5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌اشتباهی که والدین از سر دوست داشتن فرزندان انجام میدهند/روانشناس زینلی
🎥 #روانشناس_زینلی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
يك پیام تكان دهنده توسط یک زن
کسی از او پرسيد...
آیا شما زنی شاغل هستيد،
یا خانه دار؟؟
او پاسخ داد: بله من يك خانه دار تمام وقت هستم!!!
من 24 ساعت در روز کار می کنم ...
من یک “مادر” هستم!!
من یک همسر هستم!!
من یک دختر هستم!!
من یک عروس خانواده همسرم هستم!!
من یک ساعت زنگ دار هستم!!
من یک آشپز هستم!!
من یک پيشخدمت هستم!!
من یک معلم هستم!!
من یک گارسون هستم!!
من یک پرستار بچه هستم!!
من دستيار هستم!!
من یک مامور امنیتی هستم!!!
من یک مشاور هستم!!!
من آرام بخش هستم!!
من تعطیلات ندارم!!
مرخصی استعلاجی ندارم!!
روز استراحت ندارم!!!
شبانه روز کار میکنم...
و 24 ساعته گوش به زنگم...
تمام ساعات و
دستمزدم اين است:
“مگه چكار كردي از صبح تا حالا؟”
تقدیم به همه زنان كه مثل نمک ويژه هستند...
تا هستند هيچكس متوجه حضورشان نيست ، ولي وقتي نيستند همه چيز بيمزه است!!
سخنان ناب دکتر انوشه👌
تو عمارت زنعمو و بچه هاش که کلا چشم دیدنمونو نداشتن سکینه بانو که تا قبل عقد همه زور. شو زد واسه در
یه روز زنعمو اومد مطبخ به زیور گفت:
نمیتونیم فعلا کسی دیگه رو بیاریم اشاره کرد به مادرم گفت فعلا خاتون کمک دستت باشه تا بعد زیور گفت :
_ولی خانم خاتون خانوم بزرگی کردن این چند وقت به من کمک کردن نمیشه که ...
ولی زنعمو جوابی نداد و رفت زنعمو که رفت زیور توپید به مادرم که
_ چقدر بهت گفتم نکن یه فکری به حال زندگیت کن همینو میخواستی که این زنک بیاد تورو بکنه کارگر عمارت مگه تو هم عروس این خانواده نیستی اصن کی گفته اون تصمیم میگیره برو به خان بگو
ولی مادرم چیزی نمیگفت میگفت:
_ اشکال نداره من که اینجا هستم کمکت اون هرچی میخواد فکر کنه ولی زیور به این راحتیا کوتاه نیومد یه روز که زنعمو و بچه ها رفته بودن خونه پدر زنعمو زیور رفت سراغ عمو که تازه از سر زمین اومده بود منم دنبالش رفتم ببینم میخواد چیکار کنه چایی عمو رو که گذاشت جلوش گفت :
_خانزاده سرتون سلامت میدونم شوکت خانوم گفتن نیازی نیس کسی بیاد واسه کمک به مطبخ و خاتون رو گفتن کمک باشه ولی این خاتون بیچاره جونی نداره خودش به اندازه کافی ضعیف هست تا الانم کمک من میکرده کارای سبک میدادم بهش اونم چون فقط خودش دوس داشت تو مطبخ باشه ولی راستش از پس کارها بر نمیاد
عمو اینو که شنید قرمز شد گفت:
_ مگه خاتون کلفته که تو مطبخ کار کنه ؟
زیور با صدای مظلوم و شرممنده گفت:
_ زبونم لال ولی اخه شووکت خانوم.....
عموم داد زد:
_ شوکت غلط کرده همین فردا میگم یکیو پیدا کنن بیاد کمکت
زیور که به هدفش رسیده بود یکم چاپلوسی کرد و اومد بیرون شبش تو اتاق نشسته بودیم مادرم برامون از گذشته ها تعریف میکرد که در زدن گلی درو باز کرد عموم بود گفت زنداداش اجازه هست ؟
🔴 وقتی صمیمیت احساسی، ازبینرفته یا بسیار ناچیز است
عجیب نیست اگر پس از ۱۰ سال زندگی مشترک، احساس کنید عشقتان مانند سابق آتشین نیست. این مسئله معمولا بهدلیل این است که زندگی روزمره و درگیریهای آن باعث میشوند، برقراری ارتباط در پسزمینه قرار بگیرد.
گاهی با خودآگاهی، تغییر اولویتها و صرف وقت و انرژی برای رابطهتان، مسئله به سادگی حل میشود. اما گاهی وقتها مسئله جدیتر است.
وقتی دو طرف برای مدت طولانی راهشان را از هم جدا کردهاند، عادتهای جدید و گاهی ناهمخوان با طرف دیگر پیدا کردهاند یا مدتهاست که نیازهایشان را جای دیگری تأمین میکنند، بازیابی صمیمت گذشته به تلاش خیلی بیشتری نیاز دارد.
