شهر- منهای وقتی که هستی- حاصلش برزخ خشک و خالی
جمع آیینهها ضربدر تو، بیعدد صفر، بعد از زلالی
میشود گل در اثنای گلزار، میشود کبک در عین رفتار
میشود آهویی در چمنزار، پای تو ضربدر باغِ قالی
چند برگی است دیوان ماهت؟ دفتر شعرهای سیاهت؟
ای که هر ناگهان از نگاهت، یک غزل میشود ارتجالی
هرچه چشم است جز چشمهایت، سایهوار است و خود در نهایت
میکند بر سبیل کنایت مشق آن چشمهای مثالی
ای طلسم عددها به نامت! حاصل جزر و مدها به کامت!
وی ورق خوردهٔ احتشامت هرچه تقویم فرخنده فالی!
چشم وا کن که دنیا بشورد، موج در موج دریا بشورد
گیسوان باز کن تا بشورد شعرم از آن شمیم شمالی
شهر- منهای وقتی که هستی- حاصلش برزخ خشک و خالی
جمع آیینهها ضربدر تو، بیعدد صفر، بعد از زلالی
حاصل جمع آب و تن تو، ضربدر وقت تن شستن تو
هر سه منهای پیراهن تو، برکه را کرده حالی به حالی!
-حسین منزوی
#شعر
گاهی اوقات فکر میکنم یاس از آینده اومده
چون تمام تیکهها و کنایههای آهنگ باغ به این روزها اشاره داره و پر از ایهامهای دوپهلوعه
الذین اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون
این آیه تمام ایمان و توحید به حضرت حق را در خودش داره و مصداق راضی بودن به رضایت الهیه
(همان کسانی که هنگامی که مصیبتی بر آنان وارد شد گویند: بازگشت همه به سوی اوست)
هممون میریم
چه از شهادت چه از کهولت چه از کسالت.
دلبستگی به دنیا چیز اشتباهی نیست چرا که انسان در این دنیا قطعا چیزهایی داره که نمیتونه بیخیالشون بشه، حالا چه مال، چه خانواده، چه هرچیزی که انسان را به این دنیا پابند کنن. انسان باید زندگی کنه و درست زندگی کنه. مرگ یک لحظهست و زندگی کردن درست از اصول اسلامه.
اما این هدف نیست و همیشگی نخواهد بود. چراکه دنیا قطعا مزرعهی آخرت خواهد بود