی شده..گفتم فردابهت زنگ میزنم شب بخیر،به امیرشب بخیرگفتم ولی تاصبح نتونستم بخوابم..شیفت صبح بودم بابی حوصلگی لباس پوشیدم بدون صبحانه راهی مدرسه شدم..اون روز جسمم سرکلاس بودولی حواسم پیش حرفهای بابام وقتی تعطیل شدم امیرخودش بهم زنگزدگفت ازدیشب خواب خوراک ازمن گرفتی چرا زنگ نزدی؟!دیگه نتونستم تحمل کنم گفتم امیر برام خواستگار آمده....
ادامه در پارت بعدی 👇
┄┄┄┄┄⚘꫶ꪳ݊🌹⃟ 🦋
💎مطلببی قابل تامل
☁️تنبیه زن باهوش برای شوهر چشم چرانش
📩چند وقت پیش شوهرم تو کارش ترفیع گرفت و یه سری کارمند خانم هم زیر دستش شدن.
یواش یواش بهونه گیری هاش به من شروع شد،میگفت هیکلت بد شده.
بدنت دلچسب من نیست،رنگ پوستت زیادی تیرست و هزار تا بهونه که هیچوقت به زبون نمی آورد.
آنقدر زن هزار رنگ دور و ورش چرخ میخوردن که من به چشمش نمی اومدم.
👈🏻یه شب که اومد خونه بهش گفتم میخوام با خوشگل ترین و خوش هیکلترین خانم کارمندت رابطه دوستانه داشته باشی و بعد ازدواج کنی..!! یکی که رنگ پوستش و هیکلش رو دوست داشته باشی.
👈🏻وقتی شنید حسابی تعجب کرد و چشماش برق زد،ولی طوری رفتار کرد که من نفهمم که خوشحاله از پیشنهاد من
✅گفت واقعا این جوری میخوای،گفتم آره.. اونم قبول کرد و گفت پس خودت برام خواستگاری برو.
قبول کردم،شوهرم مثل بچه ها شده بود،نمی تونست خوشحالیش را پنهان کنه.
💞مثل اینکه فقط منتظر حرف من بود، یکی را بهم معرفی کرد و گفت ایشون زن لایقیه و بنظرم همه مواردی که من میخوام را داره.
گفتم باشه مشکلی ندارم ،فقط قبل از اینکه برم جلو یه شرطی دارم... سریع گفت چه شرطی😐 گفتم
ما دو تا بچه داریم یه دختر و یه پسر که خودت میدونی تربیت این بچه ها با منه.
گفت آره خب، گفتم من شرطم را میزارم قبول کردی همین الان می رم و با خانم مورد پسند شما صحبت میکنم.
✅شوهرم قبول کرد، بهش گفتم پسرت را جوری تربیت میکنم که چشمش دنبال همه دخترهای توی خیابون باشه.😟 و دخترت رو جوری تربیت میکنم که وقتی بزرگ شد خودش را هزار رنگ کنه و توجه همه مردها را به سمت خودش جلب کنه...
🍃وقتی شرط های منو شنید صورتش سرخ شد،خجالت کشید و سرش را به زیر انداخت.
👈🏻گفتم قبوله؟؟ هیچی نگفت، سرش هنوز پایین بود، وقتی سرش را آورد بالا گفت شرمندتم..
منو ببخش، حواسم نبود دارم چکار میکنم. منو به خودم آوردی، دیگه هیچ وقت ندیدم شوهرم از من ایراد بگیره.
🔑نتیجه اخلاقی:
✔همیشه نیاز نیست برای این که به همسرتون بفهمونید از یکی از اخلاق هاش خوشتون نمیاد شروع به مخالفت شدید کنید و داد و بیداد کنید، با سیاست رفتار کنید ،اول آرامش خودتون را بدست بیارید و در مورد مشکل تون فکر کنید،حتی اگر راهکاری به ذهنتون نرسید افرادی هستند که کمکتون کنند،افرادی مثل یک مشاور و کسی که تجربه های زیادی داره...
👈🏻لازم نیست به صورت مستقیم به همسرتون نکات منفی اخلاقش را متذکر بشید چون مطمئنا با جبهه گیری و مقاومت همسرتون مواجه میشید..
فقط فکر کنید و به بهترین راهکار برای عوض شدن زندگیتون دست پیدا کنید.
🚀 ☞❥ 🔚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥 سه نکتهای که نوجوانان برای گفتگو به آن نیاز دارند/روانشناس سادات
🎥#سید_سبحان_سادات
#روانشناس
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
گاهی برای رشدکردن
بایدسختی کشید
گاهی برای فهمیدن
بایدشکست خورد
وگاهی برای به دست آوردن
بایدازدست داد
خواستن اگرباتمام وجود باشد
هیچ سدی نمیتواند مانع شود
🖌#کانال_دکتر_انوشه
@daneshanushe✍️
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺🌺 توصیه دکتر سعید عزیزی به زوجینی که پرخاشگری دارند و کتک میزنند/دکتر عزیزی
@daneshanushe✍️
❣️برای لذت بردن از زندگی منتظر اتفاقات خارق العاده نباشیم. گاهی اوقات یه جای دنج با یک دمنوش آرامش بخش و کتاب مورد علاقه میتونه نهایت خوشبختی باشه....
آرامش از درون میاد دنبالش جای دیگه نگرد...🏡
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_پانزده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بابام حتی زحمت ندادب
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_شانزده
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
دیگه نتونستم تحمل کنم گفتم امیر برام خواستگارامده بابام راضیه،امیرمکث کوتاهی کردگفت کیه؟گفتم ابوالفضل بهو دادزدچی!؟بعدزیرلب چندتافحش نثارش کردگفت چطورجرات کرده وقتی میدونه من میخوامت گفتم ابوالفضل میدونه گفت اره خودم بهش گفتم..گفتم میخوای چکارکنی گفت شماره بابات روبده باید باهاش حرف بزنم..گفتم میشه چندروز صبرکنی اگرنتونستم خودم این موضوع حل کنم بعدش توبه بابام زنگ بزن خلاصه بابدبختی امیرراضی کردم فعلا کاری نکنه..اون روز وقتی برگشتم خونه مامانم داشت تلفنی بایکی حرف میزد انقدرخوشحال بودکه فقط میخندید..میگفت ایشالله همه ی جوانهاخوشبخت بشن..بدون اینکه بهش سلام کنم رفتم تواتاقم،ده دقیقه بعدش صدام کردگفت بیاناهارت بخور گفتم سیرم ونرفتم بیرون..مامانم خودش امدپیشم گفت چته؟انگارناراحتی؟!زبونتم که موش خورده سلام نکردی،گفتم خوبم فقط خسته ام..مامانم گفت فعلا مجبورم نازت بکشم..گفتم اره میدونم مجبوری چون زیادمهمونتون نیستم میخوایدبه زورشوهرم بدید..
ادامه در پارت بعدی 👇
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
با کلاس باشیم
🔷اين كه تن به انجام هر کاری نميدی به اين معنی نيست كه نمیتونی؛
این یعنی "چارچوب" ...
چارچوبی كه خودت برای خودت تعريف ميكنی و پايه و اساسش از "خانواده" شكل ميگيره...
كسی كه چهارچوب داره، "اصالت" داره... اصالت رو نه ميشه خريد نه ميشه اداشو درآورد و نه ميشه با بزک و دوزک بهش رسيد!
🔹اصالت يعنی:
دلت نمياد خيانت كنی،
دلت نمياد دل بشكنی،
دلت نمياد "دورو" باشی،
دلت نمياد"آدما رو بازی" بدی.
❌اين اسمش اصالته. اصالت رو با توهم اشتباه نگیریم
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_شانزده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. دیگه نتونستم تحمل کن
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_هفده
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
مامانم یکی زد روپاش گفت دوباره این شیمادهن لق بازی دراورد..گفتم نه دیشب حرفاتون روشنیدم ولی بدون من زن ابوالفضل نمیشم ازش بدم میاد
مامانم گفت چشه بدبخت پسربه این خوبی ازخداتم باشه، گفتم همین امشب به گوهرخانم زنگبزن بگو شیرین راضی نیست وبرای پسرشون فکریه دختردیگه باشن..مامانم گفت بابات صلاحت بهترمیدونه وماراضی هستیم توام بایدقبول کنی تاهمین الانشم دیرشده خواهرت هم سن تو بودیه بچه ام داشت..بحث کردن باپدرومادرم بی فایده بود تصمیم گرفتم باخود ابوالفضل حرفبزنم وبهش بگم راضی به این وصلت نیستم..فرداش وقتی ازمدرسه برمیگشتم رفتم محل کار ابوالفضل،اون موقع تویه تعمیرگاه ماشین کارمیکردازدوردیدمش داشت بایه مشتری صحبت میکرد..منتظرموندم تاسرش خلوت بشه..وقتی موقعیت جورشدرفتم جلوبهش سلام کردم..بادیدنم حسابی جاخوردجواب سلامم بالبخند دادگفت:شمااینجاچکارمیکنی؟انگارازوقتی خواستگاری کرده بود روش بازشده بود..گفتم میخوام باهات صحبت کنم..گفت الان نمیشه برو خونه غروب بیا پارک دورمیدون..
ادامه در پارت بعدی 👇
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرق بین "عشق" و "دوست داشتن"!❤️
#دکتر_انوشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe