386.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 ملاک برتری همسران، سواد نیست
🔴 #استاد_عباسی
🍃@daneshanushe✍️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
یه روز زنعمو اومد مطبخ به زیور گفت: نمیتونیم فعلا کسی دیگه رو بیاریم اشاره کرد به مادرم گفت فعلا خ
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#بهارنارنج
🌱
مادرم هول چادرشو سرش انداخت و تعارف کرد عمو اومد داخل نشست منو گلی از اینکه بعد ماه ها یکی اومده بود اتاقمون ذوق زده هرچی خوراکی داشتیم آوردیم گذاشتیم جلو عمو یکم که نشست گفت:
_ زیاد مزاحمت نمیشم زنداداش هم اومدم ازت گله کنم هم معذرت خواهی ما این مدت خیلی در حق شما و بچه ها کوتاهی کردیم گله دارم از اینکه دیگه سفره تو از ما جدا کردی هم اینکه شان و منزلت خودتو آوردی پایین رفتی تو مطبخ قاطی کارگرا ناسلامتی شما عروس خانی اسمت تو شناسنامه منه واسه من افت داره من این مدت زیاد حواسم به داخل عمارت نبوده از اینکه شوکت شمارو با کارگرا همسان کرده مع ذرت میخوام خودم حساب کارو میدم دستش ازتون میخوام دیگه نرین داخل مطبخ واسه کار کردن مردم چی میگن اخه ؟از فردا هم موقع ناهار و شام میفرستم صداتون کنن با بچه ها بیاین سر سفره ما
مادرم معلوم بود معذب شده طبق عادت گفت:
_ نه خان داداش این چه حرفیه من خودم دوس داشتم برم مطبخ پیش زیور اینجوری حوصلمم سر نمیره از شوکت خانمم گله ای ندارم اگر اجازه بدین وعده های ناهار و شامم همینجا با بچه ها داخل اتاق باشیم راحت تریم
ولی عموم قبول نکرد از مادرم خواست دیگه مطبخ نره و سر سفره حضور داشته باشه حرفاشو که زد بلند شد و رفت مادرمم از فرداش با اینکه دلش میخواست ولی دیگه نرفت مطبخ مگه میشد رو حرف عمو نه آورد ....
موقع ناهار یکی از کارگرا اومد دنبالمون گفت:
_ خان گفته تشریف بیارید سر سفره مادرم لباس مرتبی پوشید و تن من و گلی هم لباس مرتبی کرد و رفتیم
داخل اتاق که شدیم زنعمو با چشمایی که ازش خشمش پیدا بود نگاهمون میکرد سیمین و سوسن پشت چشمی برامون نازک کردن سکینه بانو هم فحشی زیرلب نثارمون کرد مراد و خان بابا براشون خیلی اهمیت نداشت حضور ما ولی عمو بهمون تعارف کرد بشینیم مادرم معلوم بود خیلی معذبه گوشه ای از سفره سربزیر نشستیم و مشغول شدیم زنعمو رو کرد به مادرم گفت:
_ خاتون غذاهای تو خوشمزه تر بود کاش خودت تو مطبخ میموندی و برامون غذا آماده میکردی
عمو استغفرالهی گفت و چپ چپ به زنعمو نگاه کرد معلوم بود سر این موضوع حسابی باهاش بحث کرده ولی زن عمو پرروتر از اونی بود که بخواد زبون به دهن بگیره
بعد از ناهار که اصلا زیر نگاه های سنگین بقیه نفهمیدیمچی خوردیم بلند شدیم و سریع به اتاقمون برگشتیم جو اون اتاق نه تنها واسه مادرم بلکه واسه من و گلی هم غیر قابل تحمل بود..
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به خدا که وصل شوی
آرامشی وجودت را فرا می گیرد
که نه به راحتی میرنجی،
و نه به آسانی میرنجانی
آرامش،
سهم دلهایی ست
که نگاهشان به سمت خداست ...
شبتون آرام عزیزانم🌟💫
👇تقویم نجومی چهارشنبه👇
✴️چهارشنبه👈 22 بهمن/دلو 1404
👈22 شعبان 1447 👈11 فوریه 2026
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️ امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅خرید و فروش.
✅شکار و صید و دام گذاری.
✅داد و ستد و تجارت.
✅و دیدار با روسا و مسئولین خوب است.
👶 زایمان: نوزاد مبارک و خوش قدم خواهد بود.
🚘مسافرت : سفر مکروه است و در صورت ضرورت همراه صدقه باشد.
🔭 احکام نجوم.
🌗 امروز قمر در برج قوس و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است:
✳️شروع به کار و کسب.
✳️جابجایی و نقل و انتقال.
✳️شراکت و امور شراکتی.
✳️امور بازرگانی.
✳️و تعلیم و تعلم و امور آموزشی نیک است.
🟣کتابت ادعیه حرز و حکاکی و نماز و استفاده حرز خوب است.
👩❤️👨 حکم مباشرت.
امشب ( شب پنج شنبه ) ،فرزند یا عالم شود یا حاکم.
💉💉 حجامت:
خون دادن و فصد سبب قوت دل می شود.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت باعث فقر و بی پولی می شود.
😴🙄 تعبیر خواب.
خوابی که (شب پنجشنبه) دیده شود تعبیرش طبق آیه ی 23 سوره مبارکه "مومنون" است.
