eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
9.4هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
18هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋تفسیر نقاشی دختر گل ۵ ساله🦋 ۱. ارتباط کودک با پدر مطلوب نیست.🍃 ۲. نسبت به مدرسه رفتن بی میل شده است.🍃 ۳. برادر را مانع ارتباط خود با پدر و مادر می بیند‌.🍃 ۴. از مادر عصبانیت و دیده و از این بابت ناراحت است.🍃 ۵. کودک حس می کند کسی شنونده ی حرف های او نیست .🍃 ۶. نشانه هایی از پرخاشگری در نقاشی کودک مشاهده می شود.🍃 برای دیدن ادامه ی تفسیر نقاشی این دختر گل و همچنین برای تفسیر نقاشی فرزندتون وارد کانال زیر شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/2100428801Cf8bc734cb6
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
. همیشه ماجرای تفسیر نقاشی کودک برام جالب بود تا با این کانال آشنا شدم 👏 تو کانالشون کلی نقاشی تفسیر کردن و بیش از ۳۰۰ پیام رضایت و تایید از خانواده ها تو کانال گذاشتن. تازه کلی آموزش رایگان هم دارن که حقیقتا آدم و شگفت زده میکنه 😳 https://eitaa.com/joinchat/2100428801Cf8bc734cb6
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸شراب های قرآنی🌿🌺/دکتر الهی قمشه ای 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
🧐تازه عروسها بجای زنگ زدن به مامان🤕 برای دستور غذا یه سر بیا اینجا👇👇👇 🍽۵۰نوع غذای نونی🥟 🍽۵۰ نوع غذای بدون گوشت🍱 🍽۳۰ نوع پلو🍚 🍽۳۰ نوع آش و سوپ🥣 🍽۳۰ نوع فینگرفود🍡 🍽۳۰ نوع شربت و مربا🍓 🍽۲۰ نوع ترشی🫒 🌸دیگه چی دلت میخواد😁 https://eitaa.com/joinchat/2809528535C11fb5fad36 اندازه یه خانم جا افتاده تجربه کسب کن🤩
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌مولانا میگه؛ زندگی یک کیسه است که سر این کیسه گره های زیادی داره ... عقده را بگشاده گیر ای منتهی عقدهٔ سختست بر کیسهٔ تهی دز گشاد عقده‌ها گشتی تو پیر عقدهٔ چندی دگر بگشاده گیر
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. دغدغه قیمت طلا رو داری 🤔 می‌ترسی از رشد طلا جا بمونی ⁉️ با 2 میلیون سرمایه میتونی هم از افزایش قیمت طلا هم کاهش قیمتش سود کنیــن !! 🔥اینو ما یادت می‌دیم کلیک کن 👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/1162608665C1711caf7b6 .
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
📌 قیمتِ لحظه ای طلای ۱۸ عیار اینجاست👇 https://eitaa.com/joinchat/1162608665C1711caf7b6 🔺تنها تحلیلگری که توی دو راهی نمیزاره درجا میگه بخر یا بفروش👆
955.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☝️بعضی دعاها عجیب به دل می شینه…! خداوندا: نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی و نه آنقدر بدم که رهایم کنی میان این دو گم شده ام هم خودم و هم تو را آزار می دهم … هر چه تلاش کردم نتوانستم آنی شوم که تو می خواهی و هرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی … خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن .../دکتر انوشه 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
🌱اگه رزق و روزی تون کم شده 😥 🌱اگه مشکلات خانوادگی دارید🤦🏼‍♂ 🌱اگه با اطرافیانتون به مشکل برخوردید 🌱اگه مشکل ازدواج داری❤ 🌱اگه فکر میکنید خودتون و خانوادتون تحت تاثیر چشم زخم هستید🤦🏻‍♂ و اگه ... 🕊 به قول آقای بهجت نگران نباشید،اهل بیت راه کار دارند... https://eitaa.com/joinchat/3490578949C584695fd92 همین الان وارد شو واین فرصت از دست نده
