eitaa logo
قهوه قجری
62 دنبال‌کننده
271 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
این چند روز کلا از زندگی افتادم من باید الان خواب می‌بودم تا فردا بعد از اذان صبح بشینم به درس خوندن ولی خب... جنگ عجیبه جنگ خیلی رویداد عجیبیه
ما توی ریاضی در بخش حد، پیوستگی و مجانب یه چیزی داریم به نام ابهام. ابهام انواع داره و بعضیاش قابل برطرف کردنه. اما ریاضی بهم یاد داد بعضی از ابهام ها هیچوقت برطرف نمیشن. و الان من در یکی از ابهامات زندگیم قرار دارم ابهام آینده آینده‌ای که نمیدونم حتی به کجا میل می‌کنه...
بیخیال تعمق بیفایده‌ست
-میدونی درد واقعی چیه؟ پسرک پوزخندی زد: باز جملات اینستاگرامی؟ -خب بابا من چجوری بگم حالم خیلی خوب نیست؟ پسرک خمیازه‌ای کشید: مثل آدمیزاد. یا میتونی از طریق شعر بروز بدی -خب حوصله گفتن شعر ندارم پسرک دوباره خمیازه‌ای کشید و دیگر واقعا معلوم بود که این موضوع برایش کسل کننده است: خب پس ناله هم نکن. اگر حالت واقعا خوب نیست یا مثل آدمیزاد بگو یا پاشو برو یه اثر ادبی خلق کن. این مسخره بازیا چیه؟ پس فرق تو با این همه ناله‌گر آدم‌نما چیه؟ جمع کن خودتو بابا
خب باشه بیا اینم شعر
شب‌ها دوباره ذهن من آشفته می‌شود از چشم من هزار سخن گفته می‌شود از امتداد خط زمان می‌کنم فرار تا ناکجای وهم که دل شسته می‌شود هر شب خیال می‌کنمت در کنار خویش تنها بدین طریق چشم بسته می‌شود افسوس میخورم که هواسم نبوده‌است دل به خیال روی تو وابسته می‌شود آتشفشان خفته‌ی صد ساله بوده‌ام از دیدنت دوباره دلم پخته می‌شود یا مثل شمع می‌شوم از عشق شعله‌ای کز حد فاصل کم او کشته می‌شود یا مثل مسجدی که در اندیشه‌ی وصال هنگامه‌ی اذان تو گلدسته می‌شود اما چه فایده؟ تو فقط وهم من شدی از وهم بی‌کران نفس خسته می‌شود یا رب خودت گواه دلی و همین بس است گر رخصتی دهی به تو دلبسته می‌شود
اصلا خواب به چشمم نمیاااااد که بخوام بخوابم