🌹🍃
💕ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﮑﻦ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ
💠زﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ
💕و ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﺒﺎﺵ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺖ...
💠ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ،
💕ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮐﺮ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﮕﻮ...
💠"ﺷﻜﺮ" ﺍﮔﺮﺭﻭﺯﯼ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺛﺮﻭﺗﺖ ﮔﺮﻓﺘﻰ ﭘﻮﻟﻬﺎﯾﺖﺭﺍ ﻧﺸﻤﺎﺭ...
💕ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﻜﻰ ﺑﺮﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺮﯾﺰﯼ...
💠✨ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﺮﺍ ﭘﺎﮎ می کنند ثروت توست.✨💠/دکتر انوشه
#دکتر_انوشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸خبرآمد رمضان در راه است 🌙
عزیزان اگه ناخواسته حق کسی رو ضایع کردم یا حرفی زدم که ازم دلگیر شدین، حلالم کنید🙏
انشاءالله بتونیم از این ماه عزیز، ماه مهمانی خدا نهایت استفاده معنوی رو ببریم🌙
#رمضان
وفاداری یعنی در مورد همسرتان بد صحبت نکنید
👈 به عنوان یک دوست وفادار حتما اجازه نمیدهید کسی در مورد دوستتان بد حرف بزند و شما هم پشت او حرف ناخوشایندی نمیزنید. در زندگی زناشویی هم باید در مورد همسرتان ود پشت سر او، از هر گونه کلام منفی خودداری کنید.
✅ وفاداری یعنی اینکه تحت هر شرایطی پشت سر همسرتان خوب حرف بزنید. اگر مشکلی دارید که باید آن را مطرح کنید، فقط با همسرتان و در خلوت خودتان این کار را بکنید.
#همسرداری
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بحث کردن با آدم وقیح و بی حیا
@daneshanushe✍️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
همش فکر میکردم به خاطر ضربه ایه که مازیار بهم زده به هیچ کس حتی گلی هم چیزی نگفتم هر روز بیشتر تو خ
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
روز قبل از عروسی حموم ده رو که بزرگتر بود واسه عروس آماده کردن و قرار بود لیلارو ببریم حموم با اینکه حوصله نداشتم ولی باید همراه بقیه میرفتم زیور به دستور زنعمو کلی شیرینی و لقمه های نون پنیر سبزی آماده کرده بود تا پخش بشه بین مهمونا از عمارت تا حموم ده راه زیادی نبود ولی عمو بخاطر همون راه کم هم درشکه آماده کرده بود تا پیاده نریم مراسم پایکوبی به راه بود و با دیدن حال و هوای اونجا روحیم یکم عوض شده بود و با ذوق به خوشحالی بقیه نگاه میکردم تا بحال مراسم رو ندیده بودم و همه چی برامتازگی داشت و جالب بود، بعد از حموم به سمت عمارت راه افتادیمو شبش مراسم حنابندون تو عمارت پدر زنعمو انجام میشد مادرم داده بود خیاط واسه من و گلی دو دست لباس دوخته بود واسه مراسم امشب و عروسی که فردا شب بود لباس داشتم لیلا رو بردن عمارت پدر بزرگش تا آماده بشه ماهم به عمارت خودمون برگشتیم مش اطه به عمارت اومده بود و قرار بود دستی به سر و روی زنعمو و سکینه بانو و مادرم و عمه بکشه نکته مثبت اون روزا این بود که زنعمو دیگه به مامانم گیر نمیداد و فکر کنم انقدر سرش شلوغ بود و خوشحال بود کلا مادرمو فراموش کرده بود لباسی که خیاط برام دوخته بود واقعا قشنگ بود بلوز و دامن لیمویی رنگ و جلیقه مشکی با سنگاری طلایی با این که اون چند وقت زیاد وزن کم کرده بودم ولی با پوشیدن اون لباس قیافم خیلی تغییر کرد و گلی و شیرین کلی بهم روحیه دادن زنعمو واسه لیلا سنگ تموم گزاشته بود و با برداشتن طبق ها به سمت عمارت پدر زنعمو راه افتادیم
20.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 سیکل معیوبی رفتاری که والدین با فرزندانشان انجام میدهند/روانشناس زینلی
🎥 #روانشناس_زینلی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
#پندانه💫
ـ🤍🌼🤍🌼🤍🌼
ـ🌼🤍🌼🤍🌼
🗒چند تکنیک از روانشناسی تاریک که خیلی به دردت میخوره :
1- اگر میخواید حرف مهمی رو به شخصی بزنین،اون رو اول مکالمه یا آخر مکالمتون بگین؛ چون مغز سعی میکنه بیشتر اول و آخر هرچیزی رو یادش بمونه.
