eitaa logo
قهوه قجری
65 دنبال‌کننده
272 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
به من گفتند: او پوسیده است. تاکی می‌خواهی آن جا بنشینی. کمی دیگر تو هم مثل او می‌پوسی. ای کاش یادشان می‌آمد: زمانی که من پوسیده بودم، زمانی که تنهایی یارم بود، زمانی که تاریکی خانه ام بود، زمانی که غم پیراهنم بود و زمانی که زندگی را از خود ترد کرده بودم، او بود که کنارم ماند، او بود که یارم شد، او بود که روشناییم شد، او بود که دلیل لبخند هایم شد و زندگی را بار دیگر به من بخشید.
پلک می زدم باغ در آتش می سوخت مرگ من برای ادامه ی باغ کافی نبود پس من آواز خواندم سکوت کردم من و گندم آموخته بودیم که در فقر سکوت کنیم رو به روی من سه شمع افروختند من نمی توانستم در حریق باغ و مرگ گندم این سه شمع را جواب گویم ما در این کوچه با این سه شمع عمر باخته بودیم می گفتند: در انتهای باغ در کنار حریق سه جغد ما را نظاره می کنند سه شمع را خاموش کردیم جغدها پرواز کردند هندوانه در بشقاب بود -احمدرضا احمدی
دیشب که دلم ز تاب هجران می سوخت اشکم همه در دیدهٔ گریان می سوخت می سوختم آنچنان که غیر از دل تو بر من دل کافر و مسلمان می سوخت
دریا، اشک های ابر هایی هست، که خود روزی دریا بودند قاصدک
ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشاء
نمیگم چقدر درس خوندم که ریا نشه ولی با وجود این میزان درس خوندن اگر امتحان فردا خراب کنم و اونطور که بخوام نشه باز هم ناراحت نیستم چون امتحان فارسی بود و من برای فارسی خونده بودم و از این خوندن هم لذت برده بودم تا جایی که حیفم میومد بخوابم و دیگه نخونم و کتاب بذارم کنار و فردا برم و امتحان بدم و... پرونده ادبیات فارسی یازدهم ببندم امسال برعکس پارسال این درس خیلی شیرین‌تر بود حسین نوید ادبیات دوازدهم را می‌دهد و من نمی‌توانم از کتاب فعلی دل برکنم
شب دراز و قلندر بیدار...