13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عظمت پدر و مادر خیلی بزرگه ...
بچه هر کاری برای پدر و مادر انجام بده
بازم نمیتونه حقشون رو ادا کنه ...
#استاد_شجاعی
❤️· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
#مخصوص_مادر_شوهرها
💟 یادم باشد مادر شوهر که شدم ، طوری با دختر دیگران برخورد کنم که دوست دارم دیگران با دخترخودم برخورد کنند...
💟 یادم باشد مادر شوهر که شدم کاری نکنم که پسرم میان عشق مادری و عشق همسری سردرگم شود...
✅ نیاز پسرم در زندگی آرامش است نه تنش.
توجه به جزئیات و محبتهای کوچک
یک پیام عاشقانه، یک شاخه گل، یا حتی یک فنجان چای میتونه روز همسرت رو بسازه.
محبت رو فقط برای مناسبتها نذار؛ هر روز فرصتیه برای ابراز عشق.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی اون شب دیگه فرهادو ندیدم مراسم تا نیمه های شب ادامه داشت ولی من دیگه حو
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
مردا از عمارت بیرون رفته بودن رسم نبود تو مراسم پاتختی دخترای مجرد شرکت کنن و قرار بود منو گلی تو اتاق خودمون بمونین و خوبیش این بود شیرین هم میتونست تو مراسم باشه و از چیزی باخبر نمیشد با خودم فکر کردم اگه فرهاد نیاد باغ این بهترین فرصته تا همه سرشون گرمه برم لب چشمه بالاخره گلی رو پیداش کردم و ماجرارو براش تعریف کردم گلی که ذوق و هیجان منو دید گفت کمکم میکنه بتونم فرهادو ببینم بعد از خوردن ناهار همه به اتاق مهمونخونه رفتن تا پذیرای مهمونایی که میان باشن دوباره است رس گرفته بودم و دعا دعا میکردم بیاد باغ تا مجبور نشم از عمارت برم بیرون و به در دسر بیفتم از پشت پنجره حیاط عمارتو نگاه میکردم که همش مهمون میومد و یک لحظه هم خالی نمیشد بالاخره بعد از مدتی حیاط خلوت شد و به گلی گفتم من میرم تو باغ حواست باشه
با اینکه باغ رفتن من یه چیز عادی بود ولی جفتمون استرس گرفته بودیم اول میخواستم لباسایی که شب حنابندون پوشیده بودم رو بپوشم ولی گلی پشیمونم کرد و گفت اینجوری اگه یکی ببینه شک میکنه پس فقط چارقدمو عوض کردم و با سرعت به سمت باغ راه افتادم حالم مثل بار اولی بود که میخواستم بینم پر از ذوق و هی جان بودم به ته باغ که رسیدم نفس عمیقی کشیدم و درو باز کردم فرهاد کنار دیوار باغ روی زمین نشسته بود و معلوم بود خیلی وقته اومده همین که اومده بود یه نشونه مثبت بود یعنی هنوز منو می خواد فرهاد با صدای باز شدن در از جاش بلند شد و شلوار خاکیشو با دست تکوند چهرمو تو هم کردم تا بفهمه ناراحتم از این که این همه وقت منو از خودش بی خبر گزاشته داشتم با اخم نگاهش میکردم
🔰ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ!
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺷﺘﺎﺏ ﻧﮑﻦ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺳﯽ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ،
‼️ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ
ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩه ﺍﯼ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩه!!
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺻﻼ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩه!!
ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ ﻧﯿﺰ ﺷﺪه ﺍﺳﺖ!!
❎ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ ...
⏳ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﻫﻤﻪ ﻟﺤﻈﺎﺕ
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ،
و ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﯼ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ...
همیشه صبور باش 👌🏼/دکتر انوشه
·· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥💥نکات ارزشمند دکتر انوشه
برای ورود به یک زندگی مشترک ...!/دکتر انوشه
🎥#دکتر_انوشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
⭕️قوانین گوشی گرفتن...📱/دکتر عزیزی
🎥#دکتر_عزیزی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال دل هیچ کداممان خوب نیست
لطفاً برای دلمان "أمَّنْ یُجْیبْ" بخوانید
🖌#کانال_دڪتر_انوشه
🌱♥️@Anooshe_Dr ♥️🌱
🌱چهار گام تا آرامش ذهن
۱) گام اول:
دست از قضاوت خود و ديگران بردارید،
هیاهوی ذهنتان كم میشود
۲) گام دوم:
زاويه ديد و نگرش خود را تغيير بدهید،
مديريت كردن زياد، و برنامه ريزی افراطی نداشته باشید
بگذار هرچه از عالم هستی برای تو مقرر ميشود، بيخبر به جسم و جانت انتقال يابد
۳) گام سوم:
دست از شرح حال دادن نسبت به كارها و وقايع گذشته بردار و آنها را توجیح نکن.
۴) گام چهارم؛
بيخبر باش،
سوال كردن را كنار بگذار.
هرچه کمتر از دیگران بدانی کمتر هم اذیت میشوی.
براي خودت حريم داشته باش
و به حيات خلوت ديگران سرك نكش.../دکتر شکوری
🎥 · ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
تلنگر
شمر نمازش را میخواند،
روزهاش را هم میگرفت،
آشکارا هم فسق و فجور نمیکرد،
و شاید اهل رشوه و ربا هم نبود...
معاویه و ابنزیاد و عمربنسعد هم همینطور.....
یادمان باشد،
زیارت عاشورا که میخوانیم
وقتی رسیدیم به «وَ لَعنَ الله...»هایش؛
لحظه ای به خودمان گوشزد کنیم:
نکند این «لعن الله...» شامل حال ما هم بشود؟؟؟!!!!!
مایی که گاه خودمان را
"ارزانتر" از شمر و عمر و ابنزیاد میفروشیم......
جمله ای بس سنگین از شهید آوینی:
"کربلا"به رفتن نیست...
به شدن است!..
که اگر به رفتن بود!
شمر هم "کربلایی" است!