10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟢 چرا بچهم خیلی ناامیده و حوصله هیچ کاری رو نداره؟
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
☘سه واژه ي مهم و تاثير گذار در زندگي هر فرد
🍃"انتخاب"
🍃"فرصت"
🍃"تغییر"
باید "انتخابی" درست داشته باشید
تا "فرصتی" مناسب پیدا کنيد
وگرنه
زندگی تان هیچگاه "تغییر" نخواهد کرد...
سخنان ناب دکتر انوشه👌
اون شب رو خوب یادمه میخواستن برن واسه مراسم بله برون لیلا قرار بود مراسم خونه بابای زن عمو انجام بشه
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
مازیار بهم حم له کرد انگار واقعا حالیش نبود چیکار میکنه حرکاتش دست خودش نبود خش. می که داشت رو کامل حس میکردم زورش دو برابر شده بود ولی انقدر که تقلا میکردم نمیتونست
من در مقابل مازیار خیلی کوچیک بودم نمیتونستم از خودم جدلش کنم انقدر جیغ کش یده بودم و صدام در نیومده بود گلوم میسوخت با التماس زل زده بودم به چشماش تا ولم کنه ولی انگار نه انگار
صدای فریاد گلی که اسممو صدا میزد از تو حیاط میومد مازیار دست از تلاش برداشت تا صدا بیرون نره دستش هنوز جلوی دهن من بود این بار صدای زیور هم به گلی اضافه شده بود و دوتایی منو صدا میزدن مشخص بود مازیار ترسیده و من انگار جون تازه ای گرفتم با پام زدم به قوزک پاش دستش شل شد و از حصار دس تشاش خودمو آزاد کردم مازیار پاشو گرفته بود ولی بلند شد و تا خواستم در برم با مشت زد زیر دلم از درد افتادم زمین زیر دلم تیر میکشید مازیار چشماش نگران شد و گفت:
_ بهار من نفهمیدم چیشد
تا دوباره به خودش بیاد به سختی بلند شدم و پا به. فرار گزاشتم به سمت حیاط فقط میدوییدم نفسم به شماره افتاده بود تا رسیدم به گلی افتادم زمین زیور یا ابلفضلی گفت و نشست پیشم شونه هامو ماساژ میداد دوتاشون پشت هم فقط میپرسیدن چیشده میدونستم اگه قضیه مازیارو بگم واسه خودمم بد میشه با صدایی که به سختی از گلوم در میومد گفتم م وش دیدم ترسی. دم گلی گفت _انبار رفتی چیکار ؟
تو زیور اصن کارت نداشت که
گفتم:
_ نمیدونم انگار کارگره اشتباه کرده بود مهم نیس من میرم بخوابم گلی و زیور هر دو مشکوک نگاهم میکردن خودمو سریع به اتاق رسوندم و پتو رو کشیدم رو سرم گلی اومد تو اتاق نشست رو به روم ولی هیچی نمیگفت فقط نگام میکرد خودمو زدم به خواب و حسابی زیر پتو اشک ریختم هربار یاد کارای مازیار میافتادم حالم بد میشد زیر دلم تیر میکشید و حسابی ترسیده بودم گلی همونجا خوابش برده بود و من هنوز اشک میریختم صدای اومدن بقیه از تو حیاط میومد مادرم به اتاق اومد خودمو به خواب زدم پتویی رو گلی کشید و خودشم واسه خواب آماده شد خیلی دلم میخواست بدونم با نبود مازیار تو جشن چیکار کردن ولی نای حرف زدن هم نداشتم
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 از مشکلات مجالس مذهبی ما...
⬅️ بعد از بیان فضائل، در مورد سبک زندگی و رفتاری ایشان هم، سخن بگوییم.../دکتر رحیم پور
🎥#دکتر_رحیم_پور
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
خودت را ببخش
تا زندگی ات تباه نشود.
واین را بدان
که فقط انسان مرده،
اشتباه نمیکند
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
#انگیزشی
وقتی به چیزای منفی فکر نکنی..
وقتی سعی میکنی کتاب بخونی..
وقتی تلاش میکنی که هر روز بهتر از دیروز باشی..
وقتی شکرگزار چیزهایی که داری، باشی..
وقتی هدف داشته باشی و براش قید خیلی از بیرون رفتن ها و خوش گذرونیاتو میزنی..
و وقتی ساده و مهربونی و سعی میکنی هر روز به همه کمک کنی؛ تو یکی از کسایی هستی که دنیارو قشنگ تر میکنه و قطعا به هدفش میرسه..
اصلا واسه چی به آرزوهات نرسی؟!همینجوری خوب باش!دنیا به مثل تو زیاد نیاز داره...
مثبت فکر کنید ...
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه زیبا گفت نیما یوشیج:
هرگز منتظر "فرداى خيالى" نباش.
سهمت را از "شادى زندگى"
همين امروز بگير.
فراموش نکن "مقصد" هميشه
جايى در "انتهاى مسير" نيست!
"مقصد" لذت بردن از قدمهايی است که
بین مبدا تا مقصد بر میداریم!
چایت را بنوش!
نگران فردا مباش، از گندم زار من و تو
مشتی کاه میماند برای بادها
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراقب حرفهامون خیلی باشیم
#دکتر_سیما_فردوسی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✋🏼صبور باش
صبر تنها عصبانی شدن نیست
صبر یعنی اینکه قادر باشید
هفت احساس غم ترس تنفر لذت خشم علاقه و اضطراب را
در خود کنترل و مهار کنید
🖌#کانال_دڪتر_انوشه
👇
@daneshanushe✍️
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹راه رهایی از تمام غصه های این عالم .🌱/دکتر الهی قمشه ای
🎥#دکتر_الهی_قمشه_ای
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe