eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
9.4هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
18.2هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺سه جمله ارزشمند از حضرت علی(ع): همواره در تنهایی مراقب افکارت در خانواده مراقب رفتارت و در جامعه مراقب گفتارت باش اسباب رهایی در سه چیز است؛ 👈تحمل 👈تعقل 👈تفکر 👤 @daneshanushe✍️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی کردن نایاب ترین چیز در این دنیاست./دکتر انوشه 🎥 @daneshanushe✍️
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️♨️ دختری که بدون دلیل در گوش مادر شوهرش بزند برای زندگی مناسب است؟ - برخی افراد اختلال دارند/دکتر عزیزی 🎥
💞 این ۱۰ ویژگی قطعا مرد محبوبتان را وادار می‌کند شما را بیشتر جدی بگیرد و ممکن است حتی بیشتر عاشقتان شود. سلیقه‌ی لباس پوشیدن‌تان عطر خاص خودتان هوش هیجانی بالا زیاد لبخند بزنید بازیگوش بودنتان قضاوت نکردن سریع نشان بدین تمام توجه‌ تان به اونه اشتیاق همیشه داشتنش مهربان و عاطفی بودنتان ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
مازیار کلافه گفت: _ یادم نبود بابام گفته بود برم پیشش کارم داره باشه واسه یوقت دیگه و به طرف عمارت ح
این بار بلندتر گفتم: _ باز نمیشه ...نمیتونم _ یه بار دیگه امتحان کن همه زورتو بزار واسه کشیدن در منم از اینور کمکت میکنم گفتم: _ باشه دستمو گزاشتم رو قفل در و باهمه توان کشیدم یه دفعه  در باز شد  و من پرت شدم رو زمین کمرم حسابی درد گرفت پسر خان با نگرانی اومد جلو و گفت خوبی بهار خودش تنها بود خیالم راحت شد معلوم بود اونم به خودش رسیده زبونم قفل شده بود و فقط نگاش میکردم و گفت میتونی بلند شی سرمو تکون دادم لبخندی زد و گفت: _ سلام خاانوم تازه یادم افتاد من چقدر پررو شدم که اینجوری زل زدم به یه غریبه وای که اگه مامانم اینجا بود کشته بودم سرمو انداختم پایین گفت: _ خوبی سرمو تکون دادم خنده ای کرد و گفت: _ نمیخوای چیزی بگی ؟ با صدایی که خودمم به زور میشنیدم گفتم: _ چی بگم ؟ _ نمیدونم هر چی سرمو اوردم بالا و بهش نگاه کردم _ شما منو از کجا میشناسید؟ _ مگه تو نیومده بودی لب چشمه ؟ سرمو تکون دادم _اصن میدونی من کیم ؟ _ پسر خان بالا دوباره خنده کرد و گفت: _ پس توام راجع به من پرسیدی داشتم فکر میکردم چقدر قشنگ میخنده که گفت : _آره؟ به خودم اومدم و سریع گفتم: _ نه نه لب چشمه شنیدم انگار خورد تو ذوقش گفت: _آها خب آره من پسر خان روستای بالاییتونم اسمم فرهاده هر روز باید برم تا ده پایین و برگردم واسه همین مسیرم از کنار رودخونس مجبورم توقف کنم تا اسبم‌ نفسی تازه کنه اون روز که با کارگرتون اومدی لب رودخونه دیدمت البته اون روز اولین بار نبود که دیدمت ولی فکر کنم تو اولین بار بود منو دیدی تعجب کردم چجوری ممکن بود اون منو دیده باشه  من که جایی نمیرفتم اصن فکرمو به زبون اوردم که گفت: _ من قبلا هم عمارت شما زیاد میومدم اولین بار وقتی بود که بابات فوت کرده بود من اون موقع هجده سالم بود تازه درسم تموم شده بود برگشته بودم روستا آقام میخواست من بشم وردستش واسه همین منو همه جا میبرد تا هم با خان روستاهای اطراف آشنا شم هم با کارش تو اون موقع حالت خیلی بد بود متوجه اطرافت نبودی ولی من دیدمت اون موقع نمیفهمیدم ح سم چیه بهت فقط وقتی اونجوری بی تابی میکردی ناراحت میشدم دوست داشتم بیام جلو و دلداریت بدم بعد از اون بعضی وقتا بهت فکر میکردم تا اینکه چند وقت بعدش به خاطر رسوندن پیغام آقام که مح رمانه بود به عموت شخصا اومدم عمارتتون
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥دو دلیل که باعث منت گذاشتن به سر خانواده توسط آقایان می‌شود/دکتر عزیزی 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی این بار بلندتر گفتم: _ باز نمیشه ...نمیتونم _ یه بار دیگه امتحان کن هم
