eitaa logo
قهوه قجری
62 دنبال‌کننده
271 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
مگر شیر و پلنگی ای دل ای دل بمو دایم به جنگی ای دل ای دل اگر دستم فتی خونت بریجم بوینم تا چه رنگی ای دل ای دل
چرا آزرده حالی ای دل ای دل همه فکر و خیالی ای دل ای دل بساجم خنجری دل را برآرم بوینم تا چه حالی ای دل ای دل
مو از قالوا بلی تشویش دیرم گنه از برگ و باران بیش دیرم اگر لاتقنطوا دستم نگیرد مو از یاویلنا اندیش دیرم
بسر شوق سر کوی ته دیرم بدل مهر مه روی ته دیرم بت من کعبهٔ من قبلهٔ من ته ای هر سو نظر سوی ته دیرم
دلا از دست تنهایی بجانم ز آه و نالهٔ خود در فغانم شبان تار از درد جدایی کند فریاد مغز استخوانم
قلم بتراشم از هر استخوانم مرکب گیرم از خون رگانم بگیرم کاغذی از پردهٔ دل نویسم بهر یار مهربانم
نالیدن هم به سبک باباطاهر قشنگه
وای بر ابوعطا
چقدر قشنگه
رَبِّ أَفْحَمَتْنِي ذُنُوبِي، وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِي، فَلاَ حُجَّةَ لِي، فَأَنَا الْأَسِيرُ بِبَلِيَّتِي، الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِي، الْمُتَرَدِّدُ فِي خَطِيئَتِي، الْمُتَحَيِّرُ عَنْ‌ قَصْدِي، الْمُنْقَطَعُ‌ بِي. اى پروردگار من،گناهانم خاموشم نموده و گفتارم قطع گرديده.پس براى من هيچ حجّتى نيست.ازاين‌رو من اسير بلاى خود،گروگان عمل خويش،مردد در خطاى خود،متحيّر از مقصد خويش و در راه مانده‌ام قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِي مَوْقِفَ الْأَذِلاَّءِ الْمُذْنِبِينَ‌، مَوْقِفَ الْأَشْقِيَاءِ الْمُتَجَرِّينَ عَلَيْكَ‌، الْمُسْتَخِفِّينَ بِوَعْدِكَ‌. خود رادر جايگاه خواران گناهكار،جايگاه بدبختانى كه بر تو جرأت يافته‌اند و سبك شمارندگان وعدۀ تو، واداشته‌ام سُبْحَانَكَ‌ أَيَّ جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ‌، وَ أَيَّ تَغْرِيرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِي. پاك و منزّهى!به كدامين جرأت بر تو تجرّى نمودم‌؟ و به كدام هلاك، خود را به هلاكت افكندم‌؟