eitaa logo
قهوه قجری
62 دنبال‌کننده
271 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
اما... دستی که به دست من بپیوندد نیست صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست زنجیر، فراوان فراوان، اما چیزی که مرا به زندگی بندد نیست
لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی است و چشم هایت شعر سیاه گویایی است چه چیز داری با خویشتن که دیدارت چو قله های مه آلود محو و رویایی است چگونه وصف کنم هیات غریب تو را که در کمال ظرافت کمال والایی است تو از معابد مشرق زمین عظیم تری کنون شکوه تو و بهت من تماشایی است در آسمانه ی دریای دیدگان تو شرم گشوده بال تر از مرغکان دریایی است شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم که خوابناک تر از عطرهای صحرایی است مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم که این بلیغ ترین مبحث شناسایی است نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت چنین که یاد تو زودآشنا و هرجایی است تو باری اینک از اوج بی نیازی خود که چون غریبی من مبهم و معمایی است پناه غربت غمناک دست هایی باش که دردناک ترین ساقه های تنهایی است
سحابی هشت انفجار (با نام سحابی حلقه جنوبی هم شناخته میشه)
همه عالم سخنم رفت و به گوشت نرسید آری آن جا که تو باشی سخن ما نرود _سعدی
انگار از قدیم الایام این سوال مطرح بوده که: این همه آدم هست، چرا از من خوشت اومده؟ این همه آدم قشنگ تر از من هستن، چرا من؟ و خلاصه از این قبیل سوالات... و پیشینیان هم جواب‌های جالبی طراحی کردند مثل آقای سعدی که می‌فرماید: مرا خود با تو چیزی در میان هست و گر نه روی زیبا در جهان هست
یاد ایامی که با تلسکوپ از ماه عکس می‌گرفتم و نجوم همه‌ی زندگیم بود
سحابی هلیکس (چشم خدا)
《وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرینَ》 و قطعا در آسمان برج‌هایی قرار دادیم و آنها را برای بینندگان آراستیم (حجر-۱۶)
دردیست غیر مردن، کان را دوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی‌دانم