فرهاد نگاهی بهم کرد و گفت: _ بشینیم؟ با تعجب گفتم : _اینجا؟ آره مگه چیه خودش نشست و تکیه شو داد به دیوار منم به ناچار نشستم رو به روش دوباره شروع به صحبت کرد و گفت: _تو و خواهرت زیر درخت نشسته بودین داشتین گردو میشکستین بعد از اون بیشتر فکرم میرفت سمتت دوست داشتم همش به یه بهونه ای بیام عمارتتون چندین بار دیگه هم اومدم ندیدمت هرچقدر صبر کردم هم نیومدی دختر عموهات تو حیاط بودن ولی از تو خبری نشد دیگه انقدر درگیر کار شدم حتی با عموت یا خان هم کاری داشتم سر زمینا قرار میزاشتیم داشتم فراموشت میکردم تا دو ماه پیش عموت و مازیار و خان اومده بودن عمارت ما وقتی برگشتن یه سری برگه جا گزاشتن بابام میخواست برگه هارو بده یکی از کارگرا بیارن بهش گفتم خودم میبرم راستش یه جورایی کنجکاو بودم میخواستم بیام ببینم هنوز شوهر نکردی میبینمت بازم یا نه، اصلا چه شکلی شدی من که رسیدم داشتی از باغ میرفتی سمت اتاقتون یه لحظه بیشتر ندیدمت ولی یکم که پرس و جو کردم فهمیدم شوهر نکردی زیباتر شده بودی و خانم تر از اون موقع دیگه از فکرم نیومدی بیرون تا اومدی لب چشمه من معمولا به طرفی که زنا واسه شستن لباسا و ظرفا میان نگاه نمیکنم یعنی اصلا نگاه نمیکنما ولی اون روز یه حسی بهم میگفت اون سمتو نگاه کنم زیرچشمی یواشکی سمت شمارو نگاه کردم دیدمت که نشستی لب رودخونه با لباسای کارگرا بودی فک کنم ولی من شناختمت اون روز اسبمو بردم جلوتر بستم داشتین میرفتیم پشت سرتون اومدم با فاصله شاید بتونم باهات حرف بزنم فرداشم امید داشتم بیای ولی نیومدی یه هفته تمام انتظار کشیدم تا اومدی دوباره.. اون میگفت و من غرق حرف زدنش بودم دوست داشتم بشینم جلوش و تا صبح برام‌حرف بزنه از حسی که خیلی وقت پیش ها بهم داشته بگه باورم نمیشد این حرفارو میشنیدم اونم از کسی که تمام فکرمو مال خودش کرده بود بهترین حس دنیارو داشتم تجربه میکردم  به اینجای حرفش که رسید حس کردم یکی داره صدام میکنه رنگ جفتمون پریده بود یه نفر از فاصله دور اسممو صدا میکرد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
برخی از پدران و مادران، تمام عمرشان را صرف نمره‌های فرزندشان کردند، اما محبت و تربیت را فراموش نمودند… آن‌قدر در فکر معدل ۲۰ بودند که یادشان رفت به فرزندشان محبت، وفاداری و قدردانی بیاموزند! حالا، سال‌ها گذشته… برخی از همان والدین، که روزی با افتخار کارنامه‌های درخشان فرزندانشان را نشان می‌دادند، امروز در خانه سالمندان، چشم‌به‌راه یک تماس، یک دیدار، یک محبت ساده‌اند… نمره‌ها مهم‌اند، اما اگر فرزندت انسانیت نیاموزد، موفقیتش روزی برایت بی‌ثمر خواهد شد… پس بیشتر از نمره‌ها، قلبش را پرورش بده و تربیت او را مومنانه رقم بزن؛ چون معدل ۲۰، فردا جای خالی تو را پر نخواهد کرد… ✍ محسن پوراحمدخمینی |روان‌شناس ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
❤️ چند تکنیک روانشناسی سیاه برای اینکه استفاده کنین مواقع ضروری : ❤️اگه میخوای بدونی طرف مقابلت بهت دروغ میگه یا نه ! موقع صحبتش تو چشماش خیره شو و سكوت كن .( ترکیب سکوت و ارتباط چشمی اونو بهم میریزه ) ❤️اگه میخوای تو برخورد اول جسور و شجاع به نظر برسی، وقتی باهاش رو به رو شدی به چشماش زل بزن جوری که میخوای بدونی رنگ چشماش چه رنگیه (خیره شدن نشانه ی جسارت و اعتماد به نفسه ) تو درگیریها وقتی طرف مقابلت خیلی عصبی شده تو خونسرد باش و بذار هرچی دلش میخواد بگه اینجوری بهش احساس گناه میدی و باعث میشی بودش عذرخواهی کنه./دکتر شکوری ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
♦️مواظب رفتارهای غلیظ باشید هر جایی دیدید یک رفتار به شکل غلیظ اظهار می‌شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس این رفتار وجود دارد. کسی که خیلی غلیظ با ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است. کسی که خیلی غلیظ خودش را سربه زیر و ماخوذ به حیا نشان می‌دهد، بدانید که خشمی فراوان پشت این شرم پنهان است. یا اگر کسی خیلی بیش از حد و غلیظ اظهار معتمد بودن می‌کند، بدانید که در باطنش خیانت  اولین گزینه است. کسی که خیلی غلیظ با غیرت و متعصب است در باطنش آتش فشانی از  فساد  منتظر  انفجار است. كسی كه خيلي غليظ به دينداری و پاک منشی خود را مطرح می‌کند؛ شك نداشته باشيد با اين نما، باطنی عاری از هر گونه اعتقاد وجود دارد. آدم‌ها پشت رفتارهای غلیظ پنهان می‌شوند تا حجم بزرگ منفی های درونشان را استتار کنند. مواظب رفتارهای غلیظ باشید و از همه آنها مهم تر سراغ غلیظ های خودتان نيز بروید. تا ببینید کدام رفتار افراطی را از خود نشان می‌دهید. یک زندگی سالم ، زندگی معتدلانه است./دکتر انوشه ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