❤️🍃❤️
مردها عموما قادر نیستند تا به طور همزمان روی چند مساله تمرکز کنند.
✍بنابراین، کلمه «بعدا» برای آن ها یک واژه کاملا طبیعی است که
نشان میدهد اکنون ذهنشان درگیر موضوعی دیگری است
و باید اول آن را حل و فصل کنند.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️تغییر نگاه از کجا شکل میگیره
🌷دکتر عزیزی
@daneshanushe✍️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
گفت: _ته این باغ یه در مخفی داره فردا همین موقع پشت اون در منتظرم باش باشه؟ همینجوری وایساده بودم ن
الکی بالشتمو گزاشتم کنار مامان خودمو زدم به خواب تا بالاخره گلی هم خسته شد و اومد دراز کشید مطمئن که شدم خوابیدن از جام بلند شدم مادرم یه چارقد داشت با گلای بزرگ قرمز آقاجانم از شهر براش خریده بود هر وقت سرش میکرد آقا جانم با ذوق نگاش میکرد از وقتی آقاجانم مرد دیگه سرش نکرد یواشکی از صندوق برداشتم انداختم رو سرم رفتم از پشت پنجره نگاه کردم کسی تو حیاط نبود قلبم تند تند میزد استر س و ترس اومده بود سراغم یه لحظه فک کردم اگه کسی ببینتم چی میشه و پشیمون شدم که برم ولی باز دلم طاقت نیاورد بلند شدم تند تند به سمت باغ حرکت کردم که دیگه پشیمون نشم یه دفعه مازیار جلوم سبز شد
اخ که چقد بدش انس بودم من
لبخند مسخره ای زد و گفت :
_احوال دختر عمو؟
سریع گفتم:
_ ممنونم پسر عمو
خواستم رد شم که گفت:
_ باز داری میری باغ گفتم؟
_ آره میرم یکم قدم بزنم
_ عه چه خوب منم میخواستم قدم بزنم
از اینبدتر نمیشد دیگه تو فکر راهی واسه از سر باز کردنش بودم که گفت چقد این چارقد میاد بهت حرصم گرفته بود ازش سرمو بلند کردم یه چیزی بهش بگم که با چشمای خشمگین لیلا مواجه شدم پشت به مازیار وایساده بود و مازیار اونو نمیدید رنگ از رخم پرید با اینکه مازیار اون حرفارو زده بود نمیدونم چرا من احساس گناه میکردم الان حتما فک میکنه چیزی بینمونه مازیار گفت چیشد چرا ماتت برده رد نگاه منو گرفت برگشت لیلارو دید گفت :
_عه کی اومدی لیلا؟
لیلا با خش م گفت :
_مزاحمتون شدم نه؟
مازیار گفت :
_نه منو بهار میخواستیم بریم تو باغ قدم بزنیم مگه نه بهار؟ دوتاشون برگشتن سمت من و منتظر جواب بودن نمیدونستم باید چی بگم ولی تمامجسارتمو جمع کردم و گفتم :
_من داشتم میرفتم باغ قدم بزنم نمیدونستمپسر عمو هم میخواد بره باغ ولی حالا که لیلا جان اومد باهم برین پس من یه وقت دیگه میرم چ شمای لیلا برق زد و مازیار خش مگین نگاه کرد لیلا رو به مازیار گفت آره منم کاری ندارم اگه میخوای بریم مازیار کلافه گفت
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
(داستان کوتاه و پندآموز) #زیبا
🔹مراسم عروسی بود، پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که داماد پیشش آمد و گفت: سلام استاد آیا منو به جا میارید؟
معلم بازنشسته جواب داد: خیر عزیزم، من مهمانِ دعوتی از طرف خانواده عروس هستم...
داماد ضمن معرفی خود گفت: چطور آخه؟ مگه میشه منو فراموش کرده باشید ؟!
🔻یادتان هست سالها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچهها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه دانشآموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت، خیلی نگران بودم که شما ساعت را از جیبم بیرون بیاورید و جلوی دیگر معلمین و دانشآموزان آبرویم را ببرید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید ولی تفتیش جیب بقیهی دانشآموزان را تا آخر انجام دادید!
🔻تا پایان آن سال و سالهای بعد در اون مدرسه هیچ کسی موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد و شما آبروی من را نبردید. استاد گفت: باز هم شما را نشناختم! ولی واقعه را دقیقا یادم هست.... چون من موقع تفتیش جیب دانشآموزان چشمهایم را بسته بودم..!!
🌹تربیت و حکمت معلمان، دانشآموزان را بزرگ مینماید.
🍃🍃🍃🌼🍃
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا دین اسلام، صرفا برای اعراب است؟!/دکتر انوشه
🎥#دکتر_انوشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌀 پول تو جیبی دادن بی حَد به فرزند و بدون مدیریت، باعث گستاخی فرزند میشه!/دکتر عزیزی
🎥#دکتر_عزیزی
#تربیت_فرزند
💖قربونصدقه رفتن رو از مولانا یا بگیرید
🌼این قُمار عاقبتش جانِ مرا میبازد!
🍃 از همانجا که رسد دَرد، همانجاست دَوا .
🌼 تو آن نوری که دوزَخ را به آب خود بِمیرانی
🍃 دیگران چون بِروند از نظر از دِل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
🌼در روزِ خوشی همه جهان یارِ تواند
یارِ شبِ غم نشان کسی کَم داده است
🍃اَندر تَنِ من جان و رَگ و خون همه اوست
🌼 به هر سو رو بگردانی، بگردانم به جانِ تو
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌تاثیر پذیری بچه ها در فامیل
🌸مثال دختری که یک شب خانهی فامیل مانده بود😢👆👆/دکتر عزیزی
🎥#دکتر_عزیزی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
42.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥اتصال به نامتناهی/دکتر الهی قمشه ای
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی باید خودتو نجات بدی...
با سکوت، با ندیدن، با لبخندی که فقط خودت میدونی چقد سنگینه.
آروم بگذر... چون همیشه لازم نیست چیزی رو توضیح بدی.🌱
-------------------------------
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
💞 زن و شوهر، همراه زندگی
یادتون باشه کارهای خونه فقط برای یکی از شما نیست 🍃🍂
✍ وقتی زن و شوهر کارهای روزمره و خستهکننده رو با هم تقسیم میکنن، نهتنها خستگی کمتر میشه، بلکه لحظهها شیرینتر و پر از عشق میشه.
خانه وقتی آرامش داره که زن و شوهر دست به دست هم بدن و کارها رو به فرصتی برای شادی تبدیل کنن.
🏡 زندگی مشترک یعنی همکاری، یعنی کنار هم بودن 🏡
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe