خب تا اینجا که همه چیز طبیعیه
(بعد از این هم طبیعیه، don't worry:))
منتها اتفاقی که افتاد چون این مدت همش بیرون بودم، تایم کمی برای خوندن کتاب پیدا میکردم و از قضا کتابی که شروع کردم حجیمه، بنابراین نیاز به زمان بیشتری برای خوندنش داشتم و خب تصمیم گرفتم استفاده از نتنها فضای مجازی بلکه حتی گوشی رو هم کمتر کنم تا زمان بیشتری برای کتابخونی خالی کنم.
هیچی دیگه، ما داشتیم یهکله کتاب میخوندیم که ناگهان، چشمتان روز بد نبینه، خدا نصیب گرگ کتابخون نکنه، یک سری از صفحات کتابم به اشتباه تکرار صفحات گذشته چاپ شده و صفحات اصلی رو نداره 💔💔💔💔💔💔
من الان با قلبی زخم خورده و سراسر ملال در خدمت شمام.
حالا دو راه در پیش دارم
یکی اینکه برم نسخه دیجیتال کتاب رو بخرم و اون صفحات رو بخونم 💔
یا اینکه از کسی بخوام از روی کتابش اون چند صفحه رو برام عکس بگیره و بفرسته 💔
راهحل اول با توجه به هزینههای فضایی کتاب، خیلی منطقی نمینماید
در رابطه با راهحل دوم، فکر میکنم اینجا، دو سه نفری رو میشناسم که این کتاب رو خوندن به گمونم؛ اما آیا باز هم منطقی بهنظر میرسه اینکه برم به کسی که تا به حال باهم گفتگویی نداشتیم بگم لطفاً از صفحات فلان تا فلان کتابت برام عکس بفرست، چون من توی خماری موندم؟ (قطعا شانسمو امتحان میکنم).
نمیدانم و اطلاعی ندارم.
#گفتوشنود
اگر محبوبی در دل دارید شاید اینجا تسکینی باشه
https://eitaa.com/EshgheKhooni
- بچهها :»
اخیرا روزها رو بدین صورت میگذرونم که:
پستهای موردعلاقهم رو برای اوژنی فوروارد میکنم
و اونم با ریاکشن نشون دادن، خوشحالم میکنه.
تهِتهِ ارتباطات مجازیم اینه فعلا.
اخیرا روزها رو بدین صورت میگذرونم که:
پستهای موردعلاقهم رو برای اوژنی فوروارد میکنم
و اونم با ریاکشن نشون دادن، خوشحالم میکنه. (من متقابلاً هیچی نمیگم)
تهِتهِ ارتباطات مجازیم اینه فعلا.
الان بین اینکه پیام کامل با دقیقهی ناخوشایند رو نگه دارم و یا پیام ناکامل با دقیقه خوشایند رو نگه دارم، موندم.
یکی از تجربیات من در این دوره از تحصیلم اینه که به عنوان کسی که کوچکترین عضو کلاس (با اختلاف فاحش) هست، دووم آوردن خیلی سخته.