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج 🌱 عمو و آقاجانم با اینکه ناتنی بودن ولی رابطه خوبی با هم داش
🌱 روزی که خبر فوت آفاجانم رو آوردن یادم نمیره که چه قیامتی تو عمارت برپا شده بود وابستگی زیاد ما به آقاجانم یجورایی مارو از پا در آورد مخصوصا مادرم که خیلی بیتابی میکرد انگار دیگه تو این دنیا نبود چهل روز گذشته بود منو گلی و حتی سکینه بانو آروم تر شده بودیم ولی مادرم مثل روز اول گریه زاری میکرد اون موقع ها همه اهالی عمارت باید میومدن اتاق اصلی واسه وعده صبحانه و ناهار و شام آقاجان که بود ما هم میرفتیم بعد از اون مادرم دیگه نیومد یعنی دیگه غذایی هم نمیخورد که بیاد اگه زیور نبود مادرم بی شک از بس که آب و غذا نمیخورد جونشو از دست میداد زیور مادرمو خیلی دوست داشت آخه مادرم برعکس زنعمو خیلی هوای کارگرای خونه رو داشت با همشون مهربون بود هیچ وقت دستور نمیداد بهشون یا از بالا نگاشون کنه واسه همین همه دوسش داشتن مخصوصا زیور که با مامانم خیلی صمیمی بودن اون روزا خیلی هوای مادرمو داشت بزور بهش اب و غذا میداد دلم واسه مادرم میسوخت واقعا کسی رو نداشت پدر و مادرش هم یک سالی میشد رفته بودن شهر پیش داییم زندگی میکردن تا وقتی که بودن اجازه اومدن به عمارتو نداشتن و مادرم فقط واسه دیدنشون میرفت ولی از وقتی رفتن شهر آقاجان فقط یکی دوبار مادرمو برده بود دیدنشون واسه همین حتی از م. رگ آقاجانم هم خبر نداشتن زیور هم زیاد نمیتونست وقت بذاره چون درست کردن غذای اهل عمارت با اون بود اون روزا هم که عمارت حسابی شلوغ بود بازم هر وقت وقتش خالی میشد به مادرم سر میزد و سنگ صبور بود من و گلی طبق روال قبل میرفتیم پیش بقیه واسه غذا خوردن یادمه بعد از چهلم بود شام رو که خوردیم خان بابا از عموم و سکینه بانو  خواست بمونن و بقیه برن فهمیدم یه خبراییه ولی نمیدونستم چی فرداش سکینه بانو اومد داخل اتاق ما مادرم جلوی پاش بلند شد سکینه بانو با غر. ور بالای اتاق نشست زیاد پیش نمیومد بیاد اتاق مامگر اینکه کار مهمی داشته باشه نگاهی به من و گلی کرد و گفت: _برین بیرون میخوام تنها صحبت کنم با مادرتون من و گلی ازش حساب میبردیم هیچوقت روی خوشی به ما نشون نداده بود سر بزیر بلند شدیم رفتیم بیرون رو پله ها منتظر نشستم گلی اما گوشش و چسبونده بود به در و داشت گوش میداد هرچی بهش گفتم بیا اینور الان ببینه یکی تنب یه حس ابی میشی به گوشش نمیرفت داشتم به گلی غر میزدم که از اتاق عمو سر و صدا بپا شد صدای زنعمو میومد که داشت به مادرم بد و بیراه میگفت طولی نکشید که صدای گریه مادرم هم بلند شد سکینه بانو که اومد بیرون با گلی سریع رفتیم تو اتاق
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
⚠️ ۵ کار ممنوعه که نباید توی خونه انجام بدی! 😱مجسمه یا تابلوی زن تنها؟ هرگز توی خونم استفاده نمی‌کنم! ❌ ساعت در جنوب شرقی خونه؟ به هیچ عنوان! ❌ آیینه روبروی درب ورودی؟ اصلاً و ابداً! ❌ گیاه کاکتوس؟ هرگز وارد خونم نمی‌کنم! 🤔 می‌خوای بدونی چرا این کارها ممنوعه؟ 📥 وارد کانال شو و رازهای پشت این ممنوعه‌ها رو کشف کن! 🔗 لینک کانال: https://eitaa.com/joinchat/3897098918C03d47ccbc6 .