eitaa logo
دانیال بصیر
2.5هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
20 فایل
دکتری فِرَق تَشیع‌ @dr_danial_basir
مشاهده در ایتا
دانلود
فقط به سقف نگاه میکنی! وقتی برق خصوصا در قم می‌رود، آن هم با دمای نزدیک به ۵۰ درجه، تازه می‌فهمی زندگی‌های ما چقدر به چند تا سیم برق وابسته است! در خانه‌ها با رفتن برق همه‌چیز با هم تعطیل می‌شود، کولر می‌خوابد، پنکه می‌ایستد و گرما مثل مهمان ناخوانده می‌آید و رسما ساکن خانه می‌شود. اولش می‌گویی چیزی نیست، چند دقیقه (۱۲۰ دقیقه دیگر است😎) دیگه وصل میشه. ده دقیقه بعد عرق می‌کنی.😵‍💫 بیست دقیقه بعد عرق می‌ریزی.🥴 نیم ساعت بعد احساس می‌کنی خودت تبدیل به یکی از منابع آب استان شده‌ای!🥵 بعد متوجه می‌شوی آب هم کم‌فشار یا قطع شده. همینجا اول مصیبت است. چون پمپ ساختمان هم با برق کار می‌کند. یعنی نه برق داری، نه کولر، نه آب. فقط گرما داری و عرق!🤦‍♂️ مصیبت اینجاست که اگر می‌خواهی بخوابی، هر بار از شدت گرما و عرق از خواب می‌پری، به سقف نگاه می‌کنی و با خودت می‌گویی الان دقیقا در دقیقه چند ماجرا قرار دارم؟! در همین لحظات است که آدم به یک مرحله عرفانی جدید می‌رسد، مرحله‌ای که ابتدا با ذکر یا خدا شروع می‌شود و در مراحل پیشرفته‌تر، ناسزاها و فحش‌های محترمانه و غیرمحترمانه نثار دولت محترم می‌شود! 😅 البته همین که برق وصل می‌شود، کولر روشن می‌شود و آب می‌آید، آدم دوباره آرام می‌شود و همین که خنک شدیم در راستای وفاق و انسجام ملی با خود می‌گویم، خب بالاخره مشکلات کشور را باید تحمل کرد و با کمک یکدیگر یکی‌ یکی را حل خواهیم کرد! 😄 دانیال بصیر @danial_basir
غافل دادیم دل به دستت  ما را یاد و تو را فراموش @danial_basir
امامی که حتی سلام کردن به او خطر داشت ما تاریخ زندگانی امام حسن عسکری را خیلی کم شنیده‌ایم. معمولا نام حضرت که می‌آید، ذهنمان می‌رود سمت ولادت امام زمان و تاریخ شهادت حضرت. اما دوران حضرت پر از فراز و نشیب‌های تاریخ تشیع است. وقتی کمی در تاریخ زندگی امام دقیق می‌شویم، با دوره‌ای عجیب و سخت مواجه می‌شویم. امام هادی و حضرت عسکری به اجبار در سامرا، پایتخت خلافت عباسی، ساکن شدند. آن هم در منطقه‌ای نظامی که به عسکر معروف بود. یعنی محل زندگی امام، از همان ابتدا در محیطی قرار داشت که تحت مراقبت و کنترل حکومت عباسی بود. امام عسکری در این شرایط، یا در حبس بود و یا اگر بیرون بود، تحت نظر و محدودیت قرار داشت. ارتباط حضرت با شیعیان هم به‌شدت کنترل می‌شد. یک جمله از امام هست که وقتی آن را می‌خوانم، فضای آن دوران را بهتر می‌توانم تصور کنم. حضرت به شیعیانش سفارش کرده بود وقتی برای رفتن به دارالخلافه از کنارشان عبور می‌کند، به او سلام نکنند و حتی با دست اشاره‌ای هم نداشته باشند. در روایت آمده است: ألا لا یسلمن أحد ولا یشیر إلیّ بیده ولا یؤمئ، فإنکم لا تؤمنون على أنفسکم. واقعا تصورش سخت است امام را می‌بینی، اما اجازه نداری حتی سلام کنی! به خاطر اینکه حکومت حتی همین سلام ساده را هم می‌توانست نشانه ارتباط با امام بداند. با این حال، این مراقبت‌ها نتوانست رابطه