دلتنگی چیست؟
دلتنگی؟ مادربزرگ من است.
وقتی برادرش را که از مادرمم سنش کم تر بود و بچهاش به حساب میآمد از دست داد، بر سر کمدش میرفت و لباسهایش را بو میکرد و زیر لب میگفت: محمدم... محمدم...
و همینطور قطره قطره گریه میکرد تا مبادا کسی گریههایش را ببیند و فکری کند.
دلتنگی مادرم بود با شب گریههای مرگ پدربزرگ و مادربزرگش
دلتنگی پدرم بود با غروری که پس از مرگ پدرش شکست و هربار که حرف از او میشود بغض میکند گلویش میگیرد
دلتنگی سنگ سفید غسالخانهی واقعیت بود که رویش داشتند جسد خوشحالی را که حالا تبدیل به خیال شده بود میشستند.
دلتنگی غربت است
غربت لحظات خوشآیند در ذهن انسان
دوری ممتد و برگشت ناپذیر یک حس خوب
و خدا میداند چقدر از ما انسان ها در همین لحظه در حالی که خیلیهایمان در ساعت ۳ صبح روز پنجشنبه ۷ اسفند ماه که این پیام نوشته میشود و خوابیم؛ دلتنگیم.
چیه این زندگی بابا
من توی این کالبد حس محدودیت میکنم شمارو نمیدونم
یا درگیر احساساتم
یا درگیر زندگی
اَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لاَ يَخْشَعُ
خدايا پناه به تو مى برم از نفسى كه از دنيا سيرى ندارد و از قلبى كه خاشع نباشد
وَ مِنْ عِلْمٍ لاَ يَنْفَعُ وَ مِنْ صَلاَةٍ لاَ تُرْفَعُ وَ مِنْ دُعَاءٍ لاَ يُسْمَعُ
و از علمى كه نفع نبخشد و از نمازى كه بالا نرود و از دعايى كه به اجابت نرسد
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ وَ الْفَرَجَ بَعْدَ الْكَرْبِ وَ الرَّخَاءَ بَعْدَ الشِّدَّةِ
خدايا از تو مى طلبم آسانى حال را بعد از عسرت و گشايش پس از رنج و مشقت و فراوانى نعمت پس از سختى و شدت
اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْكَ
اى خدا هر نعمتى كه ما بندگان راست هم از جانب توست خدايى غير تو نيست از تو آمرزش مى طلبم و بسوى تو از گناه باز مى گردم.