این فقط مربوط به ایران نیست و شامل تمام مردم دنیا میشه. صرف اینکه بیایم و دست روی فرهنگ رسانهی مجازی جامعهی خودمون بذاریم اشتباهه. چیزی که من دارم میگم خیلی کلیتر از این حرفاست.
فعلا که رسانه کاربری خودشو از دست داده و تبدیل به یک جریان آهسته (و چه بسا گاهی راکد) در سطح عمومی شده. محتوای جدیدی تولید نمیشه که جهت درستی بده و صرفا القا میکنه؛ چه در مسائل سیاسی، چه فرهنگی و چه اجتماعی. مخاطب هم به محتوا فکر نمیکنه و مورد کنکاش قرار نمیده. چیزی که به دستش برسه رسیده و تمام!
این صرفا مربوط به بخش مجازی رسانه میشه
دربارهی بخش تلویزیون، مطبوعات و نشریات باید بیشتر فکر کنم
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سینه را چون سینهها هفت آب شو از کینهها
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان میروی مستانه شو مستانه شو
ای کاش هرگز کتاب یوزپلنگانی که با من دویدهاند بیژن نجدی به دستم نمیرسید
خیلی فضاشو دوست دارم ولی احساس میکنم داره بیش از حد روم تاثیر میگذاره
از برخی عزیزان واقعا بعید است
چرا باید از طیف شعرا و ادبیان دشنامی داده شود؟ مگر شما از فرهیختگان این کشور نیستید؟
از خودتان شرم نمیکنید؟
از نزدیکانتان که انتظار فرهیختگی از شما دارند شرم نمیکنید؟
اینها به کنار
از قشر مذهبی و دشنامهای آنان بیشتر خجالت میکشم که در قرآن به طور صریح اشاره شده است که [وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ]؛ حال آنکه آشکارا چنین رذیلت اخلاقی را مرتکب میشوند
قهوه قجری
تشبیه مضمر در ادبیات فارسی تقریبا چنین شکلی داره یعنی پیداست اما در عین حال پنهان هم هست مثلا: عاشق
نمیاد بگه من چون غنچه دریده پیرهنم. میاد و اینجوری از صنایع ادبی استفاده میکنه