امام با شیعیان را قطع کند. شیعیان از نقاط مختلف به سامرا می‌آمدند. نمایندگان مردم نزد امام می‌رسیدند، مسائل دینی می‌پرسیدند و وجوهات شرعی را به حضرت می‌رساندند. شبکه وکالت هم در همین شرایط نقش مهمی داشت. شبکه‌ای که ارتباط امام با شیعیان را، حتی در شرایط اختناق، برقرار نگه می‌داشت. گاهی این ارتباط‌ها آن‌قدر مخفیانه بود که حتی نامه‌ها و پیام‌ها را در وسایل عادی جابه‌جا می‌کردند. در یک ماجرا، داود بن اسود مأمور شد چوبی را به عثمان بن سعید، وکیل امام، برساند. در مسیر برای کنار زدن یک استر، با همان چوب ضربه‌ای زد و چوب شکست. آنجا متوجه شد داخل چوب، نوشته‌هایی پنهان شده است! خیلی عجیب است یک تکه چوب ساده، تبدیل شده بود به وسیله انتقال پیام! حتی خانه امام هم از بازرسی در امان نبود. شبانه وارد خانه حضرت می‌شدند و همه‌جا را می‌گشتند، با این تصور که شاید اسلحه یا اموالی در خانه امام وجود داشته باشد. به نظرم این بخش از دوره تاریخ تشیع را باید بیشتر بخوانیم. چون امام را فقط در قالب یک شخصیت مظلوم نمی‌بینیم، می‌بینیم که در یکی از سخت‌ترین دوره‌های سیاسی، چطور جامعه شیعه مدیریت شد، شبکه ارتباطی خود را حفظ می‌کرد و برای آینده تشیع زمینه‌سازی می‍‌‌شد. دانیال بصیر @danial_basir
مرز باریک میان تبری و توهین هر ساله وقتی به نهم ربیع‌ الاول نزدیک می‌شویم، یک موضوع نُقل مجالس مذهبی است بنام عید الزهرا یا همان فرحة‌ الزهرا و مجالسی که بعضی‌ها در جاهایی برگزار می‌کنند. من فکر می‌کنم قبل از اینکه درباره این مراسم بحث کنیم، بد نیست یک بار برگردیم و خود ماجرا را از منظر تاریخی نگاه کنیم. نهم ربیع‌ الاول به‌عنوان سالروز امامت حضرت حجت، برای شیعه روز مهمی است. اما اینکه بگوییم این روز، روز قتل خلیفه دوم هم بوده، از نظر تاریخی قابلیت استناد ندارد و نمی‌شود به راحتی در موردش اظهار نظر کرد. وقتی منابع تاریخی را می‌بینیم مورخان متقدم، چه شیعی و چه از اهل سنت، کشته شدن خلیفه دوم را در اواخر ذی‌ الحجه سال ۲۳ هجری گزارش کرده‌اند، نه نهم ربیع‌الاول! از ابن‌سعد، یعقوبی، مسعودی، طبری و بلاذری گرفته تا جناب مرحوم شیخ مفید اصل ماجرا را در روزهای پایانی ذی‌ الحجه آورده‌اند. حتی مرحوم علامه مجلسی. مطلب دیگری که در این روز در برخی محافل دیده می‌شود روایتی است با عنوان رفع‌القلم! روایتی که در آن از روز نهم ربیع سخن گفته شده است. اما این روایت خودش محل مناقشه و بحث جدیست هم از لحاظ سند و هم از نظر محتوا. رفع القلم یعنی چه؟ عده‌ای معتقدند به عظمت روز نهم ربیع خدا قلم عفو کشیده و مجوز هر کاری داده می‌شود! واقعا خود من متوجه نیستم که یعنی در یک روز، هر کاری خواستیم می‌توانیم انجام بدهیم؟ می‌توانیم فحش بدهیم، توهین کنیم، به مقدسات دیگران اهانت کنیم و یا هر‌کاری دیگر و بعد بگوییم امروز قلم برداشته شده است؟ بعید است کسی که با معارف دینی آشنا باشد و چنین حرفی را بپذیرد و چنین برداشتی داشته باشد. بحث من درباره اصل اختلافات مبنایی و تاریخی شیعه و اهل سنت نیست که ما در اینجا محق هستیم و آن بحث سر جای خودش هست. شیعه درباره خلافت و غصب جایگاه امیرالمومنین و تبدیل امامت به خلافت و درباره حوادث بعد از پیامبر اسلام و درباره ظلم‌هایی که بر اهل‌بیت رفته و هزاران حوادثی که پایه آن سقیفه بوده است، سخنان بسیاری با ادله و استدلال دارد که هم در تراث شیعی آمده و هم در بیان و قلم علما. اما اختلاف عقیده و مبنایی یک چیز است و فحاشی چیز دیگر. قرآن حتی درباره خدایان مشرکان می‌فرماید وَلا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ، و از دشنام دادن به معبودهای مشرکان نهی می‌کند چرا که نتیجه‌ش این می‌شود که آنها هم از روی دشمنی، به مقدسات مسلمانان اهانت کنند. این دیگر خیلی روشن است. اگر رفتاری انجام دهیم که باعث تحریک طرف مقابل و اهانت متقابل به مقدسات شیعی و در نهایت آسیب دیدن شیعیان دیگر باشد، اسمش هرچه باشد، با سیره اهل‌بیت سازگار نیست. آقایان ما می‌بایست بین تبری و توهین تفاوت بگذاریم. می‌شود مخالف یک جریان بود، می‌شود درباره حوادث و اتفاقات بعد از پیامبر نقد جدی داشت، می‌شود از حقانیت امیرالمومنین و مظلومیت حضرت زهرا سخن گفت اما در عین حال بی‌ادبی و هتاکی نکرد. بله رفیق هیئتی اگر قرار باشد از اهل‌بیت دفاع کنیم، تبیین جایگاه و عظمت اهل بیت است تا توهین و فحاشی به طرف مقابل. دانیال بصیر @danial_basir
امشب صحبت‌های آقا محسن بوی قدرت می‌داد و تصویر یک ایران مقتدر. نه بوی بن‌بست می‌داد، نه از جنس حرف‌های جناحی بود، نه زدن خودی‌ها توش بود و نه از نداشته‌ها و مشکلات گفت. این جنس ادبیات را جامعه امروز ما نیاز دارد. بخدا دیگر خسته‌ شدیم بس که شنیدیم نمی‌شود، نداریم، مشکل داریم و تقصیر قبلی‌هاست. امروز بیش از هر وقت دیگری به کسانی نیاز داریم که وقتی تهدید شدیم، راه عبور از تهدید را نشان بدهند. وقتی دشمن حرفی زد، منفعل نباشند و آینده‌ای پر از امید را و امکان ساختن ایرانی قدرتمند را به مردم یادآوری کنند. پس مردم مسئولانی می‌خواهند که خودشان را نبازند، از دشمن نترسند و آینده را قابل ساختن بدانند و از همه مهمتر خودشان هم محکم‌تر بایستند. دانیال بصیر @danial_basir
صلح حدیبیه مقدمه فتح مبین بود امروز در حرم حضرت امام، حاج حسن آقای خمینی، بحثی درباره فتح مبین و صلح حدیبیه داشتند. لازم دانستم تقریری بر این مطلب بزنم. اینکه فتح مبین ناظر به حوادث صلح حدیبیه و فتح مکه است، حرف تازه‌ای نیست، بسیاری از مفسران همین نظر را پذیرفته‌اند و حتی علامه در تفسیر المیزان فتح مبین را به صلح حدیبیه تفسیر کرده است. اما به نظرم یک نکته مهم این وسط نباید گم شود. بحث ما این نیست که آیا صلح حدیبیه فتح بود یا جنگ! بله، صلح حدیبیه مقدمه فتح بود اما بحث این است که این صلح را نباید از جهاد و مبارزه با کفار جدا کرد. پیامبر اسلام‌ در حدیبیه صلح کرد، اما این صلح، صلح انفعال و تسلیم نبود. یک قرارداد بود که در شرایط خاص، با محاسبه دقیق و از موضع قدرت پذیرفته شد. نتیجه‌اش هم این شد که قریش موجودیت سیاسی و اجتماعی مسلمانان را به رسمیت شناخت و فضای جدیدی برای گسترش اسلام ایجاد شد و چندی بعد فتح مکه رخ داد. اگر کسی از صلح حدیبیه حرف می‌زند و فقط یک تصویر از پیامبری ارائه می‌کند که نشست، پیمان بست و دیگر کاری با دشمن نداشت، به نظرم جفایی است در حق پیامبر اسلام. پیامبر اسلام هم صلح از موضع قدرت داشت، هم جهاد. هم پیمان بست، هم در میدان ایستاد. وقتی فضای سوره فتح را که نگاه می‌کنیم، درباره ایمان، بیعت، مجاهدان، غنیمت، پیروزی و مواجهه با دشمن سخن گفته و در کنار این مولفه‌ها از صلح هم سخن می‌گوید. ولی متاسفانه جریانی که نگاه سکولار دارد، از حدیبیه فقط یک گزاره را بیرون می‌کشد و آن این است که پیامبر صلح کرد پس ما هم باید در هر شرایطی صلح کنیم! آقایان توجه کنید وقتی که دشمن دشمنی می‌کند، اگر موجودیت تو را هدف گرفته، اگر پیمان را می‌شکند و اگر از صلح برای بازسازی توان خودش استفاده می‌کند، آیا عقل و منطق دینی می‌گوید تا ابد فقط صلح کن و هیچ‌وقت وارد میدان نشو صدرصد نه. صلح حدیبیه را باید در کنار فتح مکه فهمید، نه در برابر آن. پیامبر اسلام صلح کرد، اما خودش را خلع سلاح نکرد. پیمان بست، اما اقتدارش را کنار نگذاشت. مذاکره کرد، اما جهاد را از دستور کار خارج نکرد و‌دستور فتح مکه را داد و همین ترکیب است که حدیبیه را به یک فتح مبین تبدیل کرد. دانیال بصیر @danial_basir
این مردم سه جنگ را، فتنه‌های اوایل انقلاب را، فتنه ۷۸ و ۸۸ را، فتنه‌های دولت اعتدال را، فتنه فرهنگی و سیاسی را، فتنه زن، زندگی‌، آزادی را و در آخر کودتا دیماه ۴۰۴ را پشت سر گذرانده‌اند. سال‌ها تحریم‌های سنگین اقتصادی را بر شانه کشیده‌اند، بار سنگین گرانی و تنگنای معیشت را به جان خریده‌اند. از بی‌مهری‌ها رنجیده‌اند، از بی‌کیفیتی خودروسازی ناله کرده‌اند، کم کاری و ترک فعل برخی مدیران را دیده‌اند و از نیش زبان، کنایه و سخنان برخی مسئولین زخمی بر دل داشته‌اند. اما هر بار که پای ایران و اسلام و این انقلاب به میان آمده، از آسایش خویش گذشته‌اند و ایستاده‌اند. این مردم، در تمامی این سال‌ها در میدان آزمونهای سخت، کمی برای انقلاب نگذاشته‌اند. اگر روزی خداوند از آنان بپرسد که در هنگامه سختی چه کردید، پاسخشان روشن است ایستادیم. بله این مردم، حجت را تمام کرده‌اند. اما آقایان مسئول مردم وظیفه خود را انجام دادند شما چه کردید؟ شک نکنید یوم الحسابی وجود دارد که نه تریبون‌ شما به کار می‌آید، نه عناوین‌تان، نه توجیه‌ها و نه آیه‌های یاس و ناامیدی‌تان. خدایی هست که از امانت قدرت از شما بپرسد. دانیال بصیر @danial_basir
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با این ادبیات قرار است وضعیت حجاب را درست کنیم؟ این قطعه از مصاحبه خانم سخنگو را دیدم. کاری با شیوه‌های حل مسئله حجاب ندارم. اما یک سوال در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود، وقتی سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران همچنین نگاهی به حجاب دارد و هنگام صحبت درباره حجاب شخصی خود، طوری حرف می‌زند که چادر به‌عنوان یک انتخاب نامطلوب یا حتی چیزی قبیح در ذهن مخاطب تداعی شود، قرار است چه چیزی را در جامعه ترویج کنیم؟ خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت یک شهروند عادی نیست که تو هرچه به ذهنت رسید در یک مصاحبه عمومی اینگونه صحبت کنی! خانم سخنگو این را به یاد داشته باش که چادر برای بخش عظیمی و بزرگی از زنان این سرزمین یک انتخاب اعتقادی، فرهنگی و هویتی است. خیلی از مادران و دختران ما در همین جامعه سال‌هاست با همین پوشش زندگی کرده‌اند، در عرصه اجتماع و فرهنگ، در عرصه علمی و در بسیاری از عرصه‌های هیچ‌محدودیتی نداشته‌اند و حجاب با چادر را بخشی از شخصیت و هویت اجتماعی، دینی، فرهنگی خود می‌دانند. دانیال بصیر @danial_basir
سرباز روح‌الله سرباز مکتب امام روح‌الله کلا یک قاعده وجود دارد هرگاه جبهه غیر همسو یک نفر یا یک طیف یا یک تفکر را مورد هجمه قرار می‌دهد، حقانیت و درستی آن را تایید می‌کند. من وقتی برنامه «به وقت ایران» را می‌بینم، واقعا کیف می‌کنم. بیشتر هم از این جهت که می‌بینم چند جوان توانسته‌اند وسط یک جنگ، روایت را جدی بگیرند و میدان روایت را از دست ندهند. «به وقت ایران» در جریان جنگ ۴۰ روزه با حضور چهره‌هایی مثل سرباز روح‌الله رضوی، وحید خضاب و نیما اکبرخانی، تبدیل شد به یکی از برنامه‌های پربینده تحلیلی. اما چیزی که برای من درباره سرباز روح‌الله جذاب‌تر است، خود شخصیت اوست. آدمی که اهل کشمیر است، اما آن‌قدر با انقلاب اسلامی احساس هویت و تعلق دارد که وقتی پای دفاع از ایران و روایت مقاومت می‌رسد، انگار دارد از خانه خودش دفاع می‌کند. این پر معناست. بله انقلاب اسلامی گفتمانی است که در مرزهای جغرافیایی ایران خلاصه نمی‌شود‌. وقتی یک جوان کشمیری با این انگیزه می‌آید وسط میدان رسانه و برای روایت ایران می‌ایستد، یعنی این گفتمان مرزها جغرافیایی را شکسته است. وحید خضاب و نیما اکبرخانی هم در کنار این جریان، سهم خودشان را گذاشتند و با عبور از یک برنامه معمولی تلویزیونی، به یک تریبون جدی برای تحلیل جنگ تبدیل شدند. پس باید گفت: خدا قوت سرباز روح‌الله. خدا قوت وحید خضاب. خدا قوت نیما اکبرخانی. از هجمه‌ها نترسید. دانیال بصیر @danial_basir
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ چه کسی جز امیرالمومنین علی علیه السلام می‌توانست پیامبر را این‌گونه وصف کند؟ «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ...» پیامبر، طبیبی است که به دنبال بیمار می‌گردد. نه آن‌که بر درِ مطب بنشیند و منتظر بماند تا بیمار، خود را به او برساند. او در میان آدمیان می‌گردد. در کوچه‌های غفلت، در وادی حیرت، در میان دل‌هایی که چشم دارند و نمی‌بینند، گوش دارند و نمی‌شنوند و زبان دارند و از گفتن حقیقت بازمانده‌اند. این، شاید یکی از عمیق‌ترین معانی رحمت پیامبر باشد. امیرالمومنین نمی‌فرماید پیامبر در انتظار آمدن بیماران بود می‌فرماید: «مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَةِ» با داروی خویش، مواضع غفلت و جایگاه‌های حیرت را جست‌وجو می‌کرد. این تعبیر را باید بارها خواند. پیامبر، انسان را در تاریکی رها نمی‌کند. به سراغش می‌رود. اگر در غفلت است، به سراغ غفلتش می‌رود. اگر در حیرت است، به سراغ حیرتش. اگر دلش کور شده، مرهمی برای دلش می‌آورد. پیامبر، طبیب مصلحت‌اندیشی