💎برای مهار نمودن خشم از واژه "من" استفاده کنید.
برای پرهیز از انتقاد کردن و یا مقصر دانستن دیگران که تنها تنش را افزایش میدهد
در حین توصیف مشکل، از واژه "من" استفاده کنید.
با احترام و شفاف صحبت کنید. به عنوان مثال، بگویید:
" من ناراحتم از اینکه میز را همینطور نامرتب رها کردی بدون این كه برای مرتب کردن، پیشنهاد کمک بدهی. "
به جای آن كه بگویید: "تو هیچ وقت هیچ کمکی نمی کنی.
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
💎مرجع تخصصی پاپوش مجلسی 💎
🌈 اگه جوراب شلواری های خاص و باکیفیت مخصوص عییییید میخای بیا اینجا که کارهاش محشره👌👌
🦋 پاپوشهای خاص میخای بیا اینجا😉
✨اینجاپراز جورابهای زیبا و باکیفیته✨
🌱 قیمتهاشون خیلی پایینه😱
🌾 مخصوصا برای عیدی👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/909312408C14c9b7eb69
سخنان ناب دکتر انوشه👌
پسر خان به ثانیه نکشیده دوباره سرشو انداخت پایین انقد این اتفاق سریع افتاد که کسی متوجه نگاهش حتی نش
بالاخره مهمونای محترم زنعمو از راه رسیدن و زنعمو دستور پهن کرده سفره رو داد خواهرش تا مادرمو دید گفت:
^ وا خاتون چقدر زشت شدی تو این مدت که ندیدمت خیلی پیر و شکسته شدی مادرم اما با متانت جواب داد
_ روزگاره دیگه بچه ها بزرگ میشن ما پیر
خواهر زنعمو گفت :
_البته به ارث هم هست منو شوکت هرچی که میگذره جوون تر میشیم انگار تو فک نکنم خیلی بزرگ تر از ما باشیا ولی یکی نبینه فک میکنه جای مادرمونی بعد این حرف همشون زدن زیر خنده گلی که حرصی شده بود گفت :
_مادر ما خیلی هم خوشگله همه میگن مادرم خوشگل ترین زن این روستاس زنعمو با تمسخر گفت:
_ آره بچه ماشالله حرف و حدیث مادرت تو روستا زیاده عموت کلاشو بزاره بالاتر
باورم نمیشد به راحتی داشتن ان گ بی عف تی میزدن به مادر من که پاشو از عمارت بیرون نمیزاشت اگرهم حرفی بود همین زنعمو و خواهرش درست کرده بودن که مادرمو جلو روستاییا خراب کنن ناهارو با تیکه و کنایه های زنعمو و خواهرش خوردیم عمو و مراد ناهار نیومدن خان بابا هم ناهارو تو اتاقش خورد و پیش ما نیومد خیلی از خواهر زنعمو خوشش نمیومد بعد از ناهار سیمین از زنعمو اجازه گرفت که با سوسن و لیلا برن تا خونه پدربزرگش و برگردن
بعد از رفتنشون گلی گفت:
_ تو فکر نمیکنی اینا یکم مشکوکن؟
گفتم :
_نه چطور
_ آخه قبل رفتنشونم سیمین هی میرفت بیرون این موقع ها الانم که باز رفتن میگم نکنه ایناام میرن لب رودخونه واسه دیدن اون پسره ؟آخه اونم همین وقتا بود میومد
اینو که گلی گفت حس کردم قلبم وایساد پر بیراهم نمیگفت سیمین همیشه همین وقتا از عمارت میزد بیرون دقیقا وقتی که اون پسره خان بالا میرسید کنار رودخونه ح. س کردم سرم داره گیج میره همونجا نشستم گلی نشست کنارم گفت چیشدی تو نکنه ؟
با غیظ گفتم ساکت شو گلی نه فقط ف شارم افتاد زنعمو نزاشت ناهار درست حسابی بخوریم که ولی واقعیت چیز دیگه ای بود دقیقا یکساعت بعد سیمین و سوسن و لیلا برگشتن اگه خونه پدربزرگش رفته بودن باید خیلی بیشتر از اینا طول میکشید تو این یکساعتی که نبودن من همونجوری لب حوض نشسته بودم و فکر میکردم فکر اینکه اونا اصن از کجا میدونن پسر خان بالا این ساعت از اونجا رد میشه قیافه سیمین دمغ بود وقتی که داشت میرفت خیلی شاد بود ولی الان که برگشته بود ناراحتیش کاملا مشخص بود همینجوری زل زده بودم بهش و داشتم به علت رفتارش فکر میکردم که د اد زد
📅 تقویم نجومی و احکام اسلامی روز یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ | بررسی کامل مناسبتها و اعمال مستحب
تاریخها:
یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۲۶ شعبان ۱۴۴۷ قمری
۱۵ فوریه ۲۰۲۶ میلادی
در ادامه، تقویم نجومی امروز به همراه احکام شرعی، توصیههای دینی، امور مناسب و امور مکروه را بهصورت کامل میخوانید.