و لقد ارسلنا نوحا الی قومه فقال یا قوم...
و مفهوم آن این است که خواب بیننده را خیر و خوبی از جانب بزرگی برسد که باور نکند یا نصیحتی به کسی کند و او باور نکند. و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
✂️ ناخن گرفتن.
🔵 چهارشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و باعث بداخلاقی میشود.
👕👚 دوخت و دوز.
چهارشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود.ان شاالله
✴️️ وقت #استخاره در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن)
❇️️ #ذکر روز چهارشنبه : یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه #یامتعال که موجب عزّت در دین میگردد
💠 ️روز چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام#امام_رضا_علیه السلام_#امام_جواد_علیه_السلام و #امام_هادی_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد .
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 ۲۲
بهمن؛ روز پیروزی اراده ملت
۲۲ بهمن یادآور روزی است که ملت ایران با ایمان، همبستگی و ایستادگی، سرنوشت خود را به دست گرفتند.
روزی که صدای مردم شنیده شد و مسیر تازهای در تاریخ این سرزمین آغاز شد.
این روز، نماد حضور آگاهانه مردم، اتحاد ملی و امید به آیندهای مستقلتر است.
گرامیداشت ۲۲ بهمن، یادآوری مسئولیتی است که امروز بر دوش همه ماست؛
مسئولیت حفظ ارزشها، آگاهی، و تلاش برای ساختن فردایی بهتر.
سالروز پیروزی انقلاب اسلامی گرامی باد 🇮🇷
#تهران
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥کل داستان زن محبت و عاطفه است.
❤️کل داستان مرد اقتدار و جایگاه است.
👈👌این دو رو اقناع کن همه چی درست میشه...
😫بچه ات اگر چشم نمیگه چون خودت چشم نمیگی، بچه باید از کسی بشنوه تا یاد بگیره. 😉
دکتر سعید عزیزی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
🍃اگر یه موقع هایی میبینید که همسرتون نسبت به کسی حسادت میکنه و به خاطر حسادتش به اون فرد عکس العمل نشون میده یکی از راهای کم کردن این نوع حسادت افزایش دادن عزت نفس همسرتونه.
👈چطوری؟
از همسرتون تعریف کنید .مخصوصا در مورد اون ویژگی هایی که میبینید نسبت بهشون بر روی اون فرد حساسه.
بهش میدون بدید که کارهایی رو انجام بده که با انجام اون کارها پیش شما خودش رو نشون میده.
👈اگر همسرتون احساس کنه که بهش اعتماد دارید و اون رو در همه موارد قبول دارید و ترجیهش میدید خودش رو کمتر در معرض حسادت و مقایسه با دیگران قرار میده.
❤️
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭐️ نحوه گفتگو با فردی که کاملا با نظر ما مخالف است/استاد اسماعیلی
🎥#استاد_اسماعیلی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر میخواهید مریض نشوید،
در این سه زمان نخوابید...👌✔️
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج 🌱 مادرم هول چادرشو سرش انداخت و تعارف کرد عمو اومد داخل نشست
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#بهارنارنج
🌱
دوسالی به همین منوال زندگی کردیم خوب و بد میگذشت رفتار بد زنعمو عوض نشده بود که هیچ بدتر هم شده بود
اون زمان دخترا زود میرفتن خونه شوهر بعضی از دخترای روستا که سن من بودن بچه هم داشتن منم خاستگار داشتم بزرگ تر که شده بودم همه میگفتن به مامانم رفتم صورت من از بقیه دخترای اون زمان زیبا تر بود سکینه بانو هر وقت منو میدید میگفت معلوم نیس آدمه یا جن به ننه عفریتش رفته
گلی اما به بابام رفته بود هر خاستگاری که واسم میومد نمیدونم چرا به دفعه دوم نمیرسید یه جورایی پشیمون میشد سیمین و سوسن اما خاستگار زیاد نداشتن دو سه نفر بودن که اونم به قول زنعمو به ما نمیخوردن
تو اون دو سال عموم دور از چشم زنعمو خیلی سعی میکرد به مادرم نزدیک بشه زیور میگفت انگاری عاشق شده حقم داشت مادرم سنی نداشت که هنوز جوون بود و زیبا صورتش گیرایی خاصی داشت زیور میگفت آدم غریبه هم سیر نمیشه از دیدنش جه برسه عمو که بهش محرمم هست
ولی مادرم هیچ وقت روی خوشی به عموم نشون نمیداد هنوزم گاهی مطبخ میرفت به زیور کمک میکرد ولی نه اینکه دائم باشه و به قول زیور باز زنعمو بچسبونش به کارگرا
خان بابا دیگه اکثر کارای روستارو سپرده بود به عمو و خودش بیشتر استراحت میکرد روستای ما کوچیک بود و جمعیتش هم کم بود کار چندانی نداشت سکینه بانو ولی میدید عمو داره کم کم جانشین میشه همش حرص میخورد واسه همین خیلی تو عمارت نمیموند و اکثرا میرفت شهر خونه عمه فرشته
عمه فرشته چند باری بعد از رفتنشون اومده بودن روستا انگار دیگه با محیط شهر جور شده بودن و قصد برگشت نداشتن شیرین هم شروع کرده بود درس خوندن و هر وقت میومد یه کتاب واسم میاورد.....