❤️
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼🍃
🌱ژن خوب مثل شروع خوب توی یه مسابقهست؛👍
دکترفردوسی پور
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃
فکتهای جالب روانشناسی🥲🌸
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
همیشه بهترین اتفاقای زندگی زمانی رقم میخورن که آدم دنبالشون نمیگرده پس زیادی بهش فکر نکنین و براش استرس نداشته باشین
پسرا تو نگاه اول بخاطر ظاهره که ممکنه عاشق بشن اما دخترا بخاطر رفتار خاص اون پسره
جالبه بدونید اگه در طول روز با کسیکه دوستش دارید صحبت کنید احتمالش بیشتره که شب هم راحتتر بخوابید و هم خوابای بهتری ببینید
مود شما با لباس پوشیدنتون ارتباط مستقیم داره یعنی اگه حالتون خوب نیست میتونید لباسهایی که دوس دارید رو بپوشید تا حالتون بهتر شه
💑 یک شریک زندگی خوب باید چه شکلی باشه؟
🔹با مشکلات به سادگی برخورد خواهد کرد و آنرا پیچیده نمیکند.
🔸 اشتباهات گذشته شما را فراموش میکند.
🔹رگ خواب شماویازبان عشق شما را میشناسد.
🔸 به تنهایی شما احترام میگذارد.
🔹 گفتگو با شما در اولویت اوست.
🔸همیشه برای بهبود رابطه تلاش میکند.
🔹به رابطه دوطرفه اعتقاد دارد.
🔸 شوخ طبع است.
🔹منطقی است.
🔸 به خودشناسی رسیده است.
🔹 خوشبین است.
🔸 مسئولیت پذیر است.
🔹احساسات خود را کنترل میکند.
🔸 زمانش را با شما تقسیم میکند.
🔹 مستقل است.
🔸 از شما حمایت میکند.
🔹 معتقد است.
🔸قادر به گفتن «ببخشید» است.
🔹 بهترین دوست شماست.
🔸 صادق و قابل اعتماد است.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
386.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 ملاک برتری همسران، سواد نیست
🔴 #استاد_عباسی
🍃@daneshanushe✍️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
یه روز زنعمو اومد مطبخ به زیور گفت: نمیتونیم فعلا کسی دیگه رو بیاریم اشاره کرد به مادرم گفت فعلا خ
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#بهارنارنج
🌱
مادرم هول چادرشو سرش انداخت و تعارف کرد عمو اومد داخل نشست منو گلی از اینکه بعد ماه ها یکی اومده بود اتاقمون ذوق زده هرچی خوراکی داشتیم آوردیم گذاشتیم جلو عمو یکم که نشست گفت:
_ زیاد مزاحمت نمیشم زنداداش هم اومدم ازت گله کنم هم معذرت خواهی ما این مدت خیلی در حق شما و بچه ها کوتاهی کردیم گله دارم از اینکه دیگه سفره تو از ما جدا کردی هم اینکه شان و منزلت خودتو آوردی پایین رفتی تو مطبخ قاطی کارگرا ناسلامتی شما عروس خانی اسمت تو شناسنامه منه واسه من افت داره من این مدت زیاد حواسم به داخل عمارت نبوده از اینکه شوکت شمارو با کارگرا همسان کرده مع ذرت میخوام خودم حساب کارو میدم دستش ازتون میخوام دیگه نرین داخل مطبخ واسه کار کردن مردم چی میگن اخه ؟از فردا هم موقع ناهار و شام میفرستم صداتون کنن با بچه ها بیاین سر سفره ما
مادرم معلوم بود معذب شده طبق عادت گفت:
_ نه خان داداش این چه حرفیه من خودم دوس داشتم برم مطبخ پیش زیور اینجوری حوصلمم سر نمیره از شوکت خانمم گله ای ندارم اگر اجازه بدین وعده های ناهار و شامم همینجا با بچه ها داخل اتاق باشیم راحت تریم
ولی عموم قبول نکرد از مادرم خواست دیگه مطبخ نره و سر سفره حضور داشته باشه حرفاشو که زد بلند شد و رفت مادرمم از فرداش با اینکه دلش میخواست ولی دیگه نرفت مطبخ مگه میشد رو حرف عمو نه آورد ....
موقع ناهار یکی از کارگرا اومد دنبالمون گفت:
_ خان گفته تشریف بیارید سر سفره مادرم لباس مرتبی پوشید و تن من و گلی هم لباس مرتبی کرد و رفتیم
داخل اتاق که شدیم زنعمو با چشمایی که ازش خشمش پیدا بود نگاهمون میکرد سیمین و سوسن پشت چشمی برامون نازک کردن سکینه بانو هم فحشی زیرلب نثارمون کرد مراد و خان بابا براشون خیلی اهمیت نداشت حضور ما ولی عمو بهمون تعارف کرد بشینیم مادرم معلوم بود خیلی معذبه گوشه ای از سفره سربزیر نشستیم و مشغول شدیم زنعمو رو کرد به مادرم گفت:
_ خاتون غذاهای تو خوشمزه تر بود کاش خودت تو مطبخ میموندی و برامون غذا آماده میکردی
عمو استغفرالهی گفت و چپ چپ به زنعمو نگاه کرد معلوم بود سر این موضوع حسابی باهاش بحث کرده ولی زن عمو پرروتر از اونی بود که بخواد زبون به دهن بگیره
بعد از ناهار که اصلا زیر نگاه های سنگین بقیه نفهمیدیمچی خوردیم بلند شدیم و سریع به اتاقمون برگشتیم جو اون اتاق نه تنها واسه مادرم بلکه واسه من و گلی هم غیر قابل تحمل بود..
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به خدا که وصل شوی
آرامشی وجودت را فرا می گیرد
که نه به راحتی میرنجی،
و نه به آسانی میرنجانی
آرامش،
سهم دلهایی ست
که نگاهشان به سمت خداست ...
شبتون آرام عزیزانم🌟💫