🕌 مناسبتها و احکام دینی امروز
بر اساس روایات و منابع تقویم اسلامی، امروز برای برخی امور مناسب و برای برخی کارها نامناسب دانسته شده است.
✅ امور مناسب در روز یکشنبه
امروز برای انجام کارهای زیر زمان خوبی محسوب میشود:
🌱 امور کشاورزی و زراعی
🌳 درختکاری و کاشت نهال
🚛 جابجایی و نقل و انتقال
💰 خرید و فروش و معاملات تجاری
🏗 شروع ساختوساز و خشت بنا نهادن
🤝 دیدارها و ملاقاتهای مهم
👶 زایمان در این روز مبارک است و طبق روایات، نوزاد از عمر طولانی برخوردار خواهد بود.
🚘 سفر در این روز در صورت همراه داشتن صدقه، بلامانع و نیکوست.
❌ امور نامناسب امروز
بر اساس احکام روایی:
💍 عقد و ازدواج در این روز توصیه نمیشود و احتمال ناسازگاری یا جدایی ذکر شده است.
✂️ گرفتن ناخن در روز یکشنبه مکروه دانسته شده و ممکن است موجب کاهش برکت شود.
👕 بریدن و دوخت لباس نو مناسب نیست و احتمال ایجاد حزن و ناراحتی ذکر شده است (خرید لباس شامل این حکم نمیشود).
🔭 وضعیت نجومی امروز | قمر در برج دلو
امروز قمر در برج دلو (Aquarius) قرار دارد. از نظر نجومی، این وضعیت برای امور زیر نیک و مساعد است:
حفر چاه و کانال
درختکاری
تعمیر و بازسازی خانه
گرفتن پیمان از رقیب
ختنه کودک
📛 اما مجدداً تأکید شده که عقد ازدواج مناسب نیست.
📿 اعمال مستحب و توصیههای معنوی امروز
🟣 امور معنوی مناسب:
کتابت دعا و حرز
حکاکی حرز
بستن حرز
انجام نمازهای مستحبی
💇 اصلاح مو و صورت
طبق روایات، اصلاح مو (سر و صورت) در این روز قمری باعث دفع بلا میشود.
💉 حجامت و اهدای خون
انجام حجامت، فصد یا زالو انداختن در این روز موجب رهایی از بیماری دانسته شده است.
💑 مباشرت
طبق نقل روایات، مباشرت در شب این روز سبب میشود فرزند حافظ قرآن گردد.
😴 تعبیر خواب شب دوشنبه
خوابی که در شب دوشنبه دیده شود، بر اساس آیه ۲۷ سوره سوره نحل چنین تعبیر میشود:
«قال سننظر اصدقت ام کنت من الکاذبین»
مفهوم کلی آن، تغییر حال و رسیدن به مقام و جایگاه بهتر از سوی فردی بزرگوار است. برای تعبیر دقیقتر باید شرایط شخصی خواببیننده نیز در نظر گرفته شود.
🧿 زمان مناسب استخاره در روز یکشنبه
بهترین زمان استخاره:
از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر
از ساعت ۱۶ عصر تا مغرب
🔔 اذکار توصیهشده روز یکشنبه
ذکر مخصوص روز یکشنبه:
یا ذالجلال و الاکرام (۱۰۰ مرتبه)
ذکر بعد از نماز صبح:
یا فتاح (۴۸۹ مرتبه)
که موجب فتح و نصرت میشود.