2- برای برقراری ارتباط با شخصی که به شما استرس وارد میکنه سعی کنید نفس کشیدنتون را باهاش هماهنگ کنید.
3- اگه فکر میکنید یکی توی جمع از شما خوشش میاد یا شما مورد توجه اش هستین کافیه به نقطه ای که کسی نگاهش نمیکنه زل بزنید چند لحظه بعد شخص مورد نظر همون نقطه رو نگاه میکنه.
4- اگر با شنیدن یک آهنگ تا مدتها اون آهنگ تو ذهنت تکرار میشه و خستهت کرده، کافیه فقط به انتهای اون آهنگ فکر کنی!(این واسه هر موضوعی هم صدق میکنه)
5- اگه با کسی دعواتون شده به جای روبروش، کنارش وایسین، اینجوری ناخودآگاه آروم تر میشه.
6- وقتی توی خیابون راه میرید صاف و مستقیم نگاه کنید نه آدمها و
مغازه ها و در و دیوار رو.
7- وقتی میخواید حرف مهمی بزنید یا کسی رو تحت تاثیر قرار بدید، شکسته و با شک حرف نزنید، با سرعت زیادتری حرف بزنید چون باعث میشه توان جواب دادن فرد مقابلتون رو بگیرید و اون فرد ناخودآگاه فکر کنه که حرفای شما درسته.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
📛 درگیر حرف و حدیثها نشوید.
حرف و حدیث همه جا هست. آنقدر بزرگ منش باشید که خود را درگیر حرفهای ناراحت کننده و قضاوتهای نابجای دیگران نکنید.
از موضعی بالاتر رفتار کنید و نگذارید جَوهای خاله زنکی دامن شما را هم بگیرد. لازم نیست همه صحبتها و رفتارها را جدی بگیرید و درصدد پاسخ به آنها بر بیایید. بعضی از رفتارها و صحبتها و کنایهها را از سر شوخی برداشت کنید و آنها را نشنیده بگیرید.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی روز قبل از عروسی حموم ده رو که بزرگتر بود واسه عروس آماده کردن و قرار ب
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
آهی تو دلم کشیدم و دلم پر کشید سمت رویاهایی که واسه مراسم عروسیمون دیده بودم از عمارت ما تا عمارت پدر زنعمو راه زیادی نبود و با ساز و آوازی که بقیه میخوندن راه کوتاه تر هم شد حیاط عمارتشون شلوغ بود و از عمارت ما بزرگ تر بود خانم ها به سمت داخل عمارت راه افتادن و قرار بود مردها داخل حیاط بمونن نمیدونم چرا دلم آشوب بود و همش چشم میچرخوندم بین جمعیت تا شاید ببینم اخه معمولا واسه مراسم عروسی خانواده خان حتما خان ده های اطراف هم خبر میکردن هرچی چشم میچرخوندم نا امید تر میشدم مراسم پایکوبی براه بود و لیلا رو ابرا انگار پرواز میکرد مازیار همچنان تو خودش بود و گاهی زیرچشمی نگاه میکرد نگاه کسی دیگه هم رو خودم حس میکرد زنی که تقریبا بالای مجلس نشسته بود و لباس های فاخری پوشیده بود و کلی طلا و جواهر به خودش آویزون کرده بود زنعمو و خواهرش حسابی تحویلش میگرفتن زن زیبا رویی بود با اینکه تا بحال ندیده بودمش ولی ح. س میکردم میشناسمش عجیب تر از اون رفتار های سیمین بود با اینکه رسم نبود دختر تا قبل عروسی آرایش کنه ولی سیمین آرایش کمی کرده بود همش وسط مجلس در حال شادی بود و اونم مثل زنعمواینا تمام سعی اشو میکرد از اون زن که نمیشناختمش پذیرایی کنه شیرین ضربه آرومی بهم زد و گفت:
_ اون زن رو میشناسی؟
سرمو به نشانه منفی تکون دادم شیرین با کنجکاوی نگاهی دوباره به زن انداخت و گفت:
_ غلط نکنم خبراییه این سیمین ورپریده داره خودشو میکشه که به چشم بیاد