نیست، طبیبِ حقیقت است. گاهی مرهم می‌گذارد و گاهی می‌سوزاند تا زخمِ چرک‌کرده از میان برود. درد را انکار نمی‌کند تا بیمار آرام بگیرد، درد را می‌شناسد تا بیمار شفا پیدا کند. و شاید راز عظمت پیامبر اسلام همین‌جا باشد که او برای ساختن جامعه‌ای بی‌درد نیامده بود، برای درمان انسان دردکشیده آمده بود. پیامبرِ امیرالمومنین، پیامبری نیست که مردم را از دور موعظه کند، طبیبی است که راه می‌افتد و بیمار را پیدا می‌کند. دانیال بصیر @danial_basir
پاس گل خودی به دشمن امروز در خبرها دیدم که اسکات بِسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، درباره وضعیت ایران گفته: «ایران تحریم‌ها را بسیار جدی گرفته است. رهبران ایران از وضعیت اقتصاد کشور در شوک هستند.» این خبر ناشی از پالس ضعفی است که برخی مسئولین ما در هفته‌های اخیر به دشمن داده‌اند! گاهی آدم نمی‌داند باید به بعضی حرف‌های مسئولان نقد کند یا به دشمن بابت این خوراک آماده‌ای که مجانی در اختیارش گذاشته می‌شود، تبریک بگوید! مسئول ما حرفی می‌زند و چند ساعت بعد، دشمن همان حرف را از دهان خودش تکرار می‌کند و می‌گوید: دیدید؟ تحریم‌ها روی ایران اثر گذاشته است! ما که منکر مشکلات اقتصادی نیستیم. مردم مشکلات را با گوشت و پوستشان لمس می‌کنند و می‌بایست مسئولین نیز بابت مشکلات پاسخگو باشند. اما بین پاسخگویی به مردم و اعتراف گرفتن از خود برای دشمن، یک فاصله جدی وجود دارد. آقایان شما مسئولین جمهوری اسلامی ایران هستید و نه سخنگوی اتاق جنگ تحریم‌های آمریکا! قرار نیست هر ضعفی که دشمن آرزو دارد بشنود، با صدای بلند از تریبون رسمی کشور اعلام شود تا چند دقیقه بعد، تبدیل به سند موفقیت تحریم‌کنندگان شود. مشکل داریم؟ بله. فشار اقتصادی داریم؟ بله. کسی هم منکر نیست. اما مسئول در تراز انقلاب اسلامی باید بلد باشد همین واقعیت را با ادبیات قدرت بیان کند، نه با ادبیاتی که دشمن بتواند از آن برای تحقیر ملت ایران استفاده کند. قدیمی‌ها یک جمله ساده دارند: «با سیلی صورت خودشو سرخ نگه می‌داره.» لااقل همینگونه رفتار کنید. قرار نیست مشکلات را پنهان کنیم اما قرار هم نیست خودمان بلندگو دست بگیریم و برای دشمن توضیح بدهیم که کجا ضربه خورده‌ایم! در جنگ، اطلاعات ارزش دارد. در جنگ اقتصادی، روایت ارزش دارد. در جنگ شناختی، حتی یک جمله مسئول می‌تواند تبدیل به سلاح طرف مقابل شود. آقایان دولتی و مجلسی، مردم از شما نمی‌خواهند مشکلات را انکار کنید، می‌خواهند برای حل مشکلات بجنگید. می‌خواهند برای سفره‌شان کاری کنید. اگر دشمن تحریم کرده، وظیفه دولت و مجلس این نیست که به دشمن ثابت کند تحریم‌هایش موفق بوده، وظیفه دولت و مجلس این است که کاری کند دشمن بفهمد تحریم، ابزار شکست ملت ایران نیست. مسئول جمهوری اسلامی باید بداند هر جمله‌اش دو مخاطب دارد: مردم خودمان و دشمنی که مترصد یک کلمه برای عملیات روانی است. پس قبل از هر حرف، فقط یک سؤال: این جمله قرار است مشکل مردم را حل کند یا برای دشمن سند پیروزی بسازد؟ اگر دومی است، لطفا لطفا لطفا پاس گل را خودمان به دشمن ندهیم! دانیال بصیر @danial_basir