🌿 روز یکشنبه متعلق به چه بزرگوارانی است؟
طبق روایات، روز یکشنبه منسوب به:
حضرت علی
حضرت فاطمه زهرا
هدیه کردن اعمال نیک و صدقات به نیت این بزرگواران، موجب افزایش ثواب خواهد شد.
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 🌺گلهای گروه
💕امروزتان شاد و بی نظیر
🌺وخوشی جاری در
💕لحظه هایتان
🌺شمع وجودتان نورانی
💕بخت و اقبالتان بلند
🌺 شادیتان از ته دل
💕 وقصهء غم از زندگیتان جدا
سلام صبح یکشنبه تون بخیر ☕️
398.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی بهم میگن شوهرت چجوری آدمیه😊👌
#همسرانه
❤️· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
996.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردها خیلی با هم فرق دارن....
❤️@Hamsar❤️
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 چرا ازدواج کردی؟ چرا زن گرفتی؟ چرا شوهر گرفتی؟ هدفت چی بوده؟
⭕️ حجه الاسلام پناهیان
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
بالاخره مهمونای محترم زنعمو از راه رسیدن و زنعمو دستور پهن کرده سفره رو داد خواهرش تا مادرمو دید گفت
سیمین با عصبانیت گفت:
_ چرا درو. غ میگی دختره عوضی باز چه نقشه ای تو سرته؟
از جام بلند شدم که برم همینجوری که لباسمو میتکوندم گفتم: _نقشه که فعلا شما میکشی
اینو که گفتم انگار سیمینو آتیش زدن با یه حرکت ح. مله کرد سمتم و تا به خودم بیام موهامو گرفت تو دستش و با حرص گفت:
_ چه غلطی کردی ها ؟کی نقشه میکشه ؟
سوسن و لیلا اومدن گرفتنش گفتن ولش کن سیمین به این چیکار داری ولی سیمین انگار دوس داشت با یکی الکی دعوا کنه و کسی جز من بخت برگشته اون موقع تو حیاط نبود همه به خواب نیمروز فرو رفته بودن زیور اومد تو حیاط ولی نمیتونست به اونا حرف بزنه که بیچاره رو به من گفت بیا برو تو دخترم سرم حسابی از کشیدن موهام توسط سیمین درد گرفته بود لجم گرفته بود از خودم انقد بی دست و پام الان گلی بود حسابشو میرسید خواستم کم نیارم رو به سیمین گفتم :
_چیه فک کردی کسی خبر نداره از کارات ؟
یکاری نکن به عمو بگم ها
در واقع خودمم از کاراش خبر نداشتم و فقط یه دستی زده بودم بهش تا حرصش بدم ولی بدجور برام تموم شد سیمین و سوسن و لیلا اول تعجب کردن به ثانیه نکشید که سیمین از خش م قرمز شد و دوباره حمله کرد سمتم و با صدای بلند گفت :
_چه زری زدی جرات داری یه بار دیگه بگو دختره ی پت. یاره تا حالیت کنم
حقیقتا ترسی. ده بودم این سری دیگه سوسن و لیلا هم جلوشو نگرفتن زیورم حتی ترسیده بود و کارگرای مطبخ هم وایساده بودن و نگاه میکردن مونده بودم چرا زنعمو اینا و مامانو گلی با این سر و صدا از خواب بیدار نمیشن الان فقط دلم میخواست گلی میومد تا انقد احساس تنهایی نکنم زل زدم تو چشمای خ شمگین سیمین تا فک نکنه کم اوردم و با لکنت گفتم :
_من میدونم ...
حرفم تموم نشده بود که سیمین دوباره از موهام گرفت بردم سمت حوض و با یه حرکت انداختم تو آب سیمین از من درشت تر و قد بلند تر بود ولی اون لحظه نمیدونم چجوری زورش انقد یهو زیاد شده بود صدای افتادن من توصدای جیغ بقیه و فریاد خ شمگین عمو که داد میزد :
_اینجا چخبره گم شد هممون ترس یده بودیم آخه عمو معمولا این موقع خونه نمیومد به سمت عمو که برگشتم خ شکم زد عمو تنها نبود ....