انگار از قدیم الایام این سوال مطرح بوده که: این همه آدم هست، چرا از من خوشت اومده؟ این همه آدم قشنگ تر از من هستن، چرا من؟
و خلاصه از این قبیل سوالات...
و پیشینیان هم جوابهای جالبی طراحی کردند
مثل آقای سعدی که میفرماید:
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
《وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرینَ》
و قطعا در آسمان برجهایی قرار دادیم و آنها را برای بینندگان آراستیم
(حجر-۱۶)
تا حالا حس غربت و غریب بودن تجربه کردین؟
این حس هیچ منطقی نداره
این حس معمولا بخاطر دوری شما از وطن/ میهن/خانه شکل میگیرد، اما اینکه توی خونهی خودتون، بین خانوادهی خودتون این حس در وجودتون ایجاد بشه، غیرممکن نیست چرا که علت و منشاء اصلیش رفتار دیگران با شماست.
تقریبا میشه اینطور گفت نوع خاصی از تنهایی میتونه باشه. چراکه هردو یک حس درونی با منشاء بیرونی هستن
یونگ میفرماید:
تنهایی نه از تنها ماندن، بلکه از نبود امکان به اشتراک گذاشتن آنچه برای ما اهمیت دارد، حاصل میشود.