eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
9.4هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
18.2هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی نیمه شعبان نزدیک بود و سکینه بانو نذر کرده بود آش بپزه و پخش کنه زیور و
آرزوم این بود بشم زن فرهاد و دیگه هیچ وقت ازش جدا نشم آرزوی که حس میکرد چقدر بهم نزدیک و چقدر دور بود ... حس ‌ میکردم لپام گل انداخته فرهاد نگام کرد مظلومانه گفت: _توام منو میخوای بهار ؟ گفت _ چرا حرف نمیزنی؟ میخوام بشنوم از دهنت به سختی زبون باز کردم و بعد از کلی رنگ به رنگ شدن گفتم _منم دوست دارم فرهاد واسه گفتن همون دو تا جمله حس کردم کلی انرژی مصرف کردم برقی که چشماش زدو دیدم با هیجان گفت: _ عاشقتم بهار برو تا دیرت نشه بد بشه برات من خیلی زود با خان صحبت میکنن میام خاستگاریت همینطور که عقب عقب میرفت سمت اسبش لب زد عاشقتم درو بستم همونجا نشستم پاهام شل شده بود باورم نمیشد فرهاد عاشقمه باورم نمیشد احساس خوشبختی میکردم حس میکردم قلبم خیلی کوچیکه واسه دوست داشتنش وقتی برگشتم مادرمم کنار گلی خو ابیده بود بالشت گزاشتم د راز کشیدن کنارشون چقدر ذوق داشتم و حالم خوب بود خبر دادن ابراهیم پاش شکسته زنعمو اینا رفته بودن خونه پدرش چند روزی تا پیشش باشن عمو دوباره بهونه جور میکرد میومد در اتاق ما تا با مادرم حرف بزنه یک بارم چنتا بسته یواشکی اورد داد به مادرم گفت شهر که بوده دیده واسش خریده ولی مادرم ازش قبول نکرد میگفت خوبیت نداره مازیار به طرز عجیبی ساکت شده بود دیگه هی نمیومد باهام حرف بزنه فقط نگاه میکرد نگاه هایی که من بی دلیل ازشون میترسیدم سه چهار بار دیگه هم رفتم ته باغ و فرهادو دیدم میگفت با خانوادش راجع به من حرف زده البته خودش مستقیم که نه به داییش گفته با مادر و پدرش صحبت کنن هر بار که همو میدیدم علاقمون بهم بیشتر میشد کل فکرم و قلبم شده بود فرهاد یک بار یه گردنبند به شکل قلب اورد واسم گفت حلقه نشون بهترینشو میارم برات ولی قبل از اون اینو بهت میدم که همیشه گردنت باشه هیچ وقت نباید از خودت جداش کنی گردنبندو با کلی استرس لا به لای لباسام تو صندوق پنهون کرده بودم تا هر وقت به طور رسمی اومدن خاستگاری بندازم گردنم چند روز بعد زنعمو اینا برگشتن به عمارت و حرف از ازدواج لیلا و مازیار بود خوشحال بودم که حداقل مازیار ازدواج میکنه منو فراموش میکنه آخ که چقدر ساده بودم ...
شبها آرامشی دارند از جـ.ـنـ.ــس خدا♡ پروردگارت همواره با تو همراه اسـت،امشب از همان شب هایست♡ کہ برایت یک شب بخیر خدایی آرزو کردم ✨⭐️✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
👇تقویم نجومی سه شنبه ✴️ سه شنبه👈28 بهمن /دلو 1404 👈28 شعبان 1447 👈17 فوریه 2026 🕌 مناسبت های دینی و اسلامی. 🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی. ❇️ امروز روز خوب و مبارکی است برای: ✅خرید و فروش. ✅درختکاری. ✅تهیه مایحتاج و لوازم زندگی. ✅دیدار با دفترداران و منشیان. ✅و آغاز بنایی و خشت بنا نهادن خوب است. 👶زایمان :مناسب زایمان و نوزاد زیبا و محبوب و دوست داشتنی خواهد شد. 🤕 بیمار امروز زود خوب شود. 🚘مسافرت: سفر در صورت ضرورت همراه صدقه باشد. 🔭  احکام نجوم. 🌓امروز تا ساعت 18 قمر در برج دلو است و برای امور زیر نیک است: ✳️ختنه نوزاد. ✳️رفتن به منزل نو. ✳️بردن جهاز و حجله آرایی. ✳️معامله مسکن و آپارتمان‌. ✳️امور زراعی و کشاورزی. ✳️و شراکت و امور شراکتی نیک است. 📛ولی عقد ازدواج خوب نیست. 🟣امور مربوط به کتابت ادعیه حرز حکاکی و ادعیه خوب است. 👩‍❤️‍👨مباشرت: و عروسی شدیدا مکروه. امشب، (شب چهار شنبه)فرزند چنین شبی ممکن است ممکن است کذاب و دروغگو از کار درآید. 💇💇‍♂ اصلاح سر و صورت. طبق روایات،(سروصورت)در این روز از ماه قمری ،خوب نیست. 💉💉حجامت: خون دادن فصد و زالو. انداختن یا در این روز  از ماه قمری ، باعث قوت دل می شود. ✂️ ناخن گرفتن. سه شنبه برای ، روز مناسبی نیست و در روایتی گوید باید بر هلاکت خود بترسد. 👕👚 دوخت و دوز. سه شنبه برای بریدن،و دوختن  روز مناسبی نیست و شخص، از آن لباس خیری نخواهد دید( به روایتی آن لباس یا در آتش میسوزد یا سرقت شود و یا شخص، در آن لباس مرگش فرا رسد)(خرید لباس اشکال ندارد)(کسانی که شغلشان خیاطی است میتوانند در روزهای خوب بُرش بزنند و در روزهای دیگر آن را تکمیل کنند) ✅ استخاره: وقت استخاره در روز سه شنبه: از ساعت ۱۰ صبح تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶ عصر تاعشای آخر( وقت خوابیدن) 😴😴تعبیر خواب. خوابی که شب " دوشنبه " دیده شود طبق آیه ی 29 سوره مبارکه " عنکبوت" است. قال رب انصرنی علی القوم المفسدین ... و چنین استفاده میشود که بر که خواب بیننده مامور شود به اصلاح گروهی که اگر با آنها جنگ و ستیز کند پیروز شود و همه احوالات او شاید نیک شود.ان شاالله. و به این صورت مطلب خود رو قیاس کنید. ❇️️ ذکر روز سه شنبه : یا ارحم الراحمین  ۱۰۰ مرتبه. ✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۹۰۳ مرتبه که موجب رسیدن به آرزوها میگردد. 💠 ️روز سه شنبه طبق روایات متعلق است به و و سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد. 🌸 زندگیتون مهدوی 🌸
400.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام به روی ماهتون صبحتون بخیرو خوشی و سه شنبه‌تون پر از نور و انرژی خوب برکت از آسمون بباره تو زندگیتون و لبخند مهمون همیشگی لبهاتون باشه .
🔻تقویم سال ۱۴۰۵ 🔹زمان تحویل سال ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۱۵:۵۹ روز جمعه، ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ است. 🔸این سال ۲۵ روز تعطیل رسمی دارد که ۶ تعطیلی آن با پنجشنبه و ۳ تعطیلی با جمعه همزمان است. 🔹ماه‌های اردیبهشت، مهر و آذر در سال ۱۴۰۵ هیچ تعطیلی رسمی ندارند. 🔸پرتعطیل‌ترین ماه‌ها: فروردین (۶ روز)، مرداد (۴ روز) و اسفند (۴ روز). 🔹سال ۱۴۰۵ کبیسه نیست (اسفند ۲۹ روز دارد)، بنابراین سال عادی است و ۳۶۵ روز طول می‌کشد.
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ آموزش تشکر کردن از همسر به افرادی که نمی‌توانند و بلد نیستند این کار را انجام دهند.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چشم چرانی علاقه زن و شوهر را به هم کم می‌کند. 🎙 استاد همسرانه
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥💥آثار ارتباط دختر و پسر پنهانی/دکتر عزیزی 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی آرزوم این بود بشم زن فرهاد و دیگه هیچ وقت ازش جدا نشم آرزوی که حس میکر
دفعه آخری که فرهادو دیدم گفت همین روزا میان واسه خاستگاری دیگه رسما خودمو زن فرهاد میدونستم و رو ابرا بودم مراسم خاستگاری لیلا نزدیک بود و زنعمو سنگ تموم گزاشته بود دو روزی رفته بود شهر حسابی خرید کرده بود از هرچیزی بهترینشو گرفته بود پیش خودم خیال میکرد بابای فرهاد از خان بابا و عمو وضعشون بهتره پس واسه منم حتما سنگ تموم میزارن برعکس مازیار که فکر میکرد حس. ادت میکنم من با ذوق به وسایل لیلا که زنعمو چیده بود تو مهمونخونه نگاه میکردم و روزی رو تصور میکردم که فرهاد برام پیش کشی بفرسته لیلا حسابی خودشو گم کرده بود و مغرور شده بود گلی میگفت حالا خوبه میخواد زن همین مازیار بشه اینجوری میکنه هرکی ندونه فک میکنه میخواد عروس کی بشه مازیار اما هر روز بیشتر تو خودش میرفت و انگار از وضعیت خیلی هم راضی نبود نمیدونم چرا هیچ وقت باور نداشتم مازیار عاشقم باشه و ناراحتیش واسه من باشه حس میکردم بیشتر از اینکه ناراحت خودم باشه از این عصبیه که نتونسته منو به دست بیاره حتما پیش خودش فکر میکرد منم مثل لیلا یا حتی مثل بیشتر دخترای روستا عاشقشم و از پیشنهاد ازدواجش استقبال میکنم و حالا خورده بود تو ذوقش عمارت حال و هوای خوبی گرفته بود زنعمو انقدر خوشحال بود که دیگه از نگاه های خش. مگینش به ما هم خبری نبود  یکی دیگه از نکات مثبت این‌مراسم اومدن عمه و شیرین بود که قرار بود واسه مراسم عروسی بیان و حسابی دلمون براشون تن گ‌شده بود با این که رسم نبود دختر و پسر زیاد نامزد بمونن ولی نمیدونم چرا خبر از مراسم عروسی شیرین نبود البته خبر داشتیم که حال پدرشوهر عمه خیلی مساعد نیس و شاید یکی از دلایل به تعویق افتادن مراسم شیرین هم این بود
اگر تصمیم‌هایت بدون تأیید دیگران قفل می‌شه، اگر ارزش خودت رو از نگاه بقیه می‌گیری، و اگر «نه» گفتن برات سخته… شاید مسئله فقط علاقه نباشه، 🔴 وابستگی می‌تونه انتخاب همسر رو به یه خطر جدی تبدیل کنه. قبل از انتخاب، خودت رو بشناس ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe