eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
9.4هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
18.2هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
همسرداری برای زنان عشق و محبت اهمیت زیادی دارد. آنان نیاز دارند که جمله دوستت دارم را بشنوند. اما در عین حال باید درک کنند که زندگی با فشارهای متعددی همراه است و نمیتوان همیشه انتظار شرایط کاملا عاشقانه را داشت. فشارهای مالی ممکن است ذهن هر مردی را درگیر کند. همسرداری شامل درک بیشتر میشود.
❣سنگینی تنهایی از نبود دیگران نیست. سنگینی تنهایی به خاطر جدایی از خودت است. آنکه دلت برایش تنگ شده خودت هستی. چقدر به خودت سر میزنی؟!🍃🍃🍃 @daneshanushe✍️
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نزاریم محبتها و زحمتهای همسرمون برامون عادی بشه... ❤️
خانه تان طوری باشد که محیطی دوستانه و امن برای اکتشاف بچه ها باشد. شنیدن همیشگی اصطلاحاتی مثل ” بهش دست نزن” و ” ازش دور شو” می تواند باعث از بین رفتن استقلال شود. هر چه قدر خانه ی شما برای بازی و اکتشاف بچه ها امن تر باشد کمتر نه می گویید. و هر چه قدر کمتر به او نه بگویید به طور چشمگیری کشمکش های بین شما و او کاهش می یابد. کودکی که در خانه آزاد است کمتر لجبازی میکند و همکاری بهتری با والدینش خواهد داشت!
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 والدین باید در ماه مبارک رمضان خود کنترلی خودشان را بیشتر کنند/روانشناس سادات 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 چگونه روزه‌گرفتن رو برای کودکانمون نهادینه کنیم؟ 🔹 محسن پوراحمدخمینی 🔸 روان‌شناس و مشاور خانواده 💓 ❤️·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی اون شب دیگه فرهادو ندیدم مراسم تا نیمه های شب ادامه داشت ولی من دیگه حو
باورم نمیشد خودش بود فرهاد بود بعد از اون چند روزی که ندیده بودمش دوست داشتم زمان وایسه فکر کنم سنگینی نگاهمو رو خودش حس کرد سرشو برگردوند سمتم و باهم چشم تو چشم شدیم ولی چرا دیگه نیومد رو درک نمیکردم هرچی ناراحتی ازش داشتم از یادم رفت همون موقع شیرین زد بهم و گفت: _ هی بهار با توام برگشتم سمت شیرین و گفتم: _ اه چته شیرین ؟ دستشو زد به کمرش و گفت: _ من چمه یا تو خوردی پسره رو دو ساعته دارم صدات میکنم جنبه نداری بری جاهای شلوغ ها زرتی ....‌ گفتم چی میگی شیرین کسی رو نگاه نمیکردم صداتو بیار پایین الان یکی میشنوه آبروم میره سیمین دستمو کشید و گفت پس تا آبروی جفتمون نرفته بیا بریم تو که فقط منو تو موندیم دور و برم و نگاه کردم شیرین درست میگفت همه خانم ها رفته بودن داخل عمارت و منو شیرین مونده بودیم فقط واسه بار آخر برگشتم نگاهی به فرهاد انداختم و به اجبار همراه شیرین شدم حال خوشم دست خودم نبود مثل تشنه ای بودم که به آب رسیده نمیدونستم دوباره دیدنش انقدر حالمو خوب میکنه همش خنده قشنگش جلوی چشمم بود و دل دل میزدم تا مراسم تموم شه بتونم برم تو حیاط دوباره شیرین کلافم کرده بود انقدر ازم سوال میکرد فکر میکرد من فرهادو همین امروز تو حیاط دیدم همش مسخرم میکرد میگفت دلو دادی رفت بعد از اینکه شام مهمونارو دادن دوباره مجلس قاطی میشد و فامیلای نزدیک و خودمونی تر میموندن و بقیه میرفتن همش تو دلم دعا میکردم فرهاد بمونه
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅️ آسمانی زندگی کنیم ✅ از امشب بی بی جان، حرم شما خانه ماست 🏴💥لطفا تا جایی که امکان داره با انتشار این کلیپ در اجر معنوی اش سهیم باشید ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
خدایا …. ستاره هاى آسمانت را سقف خانه دوستانم کن تا زندگیشان مانند ستاره بدرخشد ….. “شب بخیر”🌙 ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا