اونشب تا صبح حرم موندم
حرم که چه عرض کنم
خونه
خونهی پدری
پدربزرگم از مامورین بازسازی این خونه بود و سفارش ضریح فعلی خودش داده بود
بابام اینجا حق آب و گل دارد و کاشیای بالای قسمت ضریح را با اوستا محمد کرمانشاهی کامل کرد
مامانم هم که منو از نذر اباالفضل داشت.
حق بدید
حق دارم همیشه این شبا از خودبیخود بشم.
من مسلمان شدهی شیعهی چشمی هستم
که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد